احادیث و سخنان

سخنان امام جواد درباره ی صفوان، ابن سنان، زکریا و سعد

[۴۲۶] ۲۵ – شیخ طوسی آورده است: از ابو طالب عبدالله بن صلت قمی روایت شده که گفت: در آخر عمر امام جواد علیه السلام، بر حضرت داخل شدم و شنیدم که می فرمود: خدای متعال، صفوان بن یحیی و محمد بن سنان و زکریا بن آدم را از طرف من، پاداش نیک دهد که حقوق مرا، ادا کردند و حضرت از سعد بن سعد، یادی نفرمود. راوی گفت: از خدمت حضرت خارج شدم و موفق خادم را دیدم، سپس به او گفتم: همانا مولای من، از صفوان بن یحیی و محمد بن سنان و زکریا بن آدم، به نیکی یاد کرد؛ ولی از سعد بن سعد، چیزی نفرمود. راوی گفت: خدمت حضرت بازگشتم و این بار، چنین فرمود: خدای متعال صفوان بن [ صفحه ۱۵۲] یحیی و محمد بن سنان و زکریا بن آدم و سعد بن سعد را، از طرف من جزای خیر دهد که در مورد من به عهد خود وفا کردند. [۴۲۷] . [۴۲۸] ۲۶ – و نیز گفته است: از محمد بن اسماعیل بن بزیع روایت شده که گفت: امام جواد علیه السلام، صفوان بن یحیی و محمد بن سنان را لعنت کرد و فرمود: آن دو نفر با دستور من، مخالفت کردند. راوی گفت: اما سال بعد، آن حضرت به محمد بن سهل بحرانی فرمود: صفوان بن یحیی و محمد بن سنان را دوست بدار که من از آن دو، خوشنود شده ام. [۴۲۹] . [۴۳۰] ۲۷ – و نیز آورده است: از ابوطالب قمی روایت شده که گفت: در آخر عمر امام جواد علیه السلام، بر آن حضرت وارد شدم و شنیدم که می فرمود: خدای متعال، صفوان بن یحیی، محمد بن سنان، زکریا بن آدم و سعد بن سعد را از طرف من، پاداش نیک عطا کند که آنها، حقوق مرا ادا کردند. راوی گفت: زکریا بن آدم، از دوستداران اهل بیت بود، و راجع به او (یعنی زکریا بن آدم)، توقیعی به این شرح از امام جواد علیه السلام صادر گشت: به یاد آوردم قضای خدای متعال را، در مورد آن مردی که چشم از جهان فرو بست و خداوند، مشمول رحمت خویشش ساخت در روزی که زاده شد و روزی که بدرود زندگی گفت: و روزی که بر انگیخته خواهد شد؛ او تا زنده بود، با معرفت به حق زندگی کرد، به حق گفت؛ برای رضای حق، شکیبا و خویشتن دار بود؛ به وظایفی که خدا و رسولش بر او واجب کرده بودند عمل کرد و خدایش رحمت کرده از دنیا رفت؛ در حالی که عهد و پیمانش را نشکست و دگرگون نساخت؛ خدای متعال، مزد نیت و پاداش کوشش و تلاشش را به وی عطا فرماید. [۴۳۱] . [۴۳۲] ۲۸ – و نیز گفته است: از علی بن حسین بن داود روایت شده که گفت: از امام جواد علیه السلام شنیدم که محمد بن سنان را به نیکی، یاد می کرد و می فرمود: من، از او راضی هستم؛ خدای متعال از وی راضی باشد که هرگز با من و پدرم، مخالفت نکرد. [۴۳۳] . [ صفحه ۱۵۳]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *