از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – آن شمع شعله ور که به غیر از شرر نداشت

آن شمع شعله ور که به غیر از شرر نداشت
آتش گرفته بود و به جز چشمِ تر نداشت

از ناله اش شراره به هفت آسمان فتاد
اما به قلب سنگی قاتل اثر نداشت

ای دل بسوز از غم آن کس که همسرش
کف می زد و به سوختن او نظر نداشت

غربت گرفته بود دلش را زِ هر طرف
گوئی که شامِ درد و غم او سحر نداشت

تا داشت او نفس ز جگر گفت العطش
مرهم برای سوزش زخم جگر نداشت

شد پاره پاره آن دل از زهر شعله ور
غیر از خدای کس ز دل او خبر نداشت

هم چون حسین سر به سر خاک غم گذاشت
خاکم به سر که سر ز سر خاک بر نداشت

او از نفس فتاد و درِ حجره باز شد
دیدند شاهدان که دگر بال و پر نداشت

خون گریه کن “وفایی” از این غم، که آن امام
حتی امان ز همسر بیدادگر نداشت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *