امامت و رهبری، حاکمان زمان

توطئه مامون زمان امام جواد

همانطوری که متون تاریخی تصریح کردهاند، [۵۶] مامون بزرگترین و مهمترین خلیفه عباسی و داناترین، دوراندیشترین، مکارترین و دوروترین آنان بوده است. [ صفحه ۶۳] همین مرد، معاصر امام جواد (علیهالسلام) بود و امام بخش بزرگی از زندگانی خود را همزمان با او به سر برد. مامون کسی است که کوششهای متعددی به منظور کسب پیروزی نهائی و قطعی بر اندیشهی شیعهی امامی، چه در زمان امام رضا (علیهالسلام) و چه در زمان امام جواد (علیهالسلام)، به عمل آورد. او پس از آنکه به اشتباه گذشتگانش در رفتار با ائمه اهلبیت (علیهمالسلام) پی برد، تلاش نمود که با آنان به روشی نو و در نوع خود بینظیر، که در پس آن نیرنگی سختتر و توطئهای بزرگتر نهفته بود رفتار کند. از این رو مناسب است در اینجا به پارهای از روایات تاریخ، که کوششهای مامون را برای نابودی امامت شیعی نشان میدهد و ما قسمتی از آن روایات تاریخی را در کتاب: «زندگانی سیاسی امام رضا (علیهالسلام)» آوردهایم بیاوریم. ما در آن کتاب آوردهایم که: مامون به گرد آوردن علماء و اهل کلام خصوصا از معتزله، که اهل محاجه و جدل و موشکافی مسائل بودند، اهتمام میورزید تا آنان امام رضا (علیهالسلام) را محاصره کنند و در گفتگوها و مباحثاتشان، آن حضرت را در خصوص بزرگترین مدعای خود و پدرانش که داشتن علم خاص به علوم و آثار پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بود، شکست بدهند. هدف نهائی او این بود که با شکست یافتن امام رضا (علیهالسلام) در مسالهی امامت، مذهب تشیع سقوط کند و برای همیشه ستارهی شیعه و امامان شیعه خاموش گردد و به این ترتیب بزرگترین منبع و مصدر مشکلات و خطراتی که مامون و دیگر حاکمان غاصب و ستمگر را تهدید میکند، از میان برداشته شود. اینک پارهای از شواهد تاریخ که نشان دهندهی این نقشهی مزورانهی مامون میباشند: ۱ – صدوق میگوید: «مامون از متکلمان فرقههای مختلف و پیروان [ صفحه ۶۴] هوا و هوسهای گمراه کننده، هر که را که نامی از او شنیده بود، برای مباحثه با امام رضا علیهالسلام احضار میکرد، به امید اینکه شاید امام علیهالسلام در گفتگو با یکی از آنها محکوم شود». [۵۷] . ۲ – اباصلت چنین میگوید: «از شهرهای مختلف، متکلمان را احضار میکرد، به این آرزو که یکی از آنان در مباحثه، امام را شکست دهد تا منزلت او نزد علماء پایین بیاید و به وسیلهی آنان، نقصان امام در میان مردم منتشر و شایع گردد. ولی هیچ دشمنی، از یهود و نصاری و مجوس و صابئیان و براهمه و بیدینان و مادیان و نه هیچ دشمنی از فرقههای مسلمین با آن حضرت سخن نمیگفت مگر آنکه با دلیل و برهان محکوم و ساکت میگشت». تا اینکه میگوید: «چون این نیرنگ مامون به نتیجه نرسید، به آن حضرت سوء قصد کرد و با خورانیدن سم او را بکشت». [۵۸] . ۳ – ابراهیم بن عباس گفته است: «از عباس شنیدم میگفت: «… مامون با پرسشهای مختلف دربارهی همه چیز، او را امتحان میکرد و او به هر سوال، جواب کافی و شافی میداد». [۵۹] . ۴ – هنگامی که حمید بن مهران از مامون درخواست کرد که با امام رضا (علیهالسلام) مباحثه و مجادله کند تا از منزلت او بکاهد، مامون به او گفت: «چیزی، از اینکه منزلت او کاسته شود، نزد من محبوبتر [ صفحه ۶۵] نیست». [۶۰] . ۵ – و به سلیمان مروزی گفت: «به خاطر شناختی که از قدرت علمی تو دارم، تو را به مباحثه با او (امام علیهالسلام) میفرستم و هدفی ندارم جز اینکه فقط او را در یک مورد محکوم کنی». [۶۱] . ۶ – موقعی که امام (علیهالسلام) اوصاف بچهای را که کنیز مامون بدو حامله بود فرمود، مامون گفت: «پیش خود گفتم، به خدا قسم این بهترین فرصت است، تا اگر آنچنان که او گفته نباشد، او را از ولایت عهدی خلع کنم و همواره در انتظار وضع حمل آن کنیز بودم…» سپس روایت میگوید که آن بچه، با همان اوصافی که امام (علیهالسلام) فرموده بود متولد گشت. [۶۲] . ۷ – چنانچه در کتاب «زندگانی سیاسی امام رضا (علیهالسلام) توضیح دادهایم؛ یکی از اهداف مامون از تفویض ولایت عهد به امام رضا (علیهالسلام)، این بود که مردم ببینند که امام، زاهد نیست و به مقامات دنیوی علاقمند است!. [ صفحه ۶۸]
برگرفته از کتاب نگاهی به زندگانی سیاسی امام جواد (ع)نوشته آقای علامه سید جعفر مرتضی عاملی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *