شهادت

توضیح در مورد کیفیت شهادت امام جواد علیه السلام

همان طور که قبلا گفتیم در نحوهی شهادت ایشان چند اختلاف وجود دارد؛ ولی آنچه مشهورتر از بقیه است این است که همسر
ایشان امالفضل دختر مأمون به تحریک عمویش معتصم، آن حضرت را مسموم کرد. به دلیل آنکه امالفضل از آن حضرت کینهای
در دل داشت به سبب آنکه آن حضرت میل به زنان و کنیزان دیگرش میکرد و خصوصا مادر امام هادی علیه السلام را بر او
ترجیح میداد. به همین دلیل بارها امالفضل نزد پدرش مأمون شکایت امام جواد علیه السلام را مینمود. حتی یک شب امالفضل
نزد پدرش مأمون رفت و شکایت کرد که حضرت جواد علیه السلام زنی از اولاد عمار یاسر گرفته و [ صفحه ۶۸ ] بدگویی آن
حضرت را نزد پدرش کرد. آن شب مأمون مست بود و با گفتهی دخترش بسیار خشمگین شد و با شمشیر خود به خانه و اتاق امام
جواد علیه السلام حمله کرد و آن چنان شمشیر بر بدن حضرت زد که حاضران گمان نمودند بدن ایشان پاره پاره شد. وقتی صبح
شد، دیدند که آن حضرت سالم است و یکی دیگر از معجزات آن حضرت میباشد. باز در زمان خلافت معتصم، امالفضل
نقل شده است: « عیون المعجزات » شکایتها و نارضایتی خود را نسبت به امام جواد علیه السلام نزد معتصم بیان کرد. در کتاب
معتصم بعد از گرفتن بیعت از مردم، متوجهی احوالات امام جواد علیه السلام شد و طی نامهای به حاکم مدینه از او خواست امام و
همسرش امالفضل را به بغداد روانه کند. به محض رسیدن امام جواد علیه السلام و امالفضل به بغداد، امالفضل نزد معتصم رفته و
شکایت خود را از امام جواد علیه السلام به معتصم بیان نمود. [ صفحه ۶۹ ] معتصم نیز چون دنبال بهانهای برای شهادت حضرت
میگشت، امالفضل را به شهادت حضرت قانع کرد. امالفضل انگور رازقی را زهرآلود کرده، نزد آن امام مظلوم آورد و چون
حضرت از آن تناول نمود اثر زهر در بدن مبارکش ظاهر شد. امالفضل از کار خود پشیمان شد و شروع به گریه و زاری نمود.
بعد از شهادت «. حالا که مرا کشتی گریه میکنی، به خدا سوگند به بلایی مبتلا خواهی شد که مرهمپذیر نباشد » : حضرت فرمود
امام جواد علیه السلام، امالفضل به بلایی گرفتار شد و هر چه اطبا معالجه کردند، مفید و مؤثر واقع نشد تا آنکه از حرم معتصم
بیرون آمد و آنچه از مال دنیا داشت صرف مداوای آن مرض کرد؛ ولی مفید و مؤثر نشد و با بدترین حالت هلاک شد و زیانکار
دنیا و آخرت گردید. جعفر بن مأمون نیز چون یکی از عوامل شهادت حضرت بود به سزای این امر در حال مستی به چاه افتاد و به
[ هلاکت رسید. [ صفحه ۷۰
برگرفته از کتاب سیره و زندگانی حضرت امام محمد تقی علیه السلام نوشته: لطیف و محمدرضا راشدی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *