از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – آنکه عمری داغ زهرا شعله زد بر پیکرش

آنکه عمری داغ زهرا شعله زد بر پیکرش
ریخت از روز ازل باران ماتم بر سرش

نخل امید رضا بود و به باغ احمدی
دست ظلمی زد شراره بر همه برگ و برش

از غریبی بی کس و تنها به خود پیچید و باز
شد غبار حجره در بسته او بسترش

او چو شمعی آب می گردید از کینه ولی
هلهله می کرد از شادی در آنجا همسرش

همسر او گر برون حجره می خندد ولی
در درون حجره می گرید به حال مادرش

بشکند دست تو گلچین این گل زهرا بود
با چه جرأت دست افکندی و کردی پرپرش

این جگر از داغ یک سیلی تمام عمر سوخت
آخر ای زهر جفا کردی چرا سوزان ترش

در دو عالم سربلند است و سر افرازی کند
هر که می گردد (وفائی) از وفا خاک درش

***هاشم وفائی***

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *