از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – کشتند بیگنه، خلف بوتراب را

کشتند بیگنه، خلف بوتراب را
نهم امام و نوگل ختمى مآب را

ام الفضول فتنه ایام، ام الفضل
از ریشه کند ریشه ‏ى فصل الخطاب را

مى‏ خواست ام الفضل، که ‏ام الفساد بود
بیرون برد ز حد تصور عقاب را

دادند زهر مهلک ناباب در و وثاق
بستند بستگان وى از کینه باب را

آه از دمى که خیل کنیزان، نکرده شدم
برداشتند از رخ عصمت، حجاب را

نالان امام و جمع زنان، هلهله کنان
تا نشنوند سوز دل آن جناب را

دائم نفس نفس زد و میگفت آب آب
بردند و همسرش به زمین ریخت آب را

مى ‏خواست خصم کینه‏ کش دون، بهم زند
شیرازه ‏ى تمامى ام الکتاب را

بالاى بام سایه ‏ى حق را ربود وبرد
در زیر آفتاب نهاد آفتاب را

گردد سایه‏ اش پرو بال کبوتران
بنگر طیور و عاطفه ‏ى بى حساب را

یا ثامن الحجج به جوادالائمه ‏ات
خون کرده زهر غم، جگر شیخ و شاب را

با غصه گشت توام و گردید منقلب
هر کس شنید قصه‏ ى این انقلاب را

(حداد) و خلق از غم این ظلم بى حساب
گیرند دائم از گل مژگان، گلاب را

عباس حداد کاشانى

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *