از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – هر دم هزار نوبت جان از بدن برآید

هر دم هزار نوبت جان از بدن برآید
تا آه سینه سوزى از قلب من برآید

بس کوه غصه بردم بس خون دل که خوردم
گویى که از لبم خون جاى سخن برآید

از بس که یار قاتل سوزم نهفته در دل
ترسم که جاى آهم دود از دهن برآید

دیگر نمانده هیچم تا کى به خود پیچم
اى مرگ همتى کن تا جان ز تن برآید

امروز بین حجره فردا کنار کوچه
آواى غربت من از این بدن برآید

نیکوست زهر دشمن در راه دوست از من
هم سوختن به آتش هم ساختن برآید

از بس که رفتم از تاب از بس تنم شده آب
بر من صداى فریاد از پیرهن برآید

نبود عجب که بر من هنگام دفن این تن
خون در لحد بجوشد سوز از کفن برآید

جانسوز شعر(میثم) خیزد ز دل دمادم
مانند ناله ‏اى کز بیت الحزن برآید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *