احادیث و سخنان

حدیث امام جواد صدقه دادن و نگهداشتن اجر آن

امام حسن عسکری علیه السلام فرموده است:
مردی بر امام جواد علیه السلام داخل شده در حالی که مسرور و خوشحال بود، حضرت به او فرمود: چگونه است که تو را خرسند و شادمان می بینم؟
عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! از پدر بزرگوارت شنیدم که می فرمود: سزاوارترین روز، برای مسرت و خرسندی بنده خدا، روزی است که خدای متعال صدقه دادن، نیکی کردن و به برادران مومن خدمت نمودن را، نصیب و روزی اش کرده باشد، خوشبختانه امروز، ده نفر از برادران مومن که تهیدست و عیالوار بودند، از اینجا و آنجا به من مراجعه کردند و من، به همه آنها کمک کردم و شادمانی ام، از این بابت است. امام جواد علیه السلام فرمود: به جان خودم سوگند! سزاوار است خوشحال باشی، به شرطی که کار خود را ضایع نکرده باشی،ا بعد از این ضایع نسازی! آن مرد عرض کرد: چگونه کار خود را ضایع کرده باشم در حالی که از شیعیان مخلص شما هستم؟!
حضرت فرمود: (از خدا) بترس (با همین حرف)، بهقین نیکی و بخشش خود، به برادران مومنت را ضایع ساختی، عرض کردم: چگونه چنین است؟ ای فرزند رسول خدا!
امام جواد علیه السلام به او فرمود: سخن خدای متعال را قرائت کن که فرمود:ا ایها الذین آمنوا لا تبطلوا صدقاتکم بالمن و الاذی) [۱] «ای کسانی که ایمان آورده اید! بخششهای خود را با منت و آزار، باطل نسازید.»
آن مرد عرض کرد: ای فرزند رسول خدا! به کسانی که نیکی کرده ام، نه منتی نهاده ام و نه اذیت و آزارشان کرده ام.
امام جواد علیه السلام به او فرمود: همانا خدای متعال فرمود: «بخششهای خود را با منت و آزار، باطل نسازید.» و نفرمود: با منت نهادن بر کسانی که به آنها نیکی کرده اید (یا اذیت و آزار آنها)، ضایع نکنید، (پس مراد از) اذیت در آیه همه اذیتها است آیا بنظر شما اذیت و آزار تو به آنها، مهمتر و سنگین تر است،ا اذیت و آزارت به فرشتگان محافظ خودت،ا فرشتگان مقرب خداوند،ا اذیت و آزارت به ما؟!
آن مرد عرض کرد: البته این آزار و اذیت، مهمتر و سنگین تر است.
حضرت فرمود: بی گمان، من و آنها را آزار نمودی و نیکی خود را باطل کردی! عرض کردم: چرا باطل ساختم؟
حضرت فرمود: بخاطر اینکه گفتی: چگونه کار خود را ضایع کرده باشم، در حالی که از شیعیان مخلص شما هستم، وای بر تو! آیا می دانی شیعه مخلص ما کیست؟ (عرض کرد: نه، نمی دانم، حضرت فرمود: شیعیان مخلص ما)، حزقیل مومن، مومن آل فرعون و صاحبس همان کسی که خدای متعال راجع به او فرمود: (و جاء من اقصی المدینه رجلسعی) [۲] «و مردی (با ایمان) از دورترین نقطه شهر، با شتاب فرا رسید…» و سلمان، ابوذر، مقداد و عمار می باشند، آیا تو خود را با آنان، مساوی و برابر قرار دادی؟ آیا بدینگونه ما و فرشتگان الهی را نیازردی؟! آن مرد گفت: از خدای متعال طلب آمرزش می کنم و به سوی او توبه می کنم، اما چگونه باید بگویم؟ حضرت فرمود: بگو من از موالیان و دوستداران شما و دشمن دشمنانتان و دوستدار دوستانتان می باشم، آن مرد گفت: چنین می گویم و چنین هستم، ای فرزند رسول خدا! و البته از سخنی که شما و فرشتگان الهی را خوش نیامد و خوش نیامدنتان هم جز بخاطر ناخشنودی خدای متعال نیست، توبه کردم. اینجا بود که امام جواد علیه السلام فرمود: هم اکنون، مزد و پاداش بخششهای تو، به تو باز گشت و حکم نابودی آنها، لغو شد. [۳] .
—————————————————————————————————————————————–
پی نوشت ها:
[۱] بقره ۲ ۲۶۴٫
[۲]س: ۳۶ ۲۰٫
[۳] تفسیر منسوب به امام عسکری: ۳۱۴ ح ۱۶۰٫
منبع: فرهنگ جامع سخنان امام جواد؛ گروه حدیث پژوهشکده باقرالعلوم؛ ترجمه مسلم صاحبی؛ شرکت جاپ و نشر بین الملل چاپ اول زمستان ۱۳۸۷٫
برگرفته از کتاب دانشنامه امام جواد علیه السلام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *