معجزات و کرامات

از کرامات امام جواد علیه السلام

مجلسی در بحارالانوار از کتاب خرایج ابنراوندی از محمد بن سهل بن الیسع روایت کرده که گوید من در مکه مجاور بودم پس
از آنجا به مدینه آمدم و بر حضرت ابیجعفر ثانی علیه السلام وارد شدم من خواستم از او درخواست کنم جامهای را که میپوشید و
برای من اتفاق نمیافتاد که این درخواست را بنمایم تا اینکه او را وداع نموده و قصد خروج کردم [ صفحه ۱۵۲ ] پس به خود گفتم
که به خدمتش مینویسم و درخواست میکنم پس نامهای نوشته و به جانب مسجد رفتم تا اینکه دو رکعت نماز خوانده و صد بار
استخیر الله بگویم آن وقت اگر در دلم افتاد که نامهی را بفرستم خواهم فرستاد و الا آن را پاره کنم پس در قلبم واقع شد که نامه را
نفرستم و آن نامه را پاره کرده از مدینه بیرون آمدم در این بین که من روانه راه بودم دیدم رسولی آمد و جامهای با اوست که در
میان بقچهای گذارده و از میان قطار کاروان سئوال از محمد بن سهل قمی مینماید تا اینکه خودش را به من رسانیده و آن جامه را
به من داده و گفت، مولای تو این جامه را برای تو فرستاده و آن دو پارچه نرم و نازک بود، احمد بن محمد گوید وقتی محمد بن
سهل وفات کرد من او را غسل داده و در آن دو پارچه او را کفن کردم. و نیز مجلسی از کتاب خرایج از سهل بن زیاد از احمد بن
حدید روایت کرده که گوید من با جماعتی از حجاج بیرون شدیم بین راه دزدان به ما برخوردند وقتی که وارد مدینه شدیم من
حضرت اباجعفر را درس داد ملاقات نمودم با او به منزل آمده و حادثهای را که برای ما رخ داده بود به عرض رساندم آن حضرت
امر فرمود برای من پوششی آوردند و دیناری چند به من عطا نموده فرمود آنها را به رفقایت به قدری که از آنها بردهاند تقسیم کن
من آنها را قسمت کردم دیدم آن مبلغ به همان مقدار بود که از آنها برده بودند نه بیشتر از آن و نه کمتر بود. و نیز مجلسی از
خرایج از یحیی ابنعمران روایت کرده که گوید [ صفحه ۱۵۳ ] جماعتی از اصحاب ما مردم ری بر حضرت ابیجعفر علیه السلام
وارد شدند و در میانه ایشان مردی زیدی مذهب بود آنها گفتند ما مسائلی را از آن جناب میپرسیم ابیجعفر علیه السلام به غلام
خودش فرمود دست این مرد را بگیر و او را بیرون کن زیدی عرض کرد اشهد ان لا اله الا الله و ان محمداً رسول الله و أنک حجۀ
صفحه ۶۷ از ۱۱۱
الله باز این خبر در خرایج [ ۱۴۲ ] است که جماعتی از اصحاب رقعهای چند در احتیاجات خود به خدمت امام عرض کردند و در
مابین آنها رقعهای از یک نفر واقفی بود امام علیه السلام به خط مبارک خودش جواب رقاع را مرقوم داشته مگر رقعه شخص واقفی
که آن را جواب نداده بود. مسعودی در [ ۱۴۳ ] اثبات الوصیه مینویسد:
برگرفته از کتاب سرور الفؤاد یا، زندگانی حضرت امام جواد محمد بن علی التقی علیه السلام نوشته: ابوالقاسم سحاب

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *