اخلاق و فضائل

دلایل عقلی در علم امام

۱ – تردیدی نیست که ائمه علیهم السلام از نور حق آفریده شده اند، چنانچه در حدیث نور – که به چندین طریق نقل شده – رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: [ صفحه ۱۹۷] خداوند دو هزار سال پیش از خلقت آسمان ها و زمین نور مرا از نور خود آفرید و نور علی علیه السلام را از نور من مشتق فرمود و نور فاطمه علیهاالسلام را از نور ما و نور حسنین علیهماالسلام را از نور ما منشعب فرموده است. [۱۶۱] . بنابراین، صادر اول، و اول چیزی که خدا آفرید، نور وجود مقدس حضرت رسول صلی الله علیه و آله و خمسه ی طیبه علیهم السلام می باشد. ۲ – از طرف دیگر، می دانیم که علم نور است، چنانچه امام صادق علیه السلام فرمود: «العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء» [۱۶۲] . پس حقیقت ائمه علیهم السلام نور است که:«و قد خلقکم الله انوارا»، و علم است، چرا که علم، نور است؛ همان گونه که حقیقت آن ها نور است، حقیقت آن ها علم است. بنابراین، آن ها عالم بالفطره می باشند که در مکتب ربوبی علم و دانش، با خمیره ی آن ها عجین شده است. ۳ – از طرف دیگر می دانیم که جهل و ظلمت با نور تضاد دارد و اجتماع آن ها محال است. پس باید حقیقت آن ها نور و علم باشد که روشن است نه جهل، که تاریکی و نادانی است. ۴ – علاوه بر این که جهل، خبیث، و کثیف و ناپاکی است، در حالی که در آیه تطهیر و حدیث کساء تصریح شده که خداوند عالم آن ها را طیب و طاهر و پاک و پاکیزه آفریده است. آنان در اصل وجود طاهر و مطهر هستند، که: (انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا) [۱۶۳] . پس در وجود آن ها ناپاکی خباثت، جهل و نادانی راه ندارد. [ صفحه ۱۹۸] ۵ – در اجتماع آفرینش، قاعده ی امکان اشرف. استقلال و حکومت عقلی دارد و این اشرفیت و حکومت بر مبنای علم و فضیلت است. چنانچه اقتضای فیض عام از غنی مطلق است، همان گونه که نیاز و احتیاج از فقیر و محتاج است؛ همین حالت را مورد تامه در قابلیت خود نسبت به مواد ناقصه دارد که مواد تامه به پذیرش فیض از جهت استعداد و قابلیت نزدیک تر است و از این جهت، هر کس فقر و فقدش بیشتر باشد نیاز و احتیاجش بیشتر است، ولی از باب فیض تام دورتر می باشد و آن کس که از این جهت کامل تر است به آن باب نزدیکتر است. بدین ترتیب، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به پذیرش فیوضات ربانی نزدیک تر می باشد و بدین جهت، در فطرت اشرف بر اخس حکومت دارد و همچنین حکومت روی علم و شرافت علمی است. ۶ – دلیل دیگر برای این که علم امام فطری و در مکتب ربوبی افاضه شده این که: خداوند عالم آن ها را شاهد بر خلق قرار داده آن هم به دلیل لطف و تقرب و این شهود و تقرب نیز دلیل علمی است که بر بندگان خاص خود افاضه فرموده، این ها حجج الهی هستند که به مقتضای لطف، از علوم، ضمایر و سرایر گذشته و آینده تا روز قیامت به آن ها افاضه فرموده است. از طرفی، این حجت های ربوبی چون باید حافظ و نگهبان علوم و صندوق اسرار آفرینش حق باشند از معاصی دور و از لغزش ها مصون گردیده اند و به همین دلیل، آنان در اطاعت و عبادت در صفوف نخستین بندگان مقرب قرار گرفته اند و از این رو خداوند آن ها را شاهد بر همه ی خلایق قرار داده و فرموده: (قل اعملوا فسیری الله عملکم و رسوله و المومنون) [۱۶۴] . که به قرائت امامیه خطاب به ائمه علیهم السلام است که شاهد بر اعمال خلق باشند. ۷ – واجب و لازم است که امام از خطا منزه و پاک و از نقص و جهل مبرا باشد، [ صفحه ۱۹۹] تا بتواند مشعل دار هدایت و ارشاد گردد. به عنوان مثال: اگر امام جاهل به قبله باشد، قهرا مورد سخریه و استهزا قرار می گیرد، مخصوصا در نظر علمای هیئت، تاریخ، جغرافیا و متصدیان رصدخانه ها و نجوم و افلاک، چرا که این یک موضوع علمی است که امام بایستی از جانب پیامبر صلی الله علیه و آله از تعیین قبله و جهت عبادت آگاهی یابد. از این رو، امام باید از علوم جهانی آگاهی داشته باشد تا بتواند جهات قبله و جهات شرق و غرب کشورهای جهان را معلوم نماید و مورد پذیرش علما و دانشمندان فن گردد. و این علم را نمی توان در مکتبی خواند، چرا که اگر کسی داناتر و عالم تر از او باشد باید او استاد پیامبر باشد و حال آن که بحث در این است که پیامبران از همه ی خلق داناترند. روی همین مبانی علمی بود که حضرتش فرمود: «زویت له الارض و رای الکعبه فجعله بازاء المیزاب» [۱۶۵] . زمین در نظرم چنان پست شد که کعبه را دیدم و آن را در موازات ناودان طلای کعبه قرار دادم. از این حدیث استفاده می شود که دنیا و آن چه در آن است برای پیامبر و امام مانند صفحه ی کاغذ، یا نقشه ی عالم بوده که برای مشاهده می گستردند، یا مانند پوست بادام بوده که از مغز آن جدا می گردد. امام علیه السلام به حمران بن اعین فرمود: یا حمران، ان الدنیا عند الامام و السماوات و الارضین الا هکذا – و اشار بیده الی راحته – و یعرف ظاهرها و باطنها و داخلها و خارجها و رطبها و یابسها» [۱۶۶] . ای حمران! دنیا و آسمان ها و زمین در نظر امام همانند کف دست او [ صفحه ۲۰۰] است که ظاهر و باطن، داخل و خارج، و تر و خشک آن را می بیند و می شناسد.
برگرفته از کتاب زندگانی حضرت امام محمد تقی جوادالائمه نوشته آقای حسین عماد زاده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *