از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار میلاد امام جواد (ع) – آسمان اشک شوق می بارید

آسمان اشک شوق می بارید
عشق روی زمین قدم می زد

دست باران به شانه ها می خورد
خلوت باغ را بهم می زد

اسکله بر افق تبسم کرد
موج و ساحل کنار هم ماندند

جزر ومد کف زدند و رقصیدند
وصدفها ترانه می خواندند

پر و بال کبوتران واشد
دل خود را به آسمان دادند

ماتشان برده بود و از بالا
خانه ای را بهم نشان دادند

خانه ی آیه ها و آینه ها
کعبه تنها رفیق و همگامش

قعر زیر بنای آن خورشید
پاتوق هر فرشته ای بامش

ناگهان عرش بر زمین افتاد
فرش تعظیم کرده و پا شد

وملائک به چشم خود دیدند
سرزمین مدینه زیبا شد

ازدحام گدا چنان پشتِ
در خانه هجوم آوردند

به گمانم که روزی ِخود را
تا نگیرند بر نمی گردند

همه مست اند مستِ این خانه
پس نه ، این خانه نیست میکده است

چه قدر شاد شد امام رضا
که جوادش ز راه آمده است

نهمین نور خانواده ی عشق
هشتمین طفل مادر دنیا

پسر ماهِ حضرت خورشید
پدر جود و مهربانی ها

هنر یک نگاه او حاتم
بسکه از رتبه ی کرم رد شد

باعث قحطی گدا شده است
دست و دل بازی اش زبانزد شد

السلام ای امام سائلها
حضرت عشق همجوار خدا

دامنت رابه دست ما برسان
لطف حق٬ ای خزانه دار خدا

جود تو علت وجود من است
سوره ی کوثر امام رضا

تو جوانی جوانی ام به فدات
ای علی اکبر امام رضا

تو بهاری وسبزی و سروی
ماخمیده درخت پائیزیم

گریه ی تو ز ماتم زهراست
مابرای تو اشک می ریزیم

گرچه بی ارزشیم و سرباریم
ماخریده شدیم گریه کنیم

خنده اصلاً به ما نمی آید
آفریده شدیم گریه کنیم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *