از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – از شرار زهرکینه خون شده قلب مدینه

از شرار زهرکینه خون شده قلب مدینه
تا قیامت غصه و غم قسمت این سرزمینه

هادی ال پیمبر از غم بابا هزینه
خنده های تلخ قاتل شعله افکنده به سینه

پیش روی حجت حق دشمنان سنگ میزنند
او دهد جان و یه عده بهر او دف میزنند

قتلگاهش خانه ی خود قاتل او همسرش
با لبی خندان کنیزان پیش ااو کف میزنند

وای از این غم داد از این غم وای من از درد غربت
تشنه کام و دل پریشان بین حجره می دهد جان

وقت مردن زنده گشته یاد شاه تشنه کامان
پیرمردی بین گودال شد اسیر چنگ گرگان

غرق خاک و غرق خونِ وای من سلطان خوبان
بانگاهش بین مقتل حرف ها می زد حسین

پیش چشم خواهر خود دست و پا می زد حسین
موی او در دست دشمن راس او در زیر تیغ

ضربه ها می زد عدو و ناله ها می زد حسین
وای از این غم داد از غم وای من از درد غربت

باز دوباره فصل ماتم میرسد ارام و نم نم
طبل و سنج و شال مشکی شد زمان غصه و غم

اشک ریزان قلب سوزان میخرند از هر دو عالم
سینه زن ها گریه کن ها می رسد بوی محرم

گوش دل وا کن که وقت روضه خوانی گشته است
رنگ و بوی کوچه ها مان آسمانی گشته است

کاروانی از مدینه راهی دشت بلاس
کربلا دیگر زمان میزبانی گشته است

وای از این غم داد از این غم وای من از قلب زینب
ذکر لبها یا حسینِ هستی زهرا حسینه

شکر حق که عمری من رزق سالم با حسینه
کل عالم سا ئلند و سید و مولا حسینه

خوش به حال هر کسی که نوکر آقا حسینه
کربلا شبهای جمعه بی نطیر و با صفاس

فاطمه مهمان شاه تشنه کام و سر جداس
یا حسین این دل دوباره خسته از دوری شده

تنگ دیدار شبهای جمعه ی کربو بلاس
وای از این غم داد از این غم وای من از این فراغ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *