از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – ای کرامت سائل صحن و سرایت یا جواد

ای کرامت سائل صحن و سرایت یا جواد
ای سلامت جود بر جود و عطایت یا جواد

ای که بارد جود از دست گدایت یا جواد
ای صفای دل حریم با صفایت یا جواد

ای دوای دردمندان خاک پایت یا جواد
دوست و دشمن کند مدح و ثنایت یا جواد

ای کرم داران، درم داران، گدای کوی تو
حسن کلّ انبیا در طلعت دلجوی تو

خوی احمد، خوی حیدر، خوی زهرا، خوی تو
نخل طوبی سایه ای قامت دلجوی تو

چشم خلقت، دست خلقت، روی خلقت، سوی تو
کعبه ی جان همه دار الولایت یا جواد

در جمال بی مثالت ای عزیز مرتضی
می توان روی خدا را دید با چشم رضا

نیست خالی آنی از نور تو دامان فضا
حکمرانی می کنی هم بر قدر هم بر قضا

سجده آورده است بر خاک درت صبر و رضا
ای رضای حضرت حق در رضایت یا جواد

آفتاب چشم خورشید ولایت کیست تو؟
آسمان جود و دریای عنایت کیست تو؟

مشعل پیوسته تابان هدایت کیست تو؟
صورت حق را فروغ بینهایت کیست تو؟

کلک صنع کبریا را طرفه آیت کیست تو؟
جز خدا نتوان کسی گوید ثنایت یا جواد

کودکی بودی که نور از دانشت عالم گرفت
علم از فیض تو فیض عیسی مریم گرفت

دست حیرت بر لب خود زاده ی اکثم گرفت
دید در ظاهر تو طفلی رتبه ات را کم گرفت

پنجه ی نطق تو حلقوم ورا محکم گرفت
گشت مبهوت کلام دلربایت یا جواد

پور اکثم لب چو بگشایی اسیرت می شود
قدرت مأمون عّباسی حقیرت می شود

علم مدیون کلام دلپذیرت می شود
نور هم پروانه ی روی منیرت می شود

هر نفس یک وحی از حیّ قدیرت می شود
وحی بارد از کلام جانفزایت یا جواد

اهل دانش مخزن علم خدایت خوانده اند
اهل بینش وجه ذات کبریایت خوانده اند

اهل دل اهل ولا روح دعایت خوانده اند
اهل جود اهل کرم بحر عطایت خوانده اند

دوست داران رضا ابن الرّضایت خوانده اند
سیّدی ابن الرّضا جانم فدایت یا جواد

هست و بود بضعه ی پاک پیمبر کیست تو
دُرّ دریا و دریای سه گوهر کیست تو

آسمان جود را پیوسته محور کیست تو
آل عمران، نور و فرقان، حمد و کوثر، کیست تو

دست داور، روی احمد، نجل حیدر، کیست تو
بسته دل بر پنجه ی مشکل گشایت یا جواد

ای غبار کاظمینت آبرو را آبرو
ای محمّد هم به نام و هم به خلق و هم به خو

ای نهاده مهر گردون بر در صحن تو رو
من به خلوتخانه ی دل با تو دارم گفتگو

در کناری مرغ روحم پر زند از چار سو
تا که گردد طایر صحن و سرایت یا جواد

ای که بی حرز تو مأمون از بلا ایمن نبود
ای که بی مهر تو حتّی خوار در گلشن نبود

ای که بی مهرت فلک را آه در دامن نبود
پاسخ مهر تو زهر کینه ی دشمن نبود

اجر تو در حجره ی در بسته جان دادن نبود
کشت از بیگانه بدتر آشنایت یا جواد

ناله کردی تا پرید از لانه مرغ جان تو
درد بودی پای تا سر درد شد درمان تو

ای فدای چشم گریان و دل سوزان تو
عالمی شوزند با یاد لب عطشان تو

چشم قاتل هم به وقت مرگ شد گریان تو
چون نگردید چشم یاران در عزایت یا جواد

ریخت جای آب یارت عاقبت آتش به کام
گشت عمر حضرتت با ماه ذیقعده تمام

بر تو و بر غربت و بر کام عطشانت سلام
این شنیدم جسم پاکت اوفتاد از روی بام

ماند جسمت بر زمین ای زاده ی خیر الانام
ریخت سیل اشک «میثم» از برایت یا جواد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *