معجزات و کرامات

کرامات امام جواد کرنش درندگان

شبلنجی آورده است:
یکی از نگهبانها گفته است: زنی پیش متوکل، ادعای سیادت کرد، لذا در جستجوی کسی برآمد که راست و دروغ او را آشکار سازد، امام جواد علیه السلام را معرفی کردند و متوکل، قاصدی را بسوی حضرت فرستاد و امام جواد علیه السلام، نزد متوکل آمد، پس حضرت را کنار خود بر تخت نشانید و سیادت آن را از وی پرسید. امام جواد علیه السلام فرمود: خدای متعال گوشت فرزندان حسین را بر درندگان، حرام کرده است، او را پیش درندگان بینداز، این خبر را به مدعی سیادت دادند و او به دروغ خود، اعتراف کرد، سپس به متوکل گفته شد: آیا این پیشنهاد را در حق خودش امتحان نمی کنی؟ پس متوکل دستور داد، تا سه تا از درندگان را حاضر کنند، آنها را به حیاط کاخش آوردند، سپس امام جواد علیه السلام را فرا خواند، وقتی حضرت داخل حیاط شد، متوکل در را بست، ولی درندگان، صدای خود را فرو خورده، خاموش گردیدند و چون حیاط را به طرف پلکان طی کرد، در حالی که آنها آرام بودند، خود را به حضرت سائیدند و پیرامونش، به گردش در آمدند، حضرت نیز با دست خود، آنها را نوازش فرمود: آنگاه بر جای خود، نشستند و حضرت به طبقه بالا، پیش متوکل رفت و ساعتی با وی به گفتگو پرداخت، بعد از آن از پلکان فرود آمد و درندگان، رفتار نخست خود را تکرار کردند تا اینکه حضرت بیرون رفت و متوکل، حضرت را با پیشکش نفیسی مشایعت کرد. بعضی از حاضران، به متوکل گفتند: تو همچنان کن که پسر عمویت، با درندگان کرد متوکل چنین جسارتی در خود نیافت و به آنها گفت: می خواهید مرا به کشتن دهید، سپس تاکید نمود مبادا آن را افشا کنند.[۱] [۲] .
—————————————————————————————————————————————–
پی نوشت ها:
[۱] نور الابصار:۱۶۲٫
[۲] به نقل مسعودی، صاحب این ماجرا، فرزند امام جواد، امام هادی است و این گفته صحیح است، زیرا متوکل معاصر امام جواد نبوده، بلکه معاصر فرزند اوست. مروج الذهب ۴: ۸۶٫
منبع: فرهنگ جامع سخنان امام جواد؛ گروه حدیث پژوهشکده باقرالعلوم؛ ترجمه مسلم صاحبی؛ شرکت جاپ و نشر بین الملل چاپ اول زمستان ۱۳۸۷٫
برگرفته از کتاب دانشنامه امام جواد علیه السلام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *