شهادت

خبر حضرت هادی از وفات پدرش

باز در اثبات الوصیه است [ ۱۲۳ ] که از حمیری از محمد بن عیسی از حسین بن قارون از مردی که همشیر با حضرت ابیجعفر بوده
روایت کرده که امام هادی نزد ابی زکریا کرخی بغدادی در مدینه نشسته بوده و در آن وقت پدرش ابیجعفر علیه السلام در بغداد
بود که ناگاه او را گریه دست داده و به شدت گریه مینمود ابی زکریا سبب گریه آن حضرت را پرسید جواب نداده از جا
برخاست و به حالت گریه به اندرون رفت و ناله و شیونش بلند شد پس از آن بیرون آمد ما سبب گریه را پرسیدیم فرمود پدرم
وفات یافت و ما به حضرتش عرض کردیم از کجا دانستید فرمود بر من از اجلال خدای جل وعلا چیزی وارد شد که با آن دانستم
پدرم صلی الله علیه و آله و سلم از دنیا رفته و وفات یافت راوی گوید ما آن وقت را تاریخ گذاشتیم و چون به ما خبر رسید هنگام
وفات را مطابق با همان ساعت دیدیم که آن حضرت به ما اعلام فرموده بود از حسن بن علی الوشا روایت [ ۱۲۴ ] شنید که گوید
اممحمد کنیز ابیالحسن الرضا به ما خبر داد که حضرت ابوالحسن آمد و به حالت افسرده [ صفحه ۱۱۷ ] و متوحشی در حجره امابیها
دختر موسی بن جعفر عمه پدرش جلوس فرمود من به حضرتش عرض کردم شما را چه شده فرمود به خدا قسم که الساعه پدرم
وفات کرد اممحمد گوید من عرض کردم این چنین نفرمائید فرمود به خدا قسم چنان است که میگویم ما در آن وقت و روز را
یادداشت کرده و نوشتیم وقتی خبر رسید همان بود که آن حضرت بما اعلام فرمود
برگرفته از کتاب سرور الفؤاد یا، زندگانی حضرت امام جواد محمد بن علی التقی علیه السلام نوشته: ابوالقاسم سحاب

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *