از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعری در مورد امام جواد علیه السلام – التهاب عطش

از من گرفته همسر من خورد و خواب را زهر جفا ز جان و دلم برده تاب را وای از عناد دختر مأمون که از جفا مسموم کرد، زادهی
خیر المآب را تعفانه جان من که از این شعله سوختند جان رسول و فاطمه و بوتراب را پی میبرد به سوختن جسم و جان من هر
صفحه ۱۶ از ۲۲
کس که دیده، سوختن آفتاب را ای آن که التهاب عطش را شنیدهای بنگر به عضو عضو من این التهاب را [ صفحه ۵۹ ] افکنده
است شعله به جان من و هنوز از من کند دریغ یکی جرعه آب را من میکنم به العطش از او سؤال آب او میدهد به هلهله بر من
جواب را یارب، تو آگهی که برای بقای دین به جان خریدهام این ستم بیحساب را جان میدهم به غربت و عطشان که خون من
[ تضمین کند تداوم اسلام ناب را باشد ز فیض دوستی ما اگر به حشر آسان کند خدا به مؤید حساب را [ ۱۸ ] . [ صفحه ۶۰
برگرفته از کتاب سیره و زندگانی حضرت امام محمد تقی علیه السلام نوشته: لطیف و محمدرضا راشدی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *