اخلاق و فضائل

امام جواد چشمه حقالیقین

در نه سپهر دلبری در چرخ قوس محوری آن نور شمس داوری از بهر ذره پروری هر سمت و هر سو بنگری اندر ثریا و ثری جن و ملک، حور و پری با پرچم پیغمبری آن حجت کبری بود آن مظهر اسما بود مولی جواد العارفین آن چشمهی حقالیقین در فهم نآید ذات او ذاتش بود مرآت او از نفی و از اثبات او روح است از نفحات او در عالم ذرات او در مصحف آیات او از کوثر و جنات او عطر گل مشکوه او گفتم: که باشد این وجود؟ گفتا وجودش بحر جود مولی جواد العارفین آن چشمهی حق الیقین این مرغ در پرواز کیست در خیمهگاه راز کیست فیاض چارهساز کیست با عالمی دمساز کیست آن کس کند آغاز کیست آن محرم هر راز کیست از در، درآید باز کیست این صاحب اعجاز کیست فیاض فیض سرمدست آن قاف قدرت را به دست مولی جواد العارفین آن چشمهی حق الیقین آمد ندایی از حرم از آن حریم محترم قرعه به فال خود زدم بهتر بد از سیم و زرم پر همای دلبرم سایه فکنده بر سرم هم در حیات و در ممات مشکلگشای کائنات [ صفحه ۱۷۳] مولی جواد العارفین آن چشمهی حق الیقین گنجینه گوهر تقی سلطان بحر و بر تقی اسماء را مظهر تقی فرزند پیغمبر تقی آن در سیمین بر تقی آیینه مظهر تقی افلاک را محور تقی طاهر تقی اطهر تقی در هر کجا ماوای او امکان زخاک پای او مولی جواد العارفین آن چشمهی حق الیقین از عرصهی ملک ولا بر خلق آمد این ندا حجت به جمله ماسوا مقصود و محبوب خدا مولود آل طا و ها باشد وصی لافتی علمش بود بیانتها دارد نشان از مصطفی سر تا به پا آئینه است آیینهای از آن مه است مولی جواد العارفین آن چشمهی حق الیقین بسته پر مرغ روان دارد مکان در جسم و جان در قاف کاف کهکشان در صد هزاران آسمان طاووس علیین بود او معنی یاسین بود مولی جواد العارفین آن چشمهی حق الیقین شمع هدایت این بود روح ولایت این بود آخر نهایت این بود مصباح و آیت این بود کنه درایت این بود زاول بدایت این بود بحر عنایت این بود دار شفایت این بود دریای فیض خالق او از امر سبحان، رازق او مولی جواد العارفین آن چشمهی حق الیقین در مکتب عرفان او شاگرد او لقمان او رمزی است در قرآن او سری است در ادیان او از عهد و از پیمان او راضی بود سبحان او بر سفرهی احسان او عالم همه مهمان او از بهر دین معنی بود چون زهرهی زهرا بود مولی جواد العارفین آن چشمهی حق الیقین در مولدش اعجاز کرد دریای رحمت باز کرد [ صفحه ۱۷۴] رمز نبی ابراز کرد ایجاد را آغاز کرد کشف کتاب راز کرد بر لامکان پرواز کرد دل قبلهگاه راز کرد محکوم ترک و تاز کرد محکوم حکمش عالم است زیرا وصی خاتم است مولی جواد العارفین آن چشمهی حق الیقین خواهی اگر آگه شوی آگه ز سر الله شوی سر تا به پا واله شوی باید در آن درگه شوی واقف از آن درگه شوی از رمز نور الله شوی مجذوب آل الله شوی سلطان مهر و مه شوی قطره، ولی کن فکان باشد امام انس و جان مولی جواد العارفین آن چشمهی حق الیقین [ صفحه ۱۷۵]
برگرفته از کتاب نگاهی گذرا بر زندگانی امام جواد (ع) نوشته آقای عبدالرزاق مقرم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *