اخلاق و فضائل, معجزات و کرامات

علم امام به دنیا و مافیها

چون از نظر عقلی و نقلی ثابت شد که امام به علوم اولین و آخرین دانا است، خواهیم دانست که دنیا و آنچه در دنیا هست یکی از درجات علم امام است که از روی نقشه ی عالم همه چیز را می داند و به همه چیز مطلع است و زمان و مکان در نظر او یکسان است. چنانچه علامه مجلسی رحمه الله در «بحارالانوار» روایتی از اسود بن سعید نقل می کند که حضرت ابوجعفر فرمود: «ان بیننا و بین کل ارض ترا [۱۶۷] ؛ مثل تر البناء، فاذا امرنا فی الارض بامر جذبنا ذلک التر فاقبلت الارض بقلیبها و اسواقها و دورها حتی تنفذ فیها ما نومر من امر الله تعالی». حاصل کلام قریب بدین مضمون است که فرمود: بین ما و بین هر زمینی نخی مانند نخ و ریسمان اندازه گیری عمارت و بناست هر وقت به ما در مورد زمین دستور داده شود ما آن نخ و ریسمان را می کشیم و زمین با چاه و بازار و خانه هایش به ما روی می آورد و پیش ما حاضر می شود تا بدان امر کنیم و عمل نماییم و آن طور که به ما دستور داده شده فرمان حق را اجرا کنیم. [۱۶۸] . در روایت دیگری که ادریس از حضرت صادق علیه السلام نقل می کند حضرتش می فرماید: ان منا اهل البیت لمن الدنیا عنده بمثل هذه، و عقد بیده عشره. [ صفحه ۲۰۱] بیان: عقد الشره، بحساب العقود هو ان تضع راس ظفر السبابه علی معضل انمله الابهام لیصیر الاصبعان معا کحلقه مدوره». [۱۶۹] . بعضی از ما اهل بیت دنیا نزد او مانند این است – و با دو انگشت مبارکش حلقه ی مدوری ساخت – کنایه از اینکه هرگونه بخواهد می تواند در آن تصرف کند. در روایت دیگر می فرماید: «علم بیست و هفت حرف است و آنچه بر تمام انبیا نازل شده دو حرف است و چون قائم ما ظاهر شود بیست و پنج حرف دیگر آن را بین مردم منتشر سازد». [۱۷۰] . مفاد این بیان این که: ما ائمه، وارثان علوم خاتم النبیین صلی الله علیه و آله دارای تمام بیست و هفت حرف علوم هستیم، ولی دو حرف آن بیشتر برای خلق ظاهر نمی شود مگر پس از ظهور قائم آل محمد علیهم السلام که همه ی علوم آشکار می گردد. موید این گفتار، حدیث «تفسیر برهان» است که ابن ابی عمیر از حضرت صادق علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه وآله نقل می نماید که از تفسیر آیه ی (و ما ارسلناک الا کافه للناس) [۱۷۱] سوال کردند. حضرت فرمود: «ان الله امر جبرائیل فاقتلع الارض بریشه من جناحه و نصبها لرسول الله صلی الله علیه و آله فکانت بین یدیه مثل راحته فی کفه ینظر الی اهل الشرق و الغرب و یخاطب کل قوم بالسنتهم و یدعوهم الی الله و الی نبوته بنفسه، فما بقیت قریه و لا مدینه الا و دعاهم النبی صلی الله علیه و آله بنفسه» [۱۷۲] . خداوند به جبرئیل دستور داد و او زمین را به وسیله ی پری از بالش کند [ صفحه ۲۰۲] و برای حضرت محمد صلی الله علیه و آله نصب کرد و آن پیش روی او مانند کف دستش بود به اهل شرق و غرب نگاه می کرد و هر قومی را با زبان خودش مخاطب قرار می داد و آنها را به سوی خدا و نبوت خویش دعوت می کرد، پس قریه ای و شهری باقی نماند جز اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله خودش آنها را دعوت فرمود و فراخواند. همچنین حدیثی از امام صادق علیه السلام این حقیقت را تایید می کند که: عبدالله بکیر ارجانی به ابی عبدالله علیه السلام عرض کرد: جعلت فداک، فهل یری الامام ما بین المشرق و المغرب؟ قربانت شوم! آیا امام مابین مشرق و مغرب را می بیند؟ امام صادق علیه السلام فرمود: یابن بکیر! فکیف یکون حجه علی ما بین قطریها و هو لا یراهم و لا یحکم فیهم؟ و کیف یکون مودیا عن الله و شاهدا علی الخلق و هو لا یراهم؟ و کیف یکون حجه علیهم و هو محجوب عنهم؟ و قد حیل بینهم و بینه ان یقوم بامر ربه فیهم؟… الحدیث. [۱۷۳] . ای پسر بکیر! چگونه حجت باشد برای اهل شرق و غرب در حالی که آنها را نبیند و در میانشان فرمانروائی نکند؟ و چگونه از طرف خدا مطالب را برساند و گواه بر خلق باشد در حالی که آنها را نمی بیند؟ و چگونه حجت باشد بر آنها در حالی که از آنها پوشیده و پنهان است و فاصله شده بین آنها و او حائل و مانعی؟ که امر پروردگار را در بین آنان اجرا کند. این حدیث هم نشان می دهد که دنیای هستی شرق و غرب، جنوب و شمال، نیم کره ی شرقی و غربی و همه ی قاره های مسکونی از قعر زمین تا اوج کوه ها، همه جا [ صفحه ۲۰۳] مانند کف دست زیر نظر امام است که همه را می بیند و اوامر الهی را نسبت به همه اجرا می کند و در دربار الهی از کردار و گفتار آن ها شهادت می دهد. در «بصائر الدرجات» از صفوان نقل می کند که حضرتش فرمود: «ذات اقدس الهی برتر و بالاتر است که بنده ی برگزیده ی خود را برای شهود، ارشاد و هدایت خلق بفرستد و آن ها را عالم به خلق، مسکن و ماوی و نقشه ی عالم وجود نکرده باشد».

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *