حوادث، وقایع، هجرت, شهادت

توطئه قتل امام جواد به اتهام خروج

قطب راوندی از ابن ارومه چنین نقل می کند: معتصم تعدادی از وزرایش را فرا خواند و گفت: بر علیه محمد بن علی بن موسی
(علیهما السلام) نزد من شهادت دروغ دهید و بنویسید که می خواهد خروج کند. آن گاه امام را خواست و گفت: تو علیه من توطئه
مأمون بر وجود شاهدان پای فشرد. «. والِله ما فعلتُ شیئا مِن ذلِک؛ به خدا سوگند! من چنین کاری نکرده ام » : کرده ای! امام فرمود
در آن «. اللهُم اِن کانُوا کذِبُوا علی فخُذهُم؛ خدایا اگر بر من دروغ بسته اند، آنها را بگیر » : امام هم دستش را بلند کرد و عرض کرد
یا ابن رسُولِ الله ! اِنی تائِبٌ » : لحظه ایوان لرزید و هر یک از اطرافیان معتصم که بر می خاست، بر زمین می افتاد. معتصم عرض کرد
این بار «. مِما فعلتُ فادعُ ربک ان یُسکِنهُ؛ ای پسر رسول خدا! از آنچه کردم، توبه نمودم. از پروردگارت بخواه که آن را آرام سازد
اللهُم سکِنهُ و اِنک تعلمُ انهُم اعداؤُک و اعدائی؛ خدایا! آرامش ساز و تو می دانی که آنها » : امام دست بلند کرد و عرض کرد
در پی این دعا آرامش به ایوان بازگشت. [ ۱۷ ] . به کاخ سلطنت گفتا خلیفه با وزیران کای ابا جعفر ترا «. دشمنان تو و من هستند
قصد خروج و انقلاب آمد ز روی افترا، اوراقی آوردند کاینها را گرفتیم از غلامانت، چه نزدت گو جواب آمد بگفتا: بارالها! افترا
بستند اگر بر من بگیر این دشمنان، کاین افترا حقش عقاب آمد که ناگه کاخ گشتی زیر و رو، کآن قوم افتادند خلیفه دید هر یک
از خنازیر و کلاب آمد به پوزش معتصم بر دست و پا افتاد و تائب شد بگفت این کاخ ساکن کن، که سخت این اضطراب آمد
. [ بگفتا: بارالها! ساکن این قصر معلق کن که کاذب توبه کرد، از تو قبول مستتاب آمد [ ۱۸
برگرفته از کتاب امام جوادجواد علیهالسلام غریب بغداد نوشته: محمد عابدی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *