سیره عملی و رفتاری

نفرین امام جواد در حق دشمنانش

[۹۴۰] ۱۵ – راوندی آورده است: از ابن اورمه روایت شده که گفت: همانا معتصم (خلیفه عباسی)، گروهی از وزیران خود را فرا خواند و گفت: برای من و بر علیه محمد بن علی بن موسی علیه السلام، به دروغ و تزویر گواهی دهید و بنویسید که او، قصد دارد بر علیه من خروج نماید؛ سپس حضرت را دعوت کرد و به او گفت: همانا، قصد داری بر علیه من، سر به شورش برداری. حضرت فرمود: به خدا سوگند! هیچ اقدامی در این مورد، نکرده ام. معتصم گفت: فلانی و فلانی و فلانی، بر علیه تو گواهی می دهند و آنها را حاضر نمودند. آنها گفتند: آری، ما این نوشته ها را، از بعضی غلامان شما گرفته ایم. راوی گفت: معتصم، در پذیرایی نشسته بود و امام جواد علیه السلام، دست خود را بلند کرد و فرمود: خدایا! اگر اینان، به من دروغ می بندند، به عقوبت بگیرشان. راوی گفت: ما، اطاق پذیرایی را می دیدیم که چگونه، به تلاطم افتاد و به جلو و عقب حرکت می کرد و چون یک نفر از آنها، برمی خاست، تعادلش بهم می خورد و می افتاد؛ پس معتصم عرض کرد: ای فرزند رسول خدا! من از کاری که کردم، توبه می کنم؛ از پروردگارت درخواست کن تا اتاق پذیرایی را، آرام و بی حرکت سازد. پس حضرت گفت: خدایا اتاق پذیرایی را از حرکت باز ایستادن؛ در حالی که می دانی اینان دشمنان تو و دشمنان من اند؛ پس آرام گرفت. [۹۴۱] .
برگرفته از کتاب فرهنگ جامع سخنان امام جواد (ع) گروه حدیث پژوهشکده باقرالعلوم (ع)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *