سیره عملی و رفتاری

نفرین امام جواد در حق ام الفضل

[۴۰۲] ۱۶ – حسین بن عبدالوهاب گفته است: وقتی امام جواد علیه السلام و همسرش، دختر مامون، به قصد حج بیرون آمدند، پسرش علی (امام هادی) علیه السلام را هم که طفل صغیری بود، همراه خود بردند؛ پس حضرت در مدینه، او را جانشین خود ساخت و میراث و سلاح امامت را به وی سپرد و در حضور یاران خود و شیعیان مطمئن و مورد اعتماد، بر امامت حضرت تاکید فرمود و خود به همراه همسرش دختر مامون، رهسپار عراق گردید و چنان بود که در آن وقت، مامون به سرزمین روم، رفته بود و در ماه رجب سال دویست و هیجده (۲۱۸)، در منطقه ی «بدیرون» یا «ندبرون» از دنیا رفت که شانزده سال، از امامت امام جواد علیه السلام می گذشت. مردم در ماه شعبان سال دویست و هیجده (۲۱۸) معتصم (ابو اسحاق محمد بن هارون) را بجای مامون به خلافت برگزیدند؛ معتصم از اوان خلافت، در جستجوی نیرنگی برای کشتن امام جواد علیه السلام بود و انگشت اشاره ی خود را به سوی دختر مامون، همسر امام جواد علیه السلام گرفت که حضرت را مسموم سازد؛ چه اینکه از بد دلی و تعصب ام الفضل نسبت به امام جواد علیه السلام، آگاهی داشت و به خوبی می دانست که امام جواد علیه السلام، مادر پسرش امام هادی علیه السلام را [ صفحه ۱۴۲] بر ام الفضل ترجیح می دهد و ام الفضل، برای حضرت فرزندی نیاورده است و… ام الفضل به خواسته ی معتصم، پاسخ مثبت داد و زهری را در دانه های انگور رازقی تزریق و پیش روی حضرت نهاد؛ چون حضرت انگور را خورد، ام الفضل پشیمان شد و بنای گریه گذاشت. حضرت فرمود: چرا گریه می کنی؟ به خدا سوگند! خدای متعال تو را با فقر التیام ناپذیر و درد و بلایی غیر قابل پوشش و استتار، در هم خواهد کوبید و او به درد و مرض نواصیر که در حساس ترین اعضاء و جوارحش پدید آمد. [۴۰۳] به درک واصل شد؛ در حالی که مال و ثروت،بلکه تمام دارایی خود را از ملک و املاک را هزینه ی درمان آن کرد و کارش به گدایی کشید. [۴۰۴] . [۴۰۵] ۱۷ – ابن شهر آشوب آورده است: روایت شده که همسر امام جواد علیه السلام، ام الفضل، دختر مامون، آن حضرت را با دستمالی که در فرج خود، جاسازی کرده بود، مسموم ساخت و چون حضرت، مسمومیت خود را احساس کرد، به ام الفضل فرمود: خدای متعال تو را به درد بی درمانی مبتلا سازد؛ پس خوره به فرجش افتاد و چنان بود که پیش طبیب عریان می ساخت و به آن می نگریستند و در آن دارو می ریختند؛ اما هیچ سودی نبخشید و به همان بیماری مرد و به درک واصل شد. [۴۰۶] .
برگرفته از کتاب فرهنگ جامع سخنان امام جواد (ع) گروه حدیث پژوهشکده باقرالعلوم (ع)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *