از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – کاظمین امشب سراپا غرق ماتم گشته است

کاظمین امشب سراپا غرق ماتم گشته است
گوئیا بار دگر بوی محرم گشته است

خاک این شهر بوی مرگ وبوی باران میدهد
یک خبر از حجره ای بر جمع یاران میدهد

کنج آن حجره غریبی از تبار فاطمه ست
با نوای خسته اش آهسته او در زمزمه ست

ناله غمبار او آذر به خرمن میزند
پیش قاتل سوزد واو حرف رفتن میزند

این که می پیچد به خود نام علی بر لب بود
این گل خیر النساء وعمه اش زینب بود

گاهی از سوز جگر بر سینه اش آذر زند
هم چو مرغی بسملی پر پر به پشت در زند

گاهی بر دیوار وگاهی دست به پهلو میزند
روی خاک افتاده وحرفی ز بازو میزند

گاهی یاد کودکان ومشک پاره میکند
گاهی یاد گریه هایه نور دیده میکند

گاهی یاد خون رگهایه بریده میکند
آندمی که گرد او نامحرمان کف میزدند

یاد کوفه بوده دورعمه اش دف میزدند
آن کنیزانی که خنده بر گل طا ها زدند
گوئیا سیلی به روی حضرت زهرا زدند

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *