احادیث و سخنان

قسمتی از کلمات قصار حضرت امام جواد

۱- «الثقه بالله تعالی ثمن لکل غال و سلم الی کل عال» اعتماد و ایمان به خدای بزرگ با هر چیز باارزشی برابری می کند و نردبانی است به سوی برتری ها و پیروزی ها. ۲- «عز المومن غناه عن الناس» عزت و شخصیت فرد باایمان در آن است که چشمش به دست مردم نباشد و چون دریوزگان به مردم امیدوار نباشد، بلکه تنها نیازش به بی نیاز مطلق باشد. [ صفحه ۵۰۱] ۳- «لا تکن ولیا لله فی العلانیه عدوا له فی السر» [۹۲۸] . خود را به ظاهر دوستدار خدا معرفی نکن در صورتی که در باطن دشمن او هستی، همه جا از دوستی خدا دم بزنی و در زندگی و اعمالت نشانه ای از دوستی و محبت به خدا نباشد. ۴- «من استفاد اخا فی الله فقد استفاد بیتا فی الجنه» [۹۲۹] . آن کسی که در راه خدا به دوستی سودی رساند، خانه ای در بهشت برای خویشتن آماده کرده است، یاران خدایی و آنها که در مسیر الله می باشند، بنیانی بهشتی دارند. ۵- «کیف یضیع من الله تعالی کافله و کیف ینجو من الله تعالی طالبه و من انقطع الی غیر الله، و کله الله الیه، و من عمل علی غیر علم ما افسده اکثر مما یصلح» [۹۳۰] . آن کس را که خدای بزرگ پشتیبان است چگونه ممکن است از بین برود و آن را که خداوند خواسته است که تباه شود چگونه می تواند نجات پیدا کند؟ و آن که از خدا بریده و به دیگری پیوسته خدا او را به همان کس واگذار می کند و آن کس که از روی جهالت و نادانی کاری را انجام دهد افساد او بیش از اصلاحش خواهد بود. ۶- «ایاک و مصاحبه الشریر فانه کالسیف المسلول یحسن منظره و یقبح آثاره» [۹۳۱] . از دوستی و همنشینی با افراد فاسد و شر، سخت بپرهیز، زیرا آنها مانند شمشیر برهنه ای هستند که ظاهرشان زیبا و براق است ولی آثاری که روی بدن یا دست می گذارند زشت و ناراحت کننده است. ۷- «کفی بالمرء خیانه ان یکون امینا للخونه». [۹۳۲] . برای خیانتکار بودن هر فرد همین قدر بس است که افراد نادرست و خائن به او اعتماد داشته باشند، حافظ اسرار آنان باشد و رازهای آنان را فاش نکند که مردم به فساد [ صفحه ۵۰۲] درونی آنها پی ببرند. ۸- «المومن یحتاج الی ثلاث خصال. توفیق من الله، واعظه من نفسه و قبول ممن ینصحه» [۹۳۳] . سه خصلت ویژه ی مومن است که پیوسته بدانها نیاز دارد، توفیق از پیشگاه خداوند (برای انجام کارهای نیک و تلاشهای شایسته) و وجدان باطنی که راهنما و رهبر او باشد و دیگر آنکه خیرخواهی ها و اندرزهای رهنمای شایسته ای را بپذیرد (در زندگانی خود بدان عمل کند و همه جا آن را پیشرو خود قرار دهد.) ۹- «القصد الی الله تعالی بالقلوب ابلغ من اتعاب الجوارح بالاعمال» [۹۳۴] . توجه به خدای بزرگ به وسیله ی دلها، رساتر است از به رنج درآوردن اعضای بدن با کارهای مختلف؛ زیرا تا قصد و اراده ی انسان تسلط بر اعمال او نداشته باشد فایده ای ندارد و عمل بدون نیت و قصد بی نتیجه است. ۱۰- «من اطاع هواه اعطی عدوه مناه» [۹۳۵] . آن کس که پیروی هوای نفس کند دشمن خود را به آرزوهایش رسانده است، چون با تباه کردن خودش دشمنانش را شاد می گرداند. ۱۱- امام در پاسخ کسی که خواسته بود نصیحتی از حضرتش بشنود فرمودند: «همیشه صبور باش، با فقر و نداری بساز، نه اینکه پیوسته حرص دنیا را داشته باشی و از مال حلال و حرام گرد آوری تا توانگر شوی بلکه باید با درویشی کنار آیی، پا بر روی تمایلات و هوسهای خودت بگذار و آنچه را که دلت می خواهد به آن توجه نکن و این را بدان که خداوند همیشه شاهد و ناظر احوال توست، بدین ترتیب باید توجه داشته باشی که در چه موقعیتی قرار داری.» بدین ترتیب: «توسد الصبر و اعتنق الفقر و ارفض الشهوات، و خالف الهوی و اعلم انک لا تخلو [ صفحه ۵۰۳] من عین الله فانظر کیف تکون.» [۹۳۶] . ۱۲- «با کسی دشمنی نکن تا آنکه رابطه ی او را با خدا بدانی، اگر برنامه اش و کارش برای خداست و نیکوکار است که تسلیم افکار و اندیشه های تو نخواهد شد و اگر بد کار است و در مسیر خدا نیست همین برای تو کافی است که رسوا است و خداوند به او پاداش عذاب خواهد داد و آیا تو بیشتر از این می توانی با او ستیزه کنی یا خدای قهار و این برای تو بهتر نیست؟ [۹۳۷] . ۱۳- به یکی از دوستانشان فرمودند: «خدا به یکی از پیغمبرانش وحی کرد که زهد و کناره گیری تو از مردم باعث آسایش و راحتی تو شده، پیوستن به خدا و قطع امید از دیگران تو را پیش من عزیز کرده، ولی آیا با دشمنان خدا ستیز کرده و با دوستان خدا محبت نموده ای؟ [۹۳۸] . ۱۴- «اظهار الشیئی قبل ان یستحکم مفسده له.» اظهار و آشکار کردن چیزی پیش از آنکه محکم و پایدار شود، مایه تباهی آن است. [۹۳۹] . ۱۵- «ان لله عبادا یخصهم بالنعم و یقرها فیهم ما بذلوها، فاذا منعوها نزعها عنهم و حولها الی غیرهم». [۹۴۰] . خداوند نعمتهای خود را به عده ای از بندگانش اختصاص می دهد، اگر آن را به دیگران ببخشایند، آن نعمتها را برقرار می سازد و اگر همه را برای خود نگاه دارند و بخشش نکنند، خدا نعمت را از آنان می گیرد و به دیگری می دهد. ۱۶- «اربع خصال تعین المرء علی العمل، الصحه و الغنی، و العلم و التوفیق» [۹۴۱] . چهار چیز است که انسان را در راه فعالیت و کوشش یاری می کند، تندرستی، بی نیازی، دانش و توفیق از خدای بزرگ. [ صفحه ۵۰۴] ۱۷- «ما عظمت نعمه الله علی عبد الا عظمت علیه مئونه الناس فمن لم یحتمل تلک المئونه فقد عرض النعمه للزوال» خداوند نعمت خود را بر کسی زیاده نمی گرداند جز آنکه مخارج مردم بر او نیز زیاده گردد، و اگر به مردم نان رسانی نکرد، نعمت خود را در معرض تباهی قرار داده است. [۹۴۲] . ۱۸- «اهل المعروف الی اصطناعه احوج من اهل الحاجه الیه لان لهم اجره و فخره و ذکره، فمهما اصطنع الرجل من معروف فانما یبدا فیه بنفسه، فلا یطلبن شکر ما صنع الی نفسه من غیره» نیکوکاران به اعمال نیکی که انجام می دهند بیشتر نیازمندند تا آنها که حاجتشان برآورده می شود، زیرا برای ایشان پاداشی و افتخاری و یادبودی است، پس چون نیکمردی اقدام به کار شایسته ای کند پیش از همه برای خودش مفید است، درخواست و چشم داشت سپاس و تشکر نیکی به خویش را نباید از دیگری داشته باشد، چون برای خودش بیشتر از دیگران فایده دارد. [۹۴۳] . ۱۹- «من امل انسانا فقد هابه، و من جهل شیئا عابه، و الفرصه خلسه و من کثر همه سقم جسمه، و المومن لا یشتفی غیظه، و عنوان صحیفه المومن حسن خلقه، و قال فی موضع آخر. عنوان صحیفه السعید حسن الثناء علیه». آن کس که امیدش به انسانی باشد و برآورده شدن خواستها و آرزوهایش را از طرف او بداند همانا خود را تحت سیطره ی شخصیت او قرار داده و او در نظرش بزرگ است و از او احساس هیبت می کند، و آن کس که به ماهیت چیزی آگاهی نداشته باشد از آن عیبجویی می کند، فرصتها برای انسان آرامشی است (تا بتواند خویشتن را برای فعالیتهای بیشتر آماده سازد) و آن کس که اندوهش بسیار باشد بدن خود را رنجور می سازد، مرد مومن خشمش فرونمی نشیند (برای کافرها و ظالمها) سر صفحه ی دیوان زندگی فرد باایمان، خوش اخلاقی اوست. و حضرت جواد علیه السلام در جای دیگر فرموده اند: سرآغاز زندگانی فرد [ صفحه ۵۰۵] خوشبخت آن است که مردم به نیکی او را بستایند. [۹۴۴] . ۲۰- «من استغنی بالله افتقر الناس الیه، و من اتقی الیه احبه الناس و ان کرهوا» آنکه به وسیله ی خداوند بی نیازی داشته باشد مردم به او احتیاج پیدا می کنند و نیازمند او می شوند و آن کس که از خدای بپرهیزد (تقوا داشته باشد) مردم او را دوست خواهند داشت، اگر چه نخواهند و کراهت داشته باشند (و چه خود مردم نتوانند محبت خود را رسما اظهار کنند). [۹۴۵] . ۲۱- «علیکم بطلب العلم، فان طلبه فریضه، و البحث عنه نافله و هو صله بین الاخوان و دلیل علی المروه و تحفه فی المجالس و صاحب فی السفر و انیس فی الغربه» شما را به تحصیل دانش سفارش می کنم، زیرا طلب دانش انجام وظیفه واجبی است و بحث روی مسائل علمی مانند نافله است که به واجب نزدیک است، آنها که با یکدیگر برادرند، دانستنی ها را به هم هدیه می کنند، و این خود راهی است برای مروت (احراز شخصیت) علم در مجالس سوغات است، و بهترین چیزی است که کسی به کسی هدیه می دهد، و در مسافرت همراه انسان است و در غربت مونس و یار. [۹۴۶] . ۲۲ – «العلم علمان، مطبوع و مسموع، و لا ینفع مسموع اذا لم یکن مطبوع و من عرف الحکمه لم یصبر عن الازدیاد منها، الجمال فی اللسان و الکمال فی العقل» [۹۴۷] . دانش دو گونه است یکی آنکه در درون انسان است و جنبه ی فطری دارد (مثل ریاضیات، فلسفه، منطق و…) و دیگر آنکه با شنیدن و تحصیل به دست می آید (مانند تاریخ، جغرافیا، زبان و…) شنیده ها سودی به انسان نمی رساند مگر وقتی که دانش مطبوع در کار باشد، آن کس که دانش را شناخت و به حکمت دست یافت، پیوسته به زیاد کردن آن می پردازد، زیبایی در سخن گفتن است و تکامل آدمی در اندیشه و عقل است. ۲۳- «العفاف زینه الفقر، و الشکر زینه الغناء، و الصبر زینه البلاء و التواضع زینه الحسب، و الفصاحه زینه الکلام، و العدل زینه الایمان، و السکینه زینه العباده، و الحفظ [ صفحه ۵۰۶] زینه الروایه، و خفض الجناح زینه العلم، و حسن الادب زینه العقل و بسط الوجه زینه الحلم و الایثار زینه الزهد، و بذل المجهود زینه النفس، و کثره البکاء زینه الخوف، و التقلل زینه القناعه، و ترک المن زینه المعروف، و الخشوع زینه الصلوه، و ترک ما لا یعنی زینه الورع». [۹۴۸] . عفت و اظهار نکردن فقر زینت و آرایش نیاز است، سپاس و شکرگزاری خدای بزرگ زینت توانگری است، و مقاومت و پایداری زینت آزمایش الهی است، فروتنی و تواضع زینت شخصیت انسانی است، روشن و رسا سخن گفتن زیور کلام است، عدالت زینت ایمان است، و آرامش و اطمینان قلبی زینت عبادت است، از حفظ داشتن، زینت روایت و حدیث است، تواضع و فروتنی و در اختیار همه بودن، زینت دانش است، و باادب بودن و تربیت نیکو داشتن زینت عقل است، متبسم و خوشرو بودن زینت بردباری است. و گذشتن از آنچه اختصاص به خود دارد زینت زهد و پاکدامنی است، و بخشیدن آنچه با کوشش به دست آمده زینت روح است، گریستن بسیار زینت ترس از خداست، مصرف کم و نیاز اندک زینت قناعت است، منت نگذاشتن نیکوکاری است، با آرامش و خشوع نماز خواندن زینت نماز است، ترک کارهای بیهوده و اعمال بی فایده زینت پاکدامنی است. ۲۴- «حسب المرء من کمال المروه، ترکه ما لا یجمل به، و من حیائه ان لا یلقی احدا بما یکره و من عقله حسن رفقه، و من ادبه ان لا یترک مالا بدله منه، و من عرفانه علمه بزمانه، و من ورعه عض بصره و عفه بطنه، و من حسن خلقه کفه اذاه، و من سخائه بره بمن یجب حقه علیه، و اخراجه حق الله من ماله، و من اسلامه ترکه مالا یعنیه، و تجنبه الجدال و المراء فی دینه، و من کرمه ایثاره علی نفسه، و من صبره قله شکواه، و من عقله انصافه من نفسه و من حلمه ترکه الغضب عند مخالفته، و من انصافه قبوله الحق اذا بان له، و من نصحه نهیه عمالا یرضاه لنفسه، و من حفظه جوارک ترکه توبیخک عند اسائتک مع علمه بعیوبک و من رفقه ترکه عذلک عند غضبک بحضره من تکرهه، و من حسن صحبته لک اسقاطه عنک مونه [ صفحه ۵۰۷] اذاک، و من صداقته کثره موافقته، و قله مخالفته، و من صلاحه شده خوفه من ذنوبه و من شکره معرفه احسان من احسن الیه، و من تواضعه معرفته بقدره، و من حکمته علمه بنفسه، و من سلامته قله حفظه لعیوب غیره و عنایته باصلاح عیوبه.» [۹۴۹] . شخصیت و انسانیت هر کسی به خاطر مروت، مردانگی و عدالت پیشگی اوست، (و از صفات بازر افراد برگزیده و آنها که دارای شخصیت اسلامی و انسانی هستند آن است که) هر چه را زیبا و شایسته نیست ترک کنند، و از حیاء اوست که چون به کسی برخورد کرد رفتاری که موجب کراهت او باشد انجام ندهد، و از خرد او رفتار نیکوی او با مردم است، و از ادب اوست که وظیفه خود را آن طور که باید انجام دهد، و از معرفت اوست که به چگونگی زمان خود آگاه باشد، و از پاکدامنی اوست که چشمش از حرام بسته باشد و شکمش از خوردن حرام پاک باشد، و از اخلاق نیک او آن است که دست از آزار مردم بردارد و از بخشندگی اوست که در حق کسی که حقی بر او دارد نیکی نماید و حق خدا را از مالش بیرون کند، و از مسلمانی اوست که کارهای بیهوده و بی فایده انجام ندهد، و از جدل و ریاکاری در دین پرهیز نماید، و از بزرگواری اوست که در هر چیزی دیگران را بر خود ترجیح دهد (ایثار کند) و از تحمل او آن است که کمتر شکایت کند، و از اندیشمندی اوست که درباره ی خودش نیز انصاف به کار برد، و از بردباری او این است که چون با او مخالفت کنند به خشم نیاید، و باز از انصاف و مروت اوست که چون به حق نزدیک شود آن را بپذیرد و از خیرخواهی اوست که دیگران را بازدارد از آنچه که برای خودش خوش ندارد و از نگهداری همسایه ات آن است که چون بدی به تو کند او را مواخذه نکنی با اینکه خودت می دانی چه عیبهایی داری و از موافقت و همراهی تو با او این است که در هنگام خشمت او را ملامت نکنی و در جایی و در حضور آن کسی که کراهت دارد، و از خوبی مصاحبت او برای تو برداشتن هزینه هایی است از تو که باعث رنجش خاطرش می شود، و از راستی و صداقت اوست که بیشتر با تو توافق داشته و همراه تو باشد و کمتر با تو مخالفت ورزد، و باز از دلایل خوبی آن انسان یکی این است که از گناهانش بسیار ترسناک [ صفحه ۵۰۸] باشد، و از سپاسگزاری او این است که قدر احسان نیکوکارانی را که به او محبت کرده اند بشناسد، و از فروتنی اوست که قدر خویشتن را بداند و از آگاهی اوست که به چگونگی خودش و شخصیت خودش دانا باشد، و از سلامت روح اوست که کمتر عیبهای مردم را در نظر گیرد و به اصلاح عیبها و نقصهای آنان توجه داشته باشد. ۲۵- «لن یستکمل العبد حقیقه الایمان حتی یوثر دینه علی شهوته و لن یهلک حتی یوثر شهوته علی دینه» هرگز بنده ای به کمال حقیقت ایمان دسترسی پیدا نمی کند مگر آنکه دینش را بر تمایلات و خواسته هایش برگزیند و اختیار نماید، و هرگز بنده ای به هلاکت نمی رسد مگر آنکه دینش تابع تمایلاتش قرار گیرد. ۲۶- «الفضائل اربعه اجناس. احدها الحکمه و قوامها فی الفکره، و الثانی العفه و قوامها فی الشهوه، و الثالث القوه و قوامها فی الغضب و الرابع العدل و قوامه فی اعتدال قوی النفس» برتری ها و فضیلتها چهار گونه اند، اولی شان حکمت است و اساس آن در تفکر و اندیشه است، دوم پاکدامنی است و قوام آن در داشتن شهوت است، (که وسیله ی اطفاء شهوت از راه حرام فراهم باشد و انسان خودداری کند) و سوم نیرومندی است و پایه آن در خشم است (که قدرت داشته باشد و در هنگام خشم خود را نگاه دارد) و چهارم عدالت است و قوام آن در اعتدال نیروهای روحانی است. ۲۷- «العامل بالظلم و المعین له و الراضی به شرکاء» [۹۵۰] . ستمکار و آن کس که با او همکاری می کند و آن کس که به این ستم رضایت دارد، هر سه در جرم شریکند ( زیرا آن کس که به ستم راضی نباشد در برابر ستمگر آرام نخواهد نشست) ۲۸- «یوم العدل علی الظالم اشد من یوم الجور علی المظلوم» [ صفحه ۵۰۹] روز انتقام که با ظالم باید به عدالت رفتار شود و پاداش ظلم وی داده شود خیلی سخت تر از روزی است که به مظلوم ستم می شده است. ۲۹- «اقصد العلماء للمحجه الممسک عند الشبهه، و الجدل یورث الریاء، و من اخطاء وجوه المطالب خذلته الاجیال، و الطامع فی وثاق الذل، و من احب البقاء فلیعد للبلاء قلبا صبورا» [۹۵۱] . میانه روترین عالمان در راه راست آنهایی هستند که هنگام شبهه خودداری می کنند، جدل و یکی به دو کردن، ریا و خودنمایی به جا می گذارد. آنکه در شناخت قیافه واقعیت ها اشتباه کند نسل آینده او را پست می داند، افراد آزمند و طمعکار در گرو ذلت و خواری خواهند بود. آن کس که دوست دارد جاودانی باشد باید برای سختی ها و ابتلائات برای خویشتن قلبی صبور و شکیبا آماده نماید. ۳۰- «العلماء غرباء لکثره الجهال بینهم.» [۹۵۲] . همواره دانایان غریبند، به خاطر آنکه اکثریت با نادانهاست. ۳۱- «الصبر علی المصیبه مصیبه علی الشامت بها». صبر بر مصیبت خود مصیبتی است برای آن کسی که مصیبت را شماتت می کند. ۳۲- «ثلاث من عمل الابرار. اقامه الفرایض، و اجتناب المحارم و احتراس من الغفله فی الدین، و ثلاث یبلغن بالعبد رضوان الله. کثره الاستغفار و خفض الجانب، و کثره الصدقه و اربع من کن فیه استکمل الایمان. من اعطی لله، و منع فی الله و احب لله و ابغض فیه، و ثلاث من کن فیه لم یندم، ترک العجله، و المشوره و التوکل عند العزم علی الله عزوجل.» سه چیز از اعمال نیکان است. واجبات را برپا داشتن، از کارهای حرام دوری کردن، و از غفلت در دین خودداری نمودن و خویشتن را نگاه داشتن و سه چیز است که بنده را به خشنودی خداوند می رساند: زیاد طلب آمرزش کردن، فروتنی نمودن و بسیار صدقه دادن. [ صفحه ۵۱۰] چهار چیز است که در هر کس باشد ایمانش به سوی کمال است، یکی آنکه برای خدا ببخشاید و باز به خاطر خدا قطع لطف کرده و دست نگه دارد، دوست بدارد برای خدا و دشمنی و کینه اش نیز با دیگران برای خدا باشد. سه چیز است که در هر کس باشد پشیمان نمی شود، شتابزدگی نداشتن، مشورت کردن در انجام کارها و توکل داشتن به خداوند پیش از هر عملی. ۳۳- «لو سکت الجاهل ما اختلف الناس». [۹۵۳] . اگر افراد ناآگاه و نادان ساکت باشند (و در همه ی مسائل اظهارنظر نکنند) میان مردم اختلافی نخواهد افتاد. ۳۴- «مقتل الرجل بین لحییه، و الرای مع الاناه و بئس الظهیر الرای الفطیر» [۹۵۴] . کشتارگاه هر کسی دهان اوست، اندیشه ی صحیح آن است که با بردباری انجام شود، بدترین تکیه گاه و پشتیبان اندیشه و فکر خام است. ۳۵- «ثلاث خصال تجتلب بهن المحبه، الانصاف فی المعاشره و المواساه فی الشده، و الانطیاع، و الرجوع الی قلب سلیم» [۹۵۵] . سه صفت است که بدان وسیله محبت افراد جلب می شود، انصاف داشتن در معاشرت و برخورد با مردم، و یکسان و همدرد شدن با آنها در سختی ها و اطاعت و برگشت به قلب سالم (پاک). ۳۶- «فساد الاخلاق بمعاشره السفهاء و صلاح الاخلاق بمنافسه العقلاء، و الخلق اشکال فکل یعمل علی شاکلته، و الناس اخوان، فمن کانت اخوته فی غیر ذات الله فانها تحوز عداوه، و ذلک قوله تعالی: الاخلاء یومئذ بعضهم لبعض عدو الا المتقین». فساد اخلاق انسان به خاطر معاشرت با سفیهان و احمقان است و صلاح اخلاق و نیک روشی در اثر برخورد با خردمندان است. مردمان هر کدام به گونه ای و نوعی هستند و هر کسی بر خصلت خویش عمل می کند، مردم همه با هم برادرند، اگر این برادری در غیر [ صفحه ۵۱۱] مسیر خداوندی باشد دشمنی به دنبال نخواهد داشت و این گفتار خدای بزرگ است که در چنین روزی برادران با یکدیگر دشمنی می ورزند غیر از اهل تقوی… ۳۷- «من استحسن قبیحا کان شریکا فیه» آن کس که کار زشتی را نیکو شمارد، در آن زشتکاری شریک خواهد بود. ۳۸- «کفر النعمه داعیه المقت، و من جازاک بالشکر فقد اعطاک اکثر مما اخذ منک». کفران نعمت و حق دیگران را ادا نکردن دشمنی می آورد، آنکه تو را با سپاس پاداش داده، همانا بیش از آنچه از تو گرفته به تو بخشیده. ۳۹- «لا یفسدک الظن علی صدیق و قد اصلحک الیقین له و من وعظ اخاه سرا فقد زانه، و من وعظه علانیه فقد شانه، استصلاح الاخیار باکرامهم، و الاشرار بتادیبهم، و الموده قرابه مستفاده و کفی بالاجل حرزا و لا یزال العقل و الحمق یتغالبان علی الرجل الی ثمانی عشره سنه، فاذا بلغها غلب علیه اکثرهما فیه، و ما انعم الله عزوجل علی عبد نعمه فعلم انها من الله الا کتب الله جل اسمه له شکرها قبل ان یحمده علیها، و لا اذنب ذنبا فعلم ان الله مطلع علیه ان شاء عذبه و ان شاء غفر له الا غفر الله له قبل ان یستغفره» مبادا گمان بد بر دوستت تو را به فساد بیندازد، در حالی که یقین و اعتماد بر او تو را به راه صواب انداخته است، آنکه دوست خود را در پنهانی موعظه کند او را زینت و زیور داده است و کسی که آشکارا دوستش را پند دهد او را زشت داشته و به او توهین کرده، نیکان را با بزرگداشت باید گرامی داشت و زشتکاران را با تادیب باید اصلاح کرد. دوستی قرابتی است که کسب می شود و از آن بهره گرفته می شود، و کافی است که با مرگ جلوی گناه گرفته شود. تا هجده سالگی پیوسته عقل و جهل انسان در حال مبارزه اند، چون انسان به این موقعیت سنی رسید یکی از آن دو پیروز می شود (هر کدام قبلا تقویت شده باشد) خداوند نعمتی را به بنده اش نمی دهد، در صورتی که بداند آن نعمت از طرف خداوند است و خداوند او را از شکرگزاران محسوب فرماید، بیش از آنکه سپاسی انجام داده باشد، و بنده گناهی را مرتکب نمی شود در صورتی که بداند خدا آگاه است و اختیار کیفر و آمرزش در دست اوست (مسلم بنده ای که به خاطر خدا مرتکب گناه نشود) پیش از آنکه [ صفحه ۵۱۲] طلب آمرزش کند خدا او را می آمرزد. ۴۰- «الشریف کل الشریف من شرف علمه، و السودد حق السودد لمن اتقی الله ربه و الکریم کل الکریم من اکرم عن ذل النار وجهه» نهایت شرافت هر کسی آن است که دانش باارزش و مفیدی داشته باشد، و نهایت آقایی و بزرگواری برای آن کس است که برای خدایش پرهیزکار است و کریم و نیکوکار آن است که از پستی آتش، چهره ی خود را دور بدارد. ۴۱- «من امل فاجرا کان ادنی عقوبته الحرمان» آن کس که به بدکار و ظالمی دلخوش داشته و امید ببندد، کمترین عقوبتش آن است که امیدش به یاس مبدل می شود و محرومیت پیدا می کند. ۴۲- «اثنان علیلان ابدا صحیح مهتم، و علیل مخلط، موت الانسان بالذنوب اکثر من موته بالاجل، و حیاته بالبر اکثر من حیاته بالعمر» دو دسته هستند که برای همیشه مریض و رنجورند، انسان سالمی که پیوسته غمگین باشد، و مریضی که ناراحتی فکری داشته باشد، مرگ آدمی به خاطر گناه بیشتر از مرگ اوست به وسیله ی اجل، و زنده شدن او به خاطر نیکوکاری ها بیش از زنده بودن او به خاطر زیستن در دنیاست. ۴۳- «لا تعالجوا الامر قبل بلوغه فتندموا، و لا یطولن علیکم الامل فتقسوا قلوبکم، و ارحموا ضعفائکم و اطلبوا الرحمه من الله بالرحمه لهم». پیش از رسیدن وقت هر کاری، به آن نپردازید، زیرا پشیمان می شوید، نباید امیدها و آرزوهایتان طولانی باشد، برای آنکه دلهایتان سخت می شود، به ضعیفان خود مرحمت داشته باشید، با لطف و نوازش آنان رحمت الهی را به سوی خود جلب کنید. ۴۴- «اذا نزل القضاء ضاق الفضاء» [۹۵۶] . چون قضا و قدر فرود آید محیط بر انسان تنگ و محصور می گردد. ۴۵- «نعمه لا تشکر کسیئه لا تغفر» [ صفحه ۵۱۳] نعمتی که سپاس آن به جای آورده نشود مانند خطایی است که پوزش آن خواسته نشده و آمرزیده نشود. ۴۶- «الایام تهتک لک الامر عن الاسرار الکامنه» روزگار اسراری را که بر تو پنهان است آشکار می سازد. ۴۷- «من انقاد الی الطمانینه قبل الخبره فقد عرض نفسه للهلکه و العاقبه المتعبه.» آنکه پیش از آزمایش خویش به خود مطمئن گردد و آرامش پیدا کند، خود را در معرض تباهی قرار داده و سرنوشت دردناکی در انتظار اوست. ۴۸- «قد عاداک من ستر عنک الرشد اتباعا لما تهواه» آن کسی که تو را از رسیدن به کمال بازداشته با تو دشمنی نموده، زیرا موافق میل تو رفتار کرده است. ۴۹- «ساکب الشهوات لا تقال عثرته» آن کس که آلوده به شهوات شد، لغزش و انحراف او قابل جبران نیست. ۵۰- «من لم یعرف المصادر اعیته الموارد» آن کس که اصل و مبدا چیزی را نشناخت موارد و راههای دخول در آن وی را خسته خواهد کرد. ۵۱- «الحوائج تطلب بالرجاء و هی تنزل بالقضاء» احتیاجها و نیازها درخواست می شود به امید (یعنی امید به برآورده شدن آن باید باشد) و اگر خواست خداوندی باشد برآورده می گردد. ۵۲- «العافیه احسن عطاء» تندرستی و سلامتی بهترین عطا و بخشش الهی است. ۵۳- «لا یضرک سخط من ارضاه الجور» خشم و غضب کسی که او را جور و بیداد راضی و خشنود کرده، زیانی به تو نمی رساند. ۵۴- «الشهوات من ضعف القلب» [ صفحه ۵۱۴] پیروی از تمایلات به خاطر ضعف قلب (نداشتن اراده ی ثابت و عزم محکم) است. ۵۵- «من لم یرض من اخیه بحسن النیه لم یرض بالعطیه» آن کس که از دوستان و برادران خود با خوشی و حسن نیت (دل پاک) راضی نشد، با هدیه و بخشش هم راضی نمی شود. ۵۶- «بالدعاء تصرف البلیه» به وسیله ی دعا بلاء و گرفتاری برطرف می شود. ۵۷- «من شتم اجیب» آن کس که بدگویی کند و دشنام دهد پاسخش داده خواهد شد. ۵۸- «من تهور اصیب» کسی که در کاری بی باکی و شهامت داشته باشد به همان بلا و نگرانی دچار می شود و بدو اصابت می کند. ۵۹- «ابناء الکرام اذا تعلموا تواضعوا و ابناء اللئام اذا تعلموا تکبروا» انسانهای بزرگوار و باشخصیت چون دانش فراگیرند فروتنی کنند و متواضع شوند و افراد پست و بدون شخصیت وقتی به دانش دست یابند به خودپسندی و تکبر دچار می شوند. ۶۰- «التقوی عز و العلم کنز و الصمت نور» پرهیزکاری و تقوی عزت و آبروی انسان است، و دانش گنجی برای اوست، و سکوت چون هاله ی نوری می باشد که او را فراگرفته است. ۶۱- «لا یزیل الوقار مثل الطمع» هیچ چیز مانند طمع، وقار و متانت انسان را زایل نمی کند. ۶۲- «بالراعی تصلح الرعیه» به وسیله ی زمامدار است که مردم اصلاح می شوند. ۶۳- «کیف یضیع من الله کافله» [۹۵۷] . [ صفحه ۵۱۵] چگونه تباه می شود آن کس که خداوند کفالت و سرپرستی او را برعهده دارد؟ ۶۴- «اما هذه الدنیا فانا فیها مغترفون و لکن، من کان هواه هوی صاحبه و دان بدینه فهو معه حیث کان، و الاخره هی دار القرار، و ان تاخیر التوبه اغترار و طول التسویف حیره و الاعتذار علی الله هلکه و الاصرار علی الذنب امن لمکر الله (و لا یامن مکر الله الا القوم الخاسرون». [۹۵۸] . اما این دنیا جایی است که بهره ی اندکی از آن داریم و لیکن (غرفه غرفه)، آن کسی که خواسته هایش مانند دوستش باشد هر کجا باشد با او خواهد بود، و آخرت قرارگاه همیشگی است. عقب انداختن توبه خود را فریب دادن است، و کار را به آینده واگذار کردن سرگردانی است و بهانه جویی و عذرتراشی در برابر خدا هلاکت و بدبختی است، و تکرار و اصرار به گناه خویشتن را از مکر الهی در امان دیدن است، و جز مردم زیانکار و بدبخت هیچ کس خود را از مکر خدا در امان نمی داند. ۶۵- «من رفق الرجل باخیه ترک توبیخه بحضره من یکره» [۹۵۹] . از مدارا و ارفاق مرد درباره ی برادرش ترک سرزنش و ملامت اوست نزد کسی که از وی کراهت دارد و دوستش ندارد. ۶۶- «من صدق صحبه الرجل اسقاط المونه من اخیه» از درستی معاشرت و مصاحبت مرد با دوستش آن است که مخارج سنگین را از دوش او بردارد. ۶۷- «من علامه المحبه کثره الموافقه و قله المخالفه» از نشانه های محبت و دوستی همراهی بسیار و مخالفت اندک است. ۶۸- «من التواضع معرفه المرء بقدره» از فروتنی است که مرد نسبت به خودش شناخت داشته باشد. [ صفحه ۵۱۶] ۶۹- «الطامع فی وثاق الذل» انسان طمع کار در بند و دام ذلت و خواری است. ۷۰- «اطلبوا الرحمه من الله بالرحمه منکم» از درگاه خداوند طلب رحمت کنید با لطف و مرحمتی که میان خودتان دارید. ۷۱- «ما انعم الله علی عبد نعمه فعلم انها من الله له الا کتب الله شکرها قبل ان یحمده علیها و لا اذنب ذنبا فعلم ان الله مطلع علیه، ان شاء عذبه و ان شاء غفر الله له قبل ان یستغفره» [۹۶۰] . خداوند نعمتی را بر بنده ی خود انعام نمی فرماید که بداند این نعمت از جانب خداست، مگر اینکه خدا سپاس آن نعمت را به نام آن بنده می نویسد (درک و آگاهی نسبت به هر نعمتی سپاس آن است) پیش از آنکه بنده سپاس آن نعمت را به جای آورد، و گناهی بنده مرتکب نمی شود که بداند خداوند بر آن آگاه و مطلع است و اگر بخواهد او را عذاب می کند و اگر بخواهد می بخشدش، خداوند پیش از آنکه بنده طلب مغفرت و آمرزش کند او را می آمرزد. ۷۲- «من رکب مرکب الصبر اهتدی الی مضمار النصر» آن کسی که بر مرکب صبر و پایداری سوار شده باشد، به میدان پیروزی هدایت شده است. ۷۳- «من غرس اشجار التقی اجتنی ثمار المنی» آن کسی که نهالهای پرهیزکاری و تقوی می نشاند، از آن درخت، میوه های درخواستها و نیازهای ارزنده ی خود را می چیند. ۷۴- «اصبر علی ما تکره فیما یلزمک الحق و اصبر عما تحب فیما یدعوک الی الهوی» [۹۶۱] . هر مکروهی که در راه حق به تو می رسد بر آن بردبار باش و از آنچه در راه هوای نفس و تمایلات حیوانی دلخوش داری پایداری و مقاومت نما. [ صفحه ۵۱۷] ۷۵- «من استغنی کرم علی اهله. فقیل له: و علی غیر اهله، قال: لا، الا ان یکون یجدی علیهم نفعا» [۹۶۲] . آن کس که بی نیاز شد نزد کسان خودش عزیز و گرامی خواهد بود، سپس به امام گفته شده است که آیا نزد دیگران محترم خواهد بود؟ در جواب فرمود: نه چنین نیست، هنگامی نزد دیگران احترام خواهد داشت که سودی به ایشان برساند. ۷۶- کفی بالمومن خیانه ان یکون امینا للخونه» [۹۶۳] . برای اینکه فرد باایمان خائن جلوه داده شود همین بس است که مورد اعتماد خیانتکاران باشد، (اسرار آنها را حفظ کند و جنایات آنها را برملا نسازد و رسواشان نکند). ۷۷- «من هجر المدارات قاربه المکروه، و من لم یعرف الموارد اعیته المصادر، و من انقاد الی الطمانینه قبل الخبره فقد عرض نفسه للهلکه و العاقبه المتعبه» [۹۶۴] . آن کسی که از سازش با مردم دور شد به ناراحتی نزدیک می شود و آن کس که راههای ورود به حوادث را ندانست در صدور آن عاجز خواهد بود، و کسی که قبل از کاردانی و اطلاع وسیع نسبت به چیزی آرامش یابد و خیالش آسوده شود خویشتن را در معرض هلاکت قرار داده و پایان کارش خسته کننده و رنج آور است. ۷۸- «لا یضرک سخط من ارضاه الجور و من لم یرض من اخیه بحسن النیه لم یرض بالعطیه» آن کس را که ستم راضی ساخته سخطش به تو زیانی نمی رساند و آنکه از دوست و برادرش با حسن نیت خشنود نشده با بخشش نیز راضی و خشنود نخواهد شد. ۷۹- «الحوائج تطلب بالرجاء و هی تنزل بالقضاء و العاقبه احسن عطاء» احتیاجات انسان به امیدواری برآورده می شود و آن منوط به قضای الهی است و پایان کار (نیکو) بهترین بخشش خداوندی است. [ صفحه ۵۱۸] ۸۰- «التحفظ علی قدر الخوف» احتیاط به اندازه ی ترس آدمی است (هر چه افراد بیشتر ترس داشته باشند بیشتر محتاط هستند). ۸۱- «ثلاث یبلغن العبد رضوان الله تعالی، کثره الاستغفار و لین الجانب و کثره الصدقه» [۹۶۵] . سه چیز است که بنده را به خشنودی خدای بزرگ نائل می کند: بسیار طلب مغفرت کردن، با مردم خوش برخورد بودن و بسیار صدقه دادن. ۸۲- «ما عظمت نعمه الله علی احد الا و عظمت الیه حوائج الناس فمن لم یتحمل تلک المونه عرض تلک النعمه للزوال» [۹۶۶] . نعمت خداوند برای کسی بسیار نشد مگر آنکه نیازهای مردم برای او بزرگ باشد، آن کسی که بار احتیاجات مردم را تحمل نکند، آن نعمت را به دست نابودی سپرده است. ۸۳- «من شهد امرا فکرهه کان کمن غاب عنه و من غاب عن امر فرضیه کان کمن شهده». کسی که در موردی حاضر باشد ولی از آن دلخوش نباشد، مثل کسی است که پنهان و غایب از آن کار است و آنکه در کاری حاضر نباشد ولی بدان کار راضی باشد، مانند کسی است که حاضر در آن کار باشد. ۸۴- «ما هدم الدین مثل البدع» هیچ چیز مانند بدعتها (نظریات شخصی را به دین تحمیل کردن) دین را خراب نکرده است. ۸۵- «من سلامه الانسان قله حفظه لعیوب غیره و عنایته باصلاح عیوب نفسه» [۹۶۷] . از سلامت (فکر) انسان یکی آن است که عیب های مردم را در نظر نگیرد، و باید همه ی توجهش به اصلاح عیبهای خودش باشد. [ صفحه ۵۱۹] ۸۶- «الایام تهتک لک الامر عن الاسرار الکامنه» [۹۶۸] . روزگار آن چنان قدرتی دارد که اسرار ناشناخته تو را برملا می سازد. ۸۷- «ان الظالم الحالم یکاد ان یعفی عن ظلمه بحلمه، و ان المحق السفیه یکاد ان یطفی ء نور حقه بسفهه» [۹۶۹] . ستمکاری که قدم از دایره حلم و بردباری بیرون نگذارد چه بسا که در پرتو همان حلم مورد عفو قرار گیرد و اما آن صاحب حقی که سفیه و نابخرد باشد چه بسا که نابخردیش روشنایی و فروزانی حقش را خاموش گرداند. ۸۸- «قد سئل عن حدیث النبی صلی الله علیه و آله ان فاطمه احصنت فرجها فحرم الله ذریتها علی النار. فقال علیه السلام خاص للحسن و الحسین علیهماالسلام» [۹۷۰] . از امام جواد علیه السلام سوال شد در معنی این حدیث پیغمبر اکرم درباره ی فاطمه ی زهرا علیهاالسلام که فرمود: خداوند رحم فاطمه را طیب و طاهر قرار داده به طوری که آتش بر اولاد و فرزندان او حرام گردیده، پرسیده شد که منظور کدام ذریه است؟ فرمودند: این ذریه ویژه ی حسن و حسین است. ۸۹- حضرت امام جواد علیه السلام از حضرت علی علیه السلام نقل می فرمایند: «ان ابن آدم اشبه شیئی بالعیار اما راجع بعلم (و قال مره بعقل) او ناقص بجهل» [۹۷۱] . فرزندان آدم شبیه به عیار و سنگ محک می باشند که به علم و دانش گاهی رجحان بر دیگری پیدا می کنند و گاهی به عقل و کیاست و زیرکی برتری می یابند و گاهی به جهل و نقصان دانش و تجربه پست و تحقیر می شوند (خود انسان معیار ارزشهای خودش می باشد). ۹۰- امام جواد علیه السلام از حضرت علی علیه السلام چند جمله نصیحت به اباذر را نقل می فرمایند: [۹۷۲] . [ صفحه ۵۲۰] «ای اباذر اگر خشم و غضبت برای خدا باشد خدمت به اوست و ارزش دارد اگر برای دنیا باشد خیانت کرده ای، ای اباذر مردم تو را به خاطر دنیا می ترسانند ولی تو برای آخرت آنها نگران هستی و ایشان را می ترسانی، به خدا قسم اگر راه آسمانها به زمین بسته شود و تمام راههای نجات مسدود گردد خداوند از راهی دیگر بنده ی پرهیزکار خود را نجات می بخشد و از بلا می رهاند. ای اباذر به مقام تقرب و انس و الفت حق تعالی نمی رسی مگر به راستی، آن حق و صداقت است که صاحب خود را به کرامت و مقام مطلوب می رساند و از وحشت مصون می دارد، و به عکس باطل و راههای نادرست است که آدمی را پیوسته به اضطراب و تشویش می کشاند.» ۹۱- «من وثق بالله اراه السرور و من توکل علی الله کفاه الامور و الثقه بالله حصن لا یتحصن فیه الا مومن امین و التوکل علی الله نجات من کل سوء و حرز من کل عدو» [۹۷۳] . هر کس بیشتر به خداوند مطمئن بوده و اعتماد داشته باشد، همیشه خشنود و خوشحال و مسرور و شادان است، هر کس به خدا توکل کند، خداوند در همه ی امور او را کفایت می کند و حمایت و پشتیبانی می فرماید و در حوادث پناه و حافظ اوست و از کید و حیله و خصومت دشمن، او را مصون می دارد. ۹۲- «التوبه علی اربع دعائم، ندم بالقلب و استغفار باللسان و عمل بالجوارح و عزم ان لا یعود» [۹۷۴] . توبه و بازگشت از گناه بر چهار بنیان پایدار است: پشیمانی به قلب، طلب آمرزش کردن به وسیله ی زبان، و عمل کردن با دست و پا، و تصمیم بر این امر که دیگر به طرف گناه نرود. ۹۳- «من هجر المداراه قاربه المکروه» [۹۷۵] . دور شدن از دیگران باعث می شود که انسان به ناخوشایندی ها نزدیک شود. ۹۴- «لا تعادین احدا حتی تعرف الذی بینه و بین الله فان کان محسنا فلا تعاده و ان کان [ صفحه ۵۲۱] مسیئا فان علمک به یکفیک فلا تعاده» [۹۷۶] . با هیچ کس دشمنی نکنید تا آنکه رابطه ی بین او و خدا را بشناسید، پس اگر نیکوکار است با او دشمنی نکنید و اگر بدکار است، همین که شما به بدی او واقف شدید برای شما بس است، پس دیگر با او دشمنی نکنید. ۹۵- «الجمال فی اللسان» [۹۷۷] . زیبایی (گفتار) در زبان است. ۹۶- «الکمال فی العقل» تکامل هر انسانی در آگاهی بیشتر و خردمندی اوست. ۹۷- «من کثر همه سقم جسمه» آن کسی که اندوهش بسیار است، بدنش رنجور خواهد بود. ۹۸- «من سخاء المرء بره بمن یجب حقه علیه» [۹۷۸] . از سخاوتمندی مرد نیکی اوست به آن کسی که حقش بر او واجب است. ۹۹- «سالته عن الصمد فقال علیه السلام: الذی لا سر له قلت فانهم یقولون انه الذی لا جوف له فقال علیه السلام کل ذی جوف له سر» [۹۷۹] . کسی از امام در معنای صمد، سوال کرد، فرمود: آنچه سری در میان نداشته باشد، گفت برخی می گویند صمد چیزی است که درون آن خالی باشد امام فرمودند: هر چیز که درونش خالی باشد می تواند سری را در خود جای دهد. ۱۰۰- «یا اباهاشم عظمت برکات الله علینا فیه، قلت نعم یا مولای فما اقول فی الیوم، فقال تقول فیه خیرا فانه یصیبک، قلت یا مولای افعل هذا و لا اخالفه، قال علیه السلام اذن ترشد و لا تری الا خیرا» [۹۸۰] . [ صفحه ۵۲۲] ای اباهاشم برکات و الطاف خداوند بر ما همچنان بزرگ است، گفتم آری ای آقای من، نسبت به امروز چه می فرمایید؟ فرمود: هر چه پیش آید بگو خیر است، زیرا هر چه که سرنوشت توست به تو می رسد (و همه خوبی و نیکی از طرف خدای بزرگ است) گفتم ای مولای من چنین خواهم کرد، و با آن مخالفت نخواهم ورزید، فرمود: اگر رشد پیدا کنی و درک و آگاهی ات بالا برود جز خوبی و خیر از خدا نخواهی دید. ۱۰۱- حدثنی ابی عن جدی عن آبائه علیهم السلام قال: قال امیرالمومنین علیه السلام لا یزال بخیر ما تفاوتوا فاذا استووا هلکوا» [۹۸۱] . پدرم از جدم از پدرانش که سلام خدا بر آنها باد حدیث کرد که حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود: آنجا که استعدادها گوناگون است پیوسته خیر و خوبی وجود دارد و اگر همه مردم در تمام شرایط یکسان باشند نابود خواهند شد (و همین عدم تساوی باعث تکامل است.) ۱۰۲- «من عتب من غیر ارتباب اعتب من غیر استعتاب» [۹۸۲] . آن کس که بی جهت به دیگری عتاب کند و بد گوید، بی جهت از جانبی و جهتی بر او پرخاش خواهد شد. ۱۰۳- «و من دعائه علیه السلام: یا من لا شبیه له و لا مثال، انت الله لا اله الا انت و لا خالق الا انت، تفنی المخلوقین و تبقی انت حلمت عمن عصاک و فی المغفره رضاک» [۹۸۳] . این دعا از حضرت جواد علیه السلام نقل شده: ای کسی که مثل و مانندی برای تو نیست، تو خداوندی هستی که هیچ خدایی جز تو نیست و هیچ آفریننده ای غیر از تو وجود ندارد، همه ی آفریدگان و مخلوقات فانی می شوند و تو جاودان می مانی هر چه بندگانت عصیان کنند تو بردباری، و رضا و خشنودی تو در آمرزش گناه آنان است. ۱۰۴- «تاخیر التوبه اغترار و طول التسویف حیره و الاعتزال عن الله هلکه و الاصرار [ صفحه ۵۲۳] علی الذنب امن من مکر الله و لا یامن مکر الله الا القوم الخاسرون» [۹۸۴] . عقب انداختن توبه فریب دادن خویشتن است و در این کار تامل و تاخیر باعث سرگردانی است، و بهانه جویی در برابر خدا باعث بدبختی و هلاکت است و اصرار بر انجام گناه نشان دهنده ی آن است که شخص گناهکار از مکر خدا ایمن است. در صورتی که جز زیانکاران هیچ کس از مکر خدا آسوده و ایمن نیست (اشاره به آیه ۹۷ سوره اعراف). ۱۰۵- «من اصغی الی ناطق فقد عبده فان کان الناطق ینطق عن الله فقد عبد الله، و ان کان الناطق ینطق عن لسان ابلیس فقد عبد ابلیس» [۹۸۵] . توجه و تعمق در گفتار گوینده ای چنان است که او پرستیده شده باشد اگر از طرف خدا سخن گوید، خداوند مورد پرستش واقع شده و اگر از زبان ابلیس حرف زده و سخن گفته شود، شیطان عبادت شده است. ۱۰۶- «کانت مبایعه رسول الله صلی الله علیه و آله النساء ان یغمس یده فی اناء فیه ماء ثم یخرجها و تغمس النساء بایدیهن فی ذلک الاناء بالاقرار و الایمان بالله و التصدیق برسوله علی ما اخذ علیهن» [۹۸۶] . بیعت رسول خدا صلی الله علیه و آله با زنها بدین صورت بود که حضرت دست خود را در ظرف آبی فرومی کرد و سپس بیرون می آورد و آنگاه زنها دست خود را در آن ظرف فرومی کردند و به وجود خداوند و ایمان به او اقرار کرده و رسول بودن او را تصدیق می نمودند بر آنچه آگاهی داشتند. ۱۰۷- «قال علی علیه السلام لقیس بن سعد و قد قدم علیه من مصر: یا قیس ان للمحن غایات لابد ان تنتهی الیها فیجب علی العاقل ان ینام لها الی ادبارها فان مکایدتها بالحیله عند اقبالها زیاده فیها» [۹۸۷] . [ صفحه ۵۲۴] امام جواد علیه السلام از قول حضرت علی علیه السلام نقل می فرماید که حضرت به قیس بن سعد هنگامی که از مصر برگشته و به کوفه آمده بود فرمود: ای قیس، ناراحتی ها و مصیبت ها دورانی دارد که خردمندان باید اندیشه ی بازگشت از نگرانی ها را داشته باشند، آن را رها سازند تا زمانش سپری شود، در آن وقتی که به انسان این مصیبت ها روی می آورند درگیری و حیله ورزی با آن باعث زیاد شدن آن می شود. در اینجا به همین تعداد جمله بسنده می شود، خواستاران احادیث و کلمات حکمت آمیز بیشتر این امام بزرگوار به کتابهای ویژه ی حدیث که در پاورقی از آنها نام برده شده مراجعه فرمایند. [ صفحه ۵۲۵]
برگرفته از کتاب تحلیلی از زندگانی و دوران امام محمد تقی علیه السلام نوشته: فضل الله صلواتی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *