احادیث و سخنان

حدیث امام جواد در مورد شب قدر و نزول وحی

بسم الله الرحمن الرحیم (انا انزلناه فی لیله القدر – و ما ادریک ما لیله القدر – لیله القدر خیر من الف شهر تنزل الملائکه و الروح فیها باذن ربهم من کل امر – سلام هی حتی مطلع الفجر.) [۲۱۶] . روایت کرده اند که: شخصی حضور امام محمد باقر علیه السلام آمد عرض کرد: یابن رسول الله! بر من غضب مکن، فرمود: برای چه؟ عرض کرد: برای آنچه می خواهم از شما بپرسم. فرمود: بپرس، عرض کرد: آیا خشمگین نمی شوی. فرمود: نه خشمگین نمی شوم. گفت: مگر در تفسیر سوره ی (انا انزلناه فی لیله القدر) و (تنزل الملائکه و الروح) نفرمودی این نزول ملائکه و روح به اوصیای پیامبر بوده؟ فرمود: چرا!. پرسید: آیا نزد اوصیاء امری می آورند که رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را [ صفحه ۲۳۵] نمی دانسته و یا به امری می آیند که رسول خدا آن را می دانسته است؟ در حالی که میدانم رسول خدا از دنیا رفت و از علم چیزی نبود مگر علی علیه السلام آن را از رسول خدا گرفت و حفظ کرد. امام باقر علیه السلام فرمود: ای مرد مرا با تو چه کار؟ و چه کسی تو را بر من وارد کرد؟ عرض کرد: قضای الهی مرا بر شما وارد کرد برای جستجوی دین، فرمود: پس آنچه برایت می گویم بفهم. آنگاه فرمود: هنگامی که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در شب معراج به آسمان ها عروج نمود برنگشت مگر آن که خداوند علوم گذشته و آینده را تا روز قیامت به او آموخت و بسیاری از علم او مجمل بوده است که در شب قدر تفسیر آن می آید، و نیز امیرالمومنین علیه السلام مجمل علم را دانسته بود و تفسیرش در شب قدر برایش آمد. سائل پرسید: آیا در خود مجمل تفسیرش نبود؟ فرمود: چرا، ولی در شب های قدر امور را از طرف خدا به پیامبر و اوصیاء علیهم السلام می آورند که چنین کن و چنین کن. در مورد امری که آن را دانسته بودند، امر می شدند که چگونه در مورد آن عمل کنند. عرض کرد: برای من بیشتر توضیح بدهید. فرمود: رسول خدا از دنیا نرفت مگر اینکه حافظ مجمل علم و تفسیر آن بود. عرض کرد: پس آنچه در شب های قدر برایش می آمد علم چه چیزی بود؟ فرمود: دستوراتی بود در مورد آنچه می دانست. سائل گفت: پس برای ایشان در شب های قدر علمی جز آنچه [ صفحه ۲۳۶] می دانسته اند پدیدار نمی گشته است. فرمود: این مطلب از چیزهائی است که امر شده اند به کتمان آن و تفسیر آنچه پرسیدی را جز خداوند تبارک و تعالی نمی داند. سائل گفت: آیا اوصیاء می دانند چیزی را که انبیاء ندانند؟ فرمود: نه. چگونه وصی می داند غیر از علمی را که به او به وصایت رسیده است؟ سائل گفت: آیا می توانیم بگوئیم: یکی از اوصیاء می دانسته آنچه را که دیگری نمی دانسته است؟ فرمود: نه، هیچ پیامبری از دنیا نرفته است مگر آنکه علم او در وجود وصی اش منتقل گشته است و همانا فرشتگان و روح در شب قدر حکمی را می آورند که به آن میان بندگان حکم می کند. سائل گفت: آیا آن حکم را نمی دانسته اند؟ فرمود: چرا آن را می دانسته اند ولی اجرای چیزی را نمی توانند تا آنکه در شب های قدر به آن دستور داده شوند که تا سال آینده چه کنند. سائل گفت: ای اباجعفر نمی توانم آن را انکار کنم. امام باقر علیه السلام فرمود: هر که انکار کند آن را از ما نیست. سائل گفت: ای اباجعفر، آیا پیامبر در شب های قدر چیزی برایش می آمد که آن را نمی دانست؟ فرمود: برای تو جایز نیست که از چنین مطلبی سئوال کنی. اما علم آنچه گذشته و آنچه خواهد آمد، هیچ پیامبری نمی میرد و وصیی از دنیا نمی رود مگر آنکه وصی بعد از او آن را می داند، اما این علمی که از آن می پرسی خداوند عزوجل ابا دارد که اوصیاء را بر آن مطلع گرداند مگر خودشان. [ صفحه ۲۳۷] سائل گفت: ای فرزند رسول خدا چگونه بفهمم و درک کنم که شب قدر در هر سال هست؟ فرمود: هنگامی که ماه رمضان فرا رسید در هر شب صد مرتبه سوره ی دخان را بخوان و شب بیست و سوم که آمد به تصدیق آنچه را که از آن سئوال کردی نظاره گر خواهی بود. [۲۱۷] . علامه ی مجلسی رحمه الله می فرماید: سبب امر به کتمان علم این است که: در علم اجمالی بدا تصریح نشده، علم محو و اثبات است، ولی در افاضه شب های قدر علم تفصیلی افاضه می شود که بدا در آن قید شده و چون فهم بدا برای عموم مشکل بوده امام پنجم علیه السلام تصریح و توصیه به کتمان و حفظ آن کرد که اعراب عصر اواخر بنی امیه درک نمی کردند. ما موضوع بدا را در کتاب «زندگانی امام محمد باقر علیه السلام» نگاشتیم و رساله ای نیز جداگانه درباره ی بدا طبع و نشر نمودیم، چنانچه مشاهده می شود علت امر به کتمان این خبر این است که: علم الهی در دو لوح تجلی دارد: ۱ – لوح محفوظ که به منزله ی قضای مبرم، و متقن و حکم غیر قابل احتراز. ۲ -لوح محو و اثبات که به وسیله ی بدا گاهی محو و اثبات یا تبدیل و تغییر می یابد. و علت این تغییر در علم الهی است که جز او هیچ کس نمی داند و شاید از آن علومی باشد که حتی به پیامبران خود هم اسرار آن را نیاموخته است. دعاها، صدقه ها، نیکوکاری ها و گذشت ها که سبب تبدیل شرور به خیرات و سیئات به صدقات می شود در همین لوح دومی است. تغییر مقدرات و سرنوشت به وسیله ی عمل خیری بوده که او نموده است و چون در لوح محفوظ می نگرند صورت تبدیل شده و قضای اصلی که جاری شده مشاهده می نمایند و این علم را [ صفحه ۲۳۸] جز خردمندان بردبار نمی توانند تحمل و شکیبایی نمایند. لذا امام علیه السلام دستور می فرماید که: آن را بفهم و حفظ کن و به کسانی که ظرفیت آن را ندارند نیاموز. این است که برای ائمه معصومین علیهم السلام در مقدرات که کدام حتمی و کدام غیر حتمی است. – یعنی تطابق لوح محفوظ با لوح محو و اثبات – در شب های قدر آشکار می شود. در روایت امام محمد باقر علیه السلام آمده که حضرتش فرمود: یا معشر الشیعه! خاصموا بسوره (انا انزلناه فی لیله القدر) تفلجوا. فو الله! إنها لحجه الله علی الخلق بعد رسول الله صلی الله علیه و آله و إنها لسیده دینکم، و إنها لغایه علمنا. ای گروه شیعه! با سوره ی «إنا انزلناه فی لیله القدر» با مخالفین مخاصمه کنید، پیروز می شوید، به خدا قسم این سوره حجت خدا بر خلق است بعد از رسول خدا، و آن در راس دین شما و سرور آن است و به راستی که آن نهایت علم ما است. یا مشعر الشیعه! خاصموا ب (حم و کتاب المبین إنا انزلناه فی لیله مبارکه إنا کنا منذرین)، فإنها لولاه الامر خاصه بعد رسول الله صلی الله علیه و آله. یا معشر الشیعه! إنها تبارک و تعالی یقول: (و إن امه الا خلا فیها نذیر) [۲۱۸] . ای گروه شیعه! با سوره ی «حم و الکتاب المبین…» با منکرین و مخالفین مخاصمه کنید و بحث و استدلال نمایید زیرا این ویژه والیان بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله است. ای گروه شیعه خداوند تبارک و تعالی می فرماید: هیچ امتی نیست مگر آنکه ما در آن بیم دهنده ای قرار دادیم. [ صفحه ۲۳۹]
برگرفته از کتاب زندگانی حضرت امام محمد تقی جوادالائمه نوشته آقای حسین عماد زاده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *