از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – زدم به آب در این سیل بی گداری که …

زدم به آب در این سیل بی گداری که …
شکسته است مرا خنده های یاری که …

نشسته است ببیند چگونه خواهد خورد
ترک به تارک لبهای پر غباری که …

به خاک حجره فتاده ز شدت عطش و
عذاب او شده این چشم آبداری که …

گرفته اند به سخره به هلهله با رقص
کنیزها همه در گوشه و کناری که …

مرا به یاد کسی بین قتلگاه انداخت
به یاد خستگی جسم آن سواری که …

سرش به نیزه و انگشترش به یغما رفت
و می شنید به گوشش یکی دو باری که …

حرم شلوغ شد و آن وسط زنی می گفت :
غریب تشنه تو حال مرا نداری که.

چه خوب شد که مرا خواهری نبوده و نیست
که خون شود به دلش در همین دیاری که …

تنم سه روز و سه شب روی خاک می افتد
کبوتران حرم می کنند کاری که …

گریز روضه ی کرب و بلاست تا محشر
گریز روضه ی این درد بی شماری که …

صدای کاسه شکستن به جان من انداخت
در این کویر شده اشک آب باریکه.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *