سیره عملی و رفتاری

محورهای عملکرد امام جواد

تحلیل دوره امامت بس پرخیر و برکت نهمین مهر سپهر سروری حضرت امام محمد تقی علیه السلام در جهت اثبات شایستگی امامان معصوم و دوازده گانه شیعه و ترسیم بخشی از شعور بالای ولائی و سیاسی تشیع در آن عصر و رشد فکری آنان نقش بسیار مهم داشته و دارد . اینک جهت تبیین گوشه هایی از تاءثیر بس خطیر آن فصل درخشان و سراسر افتخار تاریخ امامت محورهایی را مورد بحث قرار می دهیم .
۱ – تصدی منصب والای امامت در سن طفولیت :
امام محمد تقی الجواد علیه السلام در سنین کودکی بار سنگین امامت شیعه را بر دوش گرفتند وهمین امر در چندین محور ، تجلی شایستگی های مورد نظر در تعیین امامت را به منصه ظهور رساند . دو ویژگی بارز برخورداری از علم لدنی و عصمت همراه با قابلیت فوق العاده جهت زمینه سازی برای نیل بدین موهبت ویژه الهی جهت هدایت مردم به سوی فضائل و ارزشهای دین مبین اسلام و تبیین احکام شرع انور در آن حضرت به خوبی ظاهر شد و علاوه نصوص وارد شده پیرامون امامت ایشان ، جوابگوئی ایشان در مسائل مشکل علمی ، کلامی و شرعی و مجاب کردن افرادی نامی صاحب دعوی همچون یحیی بن اکثم به خوبی اثبات کرد که وجود مقدس امام نهم علیه السلام مصداق بارز آیه کریمه : و آیتناه الحکم صبیا :
و به او در حال کودکی حکم دادیم (۱۱۶) .
آیه فوق درباره یحیی بن زکریا است ولیکن شامل حال این ستاره فروزان آسمان هدایت نیز می شود .
و رفتار و حضور اجتماعی وسیاسی آن بزگوار با صدائی رسا ندا می داد که :
انی عبدالهل آتانی الکتاب و جعلنی نبیا .
همانا من بنده خدا هستم که به من کتاب داده و مرا پیامبر قرارد داد(۱۱۷)
لیکن از یکسو دوستان ناآگاه و از سوی دیگر دشمنان آگاه که توان درک و یا پذیرش حقیقت متجلی در وجود امام نهم را نداشتند دست به توجیهات نابخردانه و یا عجولانه ای می زدند . گاهی پذیرش امامت یک طفل را پس از مشاهده کرامت امامت به حساب پایین بودن سطح فکری و فرهنگی تشیع گذاشتند و زمانی موضوع پذیرش امامت را به فرهنگ توراثی بودن سلطنت ارتباط دادند ، حال آن که این موضوع ریشه در مبانی متقن و بسیار محکم کلام شیعی وحقانیت معیارها و شرایط مهم امامت در فرهنگ غنی شیعه دارد و تمامی آن تحلیلها ، سیر در بیراهه و شدت و حدت آن ها باعث فزونی گمراهی بوده و هست .
ظهور آن همه کرامات ، آن اوج خارق العاده درمسائل علمی بی آنکه از احدی آن ها را فراگیرد ، و پاسخ به سو الات مکرر فحول علمای وقت در مجلس متعدد ، و برانگیختن اعجاب آنان همراه با گرفتن اعتراف از آن نام آوران ، عرصه فقاهت و درایت و کلام بر امامت این فرزند اهل بیت و امام عصر وظهور جلوه های شیرین اجابت سریع دعا و شفابخشی به اذن خدا همه و همه اثبات کننده حقانیت ریشه داری ، عمق و غنای فکری و فرهنگی تشیع و کمالات فضائل غیرقابل دسترس ائمه بزرگوار دوازده گانه تشیع بر افرادی عادی بوده و هست .
ظهور آن همه کرامات ، آن اوج خارق العاده در مسائل علمی بی آنکه از احدی آنها را فرا بگیرند ، و پاسخ به سوالات مکرر فحول علمای وقت در مجالس متعدد ، و برانگیختن اعجاب آنان همراه با گرفتن اعتراف از آن نام آوران ، عرصه فقاهت و درایت و کلام بر امامت این فرزند اهل بیت و امام عصر ظهور جلوه های شیرین اجابت سریع دعا و شفابخشی به اذن خدا همه و همه اثبات کننده حقانیت ، ریشه داری ، عمق ، و غنای فکری و فرهنگی تشیع و کمالات فضایل غیرقابل دسترس ائمه بزرگوار دوازده گانه تشیع بر افراد عادی بوده و هست .
و این فصل اول برای نخستین بار در تاریخ امامت شیعی توسط حضرت جواد الائمه علیه السلام پیاده گردید .
۲ – مقابله با تهاجم فرهنگی و دفع شبهات :
بدون شک عناصری چون تاریخ ، تمدن ، دیرینه ، علمی ، آداب و سنن ، زبان و قابلیتهای آن ، امور سیاسی و در راءس آن ها عامل خطیر عقیده و باور دینی در ساختار فرهنگ هر جامعه ای نقش بسزایی داشته و دارند .
لیکن در مقام تعریف فرهنگ با در نظر گرفتن تعدد بس گسترده عوام موثر در ساختار آن ، به نظر می رسد که جامعترین تعریف فرهنگ عبارت باشد از اینکه : فرهنگ مجموعه یافته ها و پذیرفته های جامعه بشری است . حال با در نظر داشتن این واقعیت مسلم تاریخی که اواخر عصر حکومتی هارون الرشید و تقریبا تمام دوره ماءمون عباسی زمان نضج و رشد علوم اسلامی ، ادبیات و بویژه علم کلام ارزیابی می شود .
شخصیت عملی خود ماءمون و رقابت دائمی ایشان با دربارهای سلاطین وقت و تلاش مضاعف ایشان در جذب علمای تمامی فرق
اسلامی به دربارش باعث شده بود که مرو و بغداد محل تجمع دانشمندان و زورآزمایی عملی آنان از یکسو و تهییج حسادت عملی آنها از سوی دیگر گردد و ماءمون عباسی که خود بهره ای وافر از گنجینه های علمی برده و اهل ذوق و نظر بود به رونق مجالس مناظره واستدلال و طرح شبهات دامن میزد که نمونه های فراوانی از این سنخ جلسات رادر تاریخ زندگانی حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا علیه السلام و امام جواد علیه السلام می توان یافت که در این مختصر نمونه هایی از استدلال بسیار متین نهمین مهر سپهر سروری تقدیم شده است .
آنچه که تا کنون برای برخی از مورخین مخفی مانده و از روی عمد به آن نپرداخته ایم این نکته ظریف هست که تغییر و تبدل فرهنگ نیز نیاز مبرم به یک طح عملیات دقیق و با رمز و راز پیچیده مخصوص ظرافت کارهای فرهنگی دارد و همین موضوع توسط معاندین با اسلام امامت و ولایت و در یک کلمه اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله مد نظر قرار گرفت و با کمال تاءسف آنها با استفاده بهینه از غفلت موجود در میان عامه مسلمین در این زمینه موفقیتهایی هم بدست آوردند که به عنوان مثال چند مورد ذکر می شود .
الف ) آنان که حساسیت عامه مسلمین را در قبال نص آیات قرآن دریافته بودند و به جنبه ابعاد گوناگون اعجاز کلام وحی واقف بودند به جای تحریف ظاهر قرآن و تلاش در زمینه آن با تمام توان خویش در صدد تحریف مفهومی فرهنگ اسلام و قرآن برآمدند که هم غیر محسوس وهم در آینده ای نه چندان دور منشاء فواید فراوانی برای آن ها بود .
مثلا به جای بحث اجتماعی راجع به مفاهیم اجتماعی و احکام سیاسی اجتماعی اسلام عزیز و تبیین جایگاه رفیع امامت در حیات و نمو جامعه بشری مباحث انحرافی غیر ضروری را رایج کرده و افکار و آراء متفکران مسلمان را به سوی آنها سوق دادند و این موضوع در سطح وسیعی ازعلوم اسلامی مطرح و تا آن حد پیش رفت که حتی محدثینی که راجع به سیاسیات فقه اسلامی روایت جمع آوری و تنظیم کرده بودند و مورد بی مهری قرار گرفته اند و حتی اگر نتوانسته اند به آنان وصله ای بچسبانند حداقل با صراحت آنها را بارز عالمان به زمان القای شبهه نموده شخصیت این ستاره های فروزان آسمان معرفت را در هاله ای از ابهام قرار دهند .
ب ) دامن زدن به ترویج احادیث جعلی که عمده آن ها در عصر بعد از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و در نزاع دو جریان اسلام امامت با اسلام خلافت و بویژه در دوره اقتدار بنی امیه ساخته و پرداخته شد و برخی موارد هم التقاط آراء و نظرات یهود و مسیحیت باافکار اسلامی منشاء آنها بوده و در مناظره های امام هشتم و حضرت جواد علیه السلام نمونه هایی از هر دسته دیده می شود .
ج ) میدان دادن به علمای کم بهره از فضایل معنوی و یا برخوردار از ضفعهای نفسانی همچون حب شدید جاه و ریاست و یا عشق بیش از حد به مال و برخوردایهای دنیوی و نیز رویارو قرار دادن آنان با علمای ولائی ، این دژهای حصین هدایت که شمع وجود خود را وقف ظلمت زدائی جهل و خرافه از جامعه بشریت کرده و عزم خود را در هدایت مسلمین به ساحل نجات جزم کرده بودند و این حربه از دیرباز بر علیه ائمه طاهرین و شاگردان و شیفتگان بصیر آنان به کار گرفته شده بود و در زمان امام جواد علیه السلام نیز ادامه داشت روزی این حربه چنان کار آمد بود که در مجلسی که سرور و سالار آزاد مردان حاضر بودند مسئله شرعی مطرح می شد و زمانیکه آن امام همام و بی شرمانه می گفتند : از شما که سو ال نکردم بگذار فلانی که ریشش سفید شده جواب دهد ! !
و روزی یحیی بن اکثم آن عالم بی عمل شیفته جاه و مال دنیا گستاخانه در صدد ضربه زدن به امام بر حق حضرت جواد علیه السلام بر می آمد ، و دهها زمینه دیگر که تفصیل آنها دراین مختصر نمی گنجد .
حال پس از یادآوری بسیار مختصر زمینه های موجود در عصر امام نهم علیه السلام به خوبی می توان دریافت که آن حضرت یک تنه در برابر آن همه فتنه های سیاسی و فرهنگی ایستاد و چهره ای بسیار متمدن و تابناک از فرهنگ غنی اسلام امامت رابه نمایش گذاشت آن اسوه تقوای مثبت و کارآمد با آن که می توانست درکمال برخورداری از نعمات و لذات دنیوی باشد با زهد بی نظیر درس عملی ، اقبال به ارزشها و اتصاف به زیور فضیلتهای معنوی و مکارم والای اخلاقی ، فلسفه ، بعثت مقدس نبوی و سیره مستمره اجداد طاهرینش را به نمایش گذاشت و از این طریق تبلیغات چندین ساله مغرضان و دشمنان دیرین اهل بیت عصمت و طهارت را مبنی بر اینکه این دنیاست که بر ایشان ادبار کرده و در دسترس آنان نیست نه آن که آن ها از روی انتخاب ارزشی آنرا برگزیده باشند خنثی کرد و آن نقشه های شیطانی را نقش بر آب ساخت دراین عرصه نقش موثر آن حضرت به حدی موفق بود که هم ناچار دشمنان به آن اعتراف کردند و علاوه خود آنها هم شیفته مشی انسانی وسلوک معنوی آن سمبل و الگوی کامل انسان نمونه شدند و این حقیقت را لمس کرده اند که حضرت ایشان با همه مقدسش حقیقت انسانیت را یافته و ارزشهای والای کرامت انسانی را پذیرفته و با جان و روان خویش عجین ساخته است .
۳ – تجلی جلوه های شیرین علم لدنی در طفولیت :
مدت هفده سال دوره سراپا توفیق سرشار از افتخار حضرت جواد علیه السلام صحنه های دلربا و متعددی از این مرحله را ثبت و ضبط کرده است و جالب اینکه بسیاری از به اصطلاح خواص عصر ایشان همه با وجود مشاهده این نمونه های نشاءت گرفته از علم لدنی نمی توانستند مابین شخصیت حقیقی آن حضرت سن و سال شناسنامه ای آنجناب فرق بگذارند به عنوان مثال به مورد ذیل توجه فرمائید .
علی بن حسان واسطی می گوید : تعدادی اسباب بازی از نقره همراه برداشتم و گفتم (چون امام خردسال است ) آنها را برای آن حضرت هدیه می برم ! (خدمت ایشان رسیدم مردم مسائل را می پرسیدند و او جواب می داد) چون سو الاتشان تمام شد و رفتند امام برخاست و رفت و من نیز به دنبال ایشان رفتم و بوسیله خادمش اجازه ملاقات گرفتم و داخل شدم سلام کردم ، جواب سلام دادند اما ناراحت به نظر می رسیدند و به من اجازه نشستن ندادند پیش رفتم و اسباب بازی ها را نزد او گذاشتم غضبناک به من نگریست و اسباب بازیها را به چپ و راست پرتاب نمود و فرمود : خدا مرا برای بازی نیافریده است ، مرا با بازی چکار ؟ ! !
من اسباب بازیها را برداشتم و از آن گرامی پوزش خواستم و ا پذیرفت و مرا بخشید و بیرون آمدم (۱۱۸) .
در این واقعیت مسلم تاریخی نکته ای نهفته است و آن اینکه سبفت زمانی همواره ملازم سبقت رتبی نیست وبسا افرادیکه از نظر زمان سابق هستند ولی از حیث منزلت و ربته معرفت به پایه ای که باست می رسیدند نائل نشده اند و چه بسا افرادیکه از نظر زمان متاءخرند ولکن از حیث رتبه معرفت و امام شناسی بسی پیشتاز و ممتاز هستند بطور قطعی می توان گفت که اگر علی بن حسان از منزلت شایسته امام شناسی بهره وافی داشتند هرگز چنان نمی کردند .
یکی دیگر از مواردیکه در این زمینه اعجاب همگان را بر می انگیخت این بود که وقتی مسئله ای در نزد آن امام هدایت مطرح می شد چنان فروع مسئله را با اشراف خارق العاده ای می شکافتند که هم باعث اعجاب غیرقابل انکار حضار و پرسشگر می شد هم منبعی بس پرخیر و برکت برای شیفتگان راسخان در علم و صاحبان سر الهی میگشت . برای تاءیید این مدعا به حدیث ذیل توجه فرمائید :
علی بن ابراهیم از پدرش روایت می کند که گروهی از شیعیان شهرهای دور از امام جواد علیه السلام اجازه تشرف گرفته و به خدمتش رسیدند و در یک مجلس سی هزار مساءله از او پرسیدند و حضرت جواب دادند در حالیکه دهساله بودند(۱۱۹) .
شاید تعداد مسئله مطرح شده از آن حضرت در یک مجلس ناظر به فروعی باشد که از هر یک از مسائل منشعب می شد و مجموع آن ها به سی هزار مسئله برسد و یا حاکی از کثرت سو الات مطرح شده باشد .
۴ – استحکام و قوت روزافزون و تشکیلاتی تشیع :
برخلاف انتظار عوام مردم و برخی از افرادی که داعیه بصیرت داشتند ، دوره امامت حضرت امام محمد تقی علیه السلام نه تنها باعث رکود و سستی تشیع نشد بکله نضج روزافزون و انسجام بیش از پیش آنرا هم به دنبال داشت به نحوی که در زمان حضرت جواد علیه السلام یک وحدت رویه محسوسی میان بزرگان شیعه بوجود آمد و با تدبیر حضرت ایشان نوعی سلسله مراتب در میان بزرگان شیعه رایج شد که این امر نه تنها بر عظمت شیعه به نحوی روزافزون اضافه می کرد بلکه در سیر موفقیتهای حرکات اجتماعی و انقلابی شیعه هم تاءثیر مثبتی داشت و همین وحدت بزرگان و ظهور عظمت شخصیت ممتاز امام جواد علیه السلام در برهه های مختلف و ایجاد فضای مناسب برای طرح آراء و افکار اسلامی فرصتی برای مطرح شدن مبانی مستحکم کلامی و فقهی شیعه شد و بسیاری از افکار صاحب نظران جویای حقیقت را به فرهنگ غنی اسلام جذب کرد .
۵ – جمع آوری موفق خمس و سایری حقوق واجب مالی :
شاید بتوان گفت که دوره اوج انسجام جمع آوری خمس و نصب وکلای خاصه این امر ، عصر امامت بس مطلوب و رهبری شایان حضرت جوادالائمه علیه السلام است .
توقیعات و احکام صادر شده از طرف ایشان و بوجود آوردن نوعی محوریت متمرکز منطقه ای برای جمع آوری خمس و زکات و سایر حقوق مالی ، باعث شد علمای اسلام با دستی باز اطمینان خاطر بیش از پیش برای سیاستگذاری امور علمی ، از قبیل تشکیل حوزه های گسترده درسی و جمع آوری و تدوین کتب گوناگون در رشته های متعدد علوم اسلامی و جمع آوری حدیث و نیز امور اجتماعی نظیر مساعدت به فقرای شیعه ، مشارکت در کارهای نیک و باقیات صالحات ، اهتمام ورزند و این حرکت پویا و تشکیلاتی نه تنها باعث گسترده مذهب انسان ساز وحرکت آفرین شیعه اثنی عشری شد بلکه با اخلاص بسیار بالا و روحیه ولائی نستوه و خستگی ناپذیر وکلای عدول که بدون اعتنا به مشکلات و سردی و گرمی سایر تنگناهای ایجاد شده توسط امرای ستم پیشه حتی عده ای از افراد به انحراف کشیده اهل نظر و در برخی موارد اهل زهد و عبادت را متوجه حقانیت مذهب حقه جعفری کرده و به اسلام امامت جذب نمایند که نمونه این نوع از عملکرد را در شرح حال مختصر علی بن مهزیار تقدیم کرده ایم .
برگرفته از کتاب زندگانی امام جواد علیه السلام نوشته آقای حسین ایمانی یامچی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *