از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – زهر آن چنان شرر زده بر جسم و جان من

زهر آن چنان شرر زده بر جسم و جان من
کز تن ربوده یکسره تاب وتوان من

من در دیار غربت و دل خسته جان نزار
با من چه کرد همسر نامهربان من

من میهمان و داروى دردم دو جرعه آب
بر من نمى‏ دهد ز جفا میزبان من

در بسته است روى من و شادمان بود
یارب تو آگهى ز غم بیکران من

ام الفساد دختر مامون چها نکرد
از ره کینه با من و با خانمان من

یکدم صبا برو به جنان از وفا بگو
با مادرم حکایت درد نهان من

چون لاله داغدارم و افسرده همچو گل
بلبل نواى غم کشد ازگلستان من

زین داغ سینه سوز که دارم به دل ز غم
خشکیده از عطش همه کام و زبان من

مادر ز جور دشمن بد کیش خانگى
خون مى‏ رود ز چشم و دل دوستان من

خون ریخت چشم خامه ازین ماجرا(صفا)
تا زد رقم به شرح غم و داستان من

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *