از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – دستای خورشید رو به آسمونه

دستای خورشید رو به آسمونه
داره نوای غریبی می خونه

حالش چه زار و دلش بی قراره
حتی توون نشستن نداره

وای ، جگر پاره پاره دهان خون
وای ، رُخش زرد زرد و خزان گون

وای ، جواد الائمه یا مولا
******

از حجره ی او رسد یک نوایی
هادیِ من ای گل من کجایی

کرده مرا زهر همسر اسیرم
لب تشنه در حجره ی خود میمیرم

وای ، نه آبی دهد نه دوایی
وای ، مرا کشته این بینوایی

وای ، جواد الائمه یا مولا
******

زندان همسر مرا کرده دلگیر
گرچه جوانم ولی گشته ام پیر

مویم سپید و دلم خونه خونه
ای وای از این شهر و از این زمونه

وای ، ندارم به خانه پناهی

وای ، بود جُرم من بی گناهی
وای ، جواد الائمه یا مولا

******
فرجام کارم شده ناله و غم

هستم به یاد عزیزانم هر دم
هستم به یاد نوای عمو آب

غم های جّدم مرا کرده بی تاب
وای ، امون از عطش روی لب ها

وای ، امون از دل خون مولا
وای ، جواد الائمه یا مولا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *