احادیث و سخنان

کلمات قصار و مواعظ امام جواد

بسم الله الرحمن الرحیم و له الشکر مجموعه مواعظ و نصایح و کلمات قصار منسوب به حضرت جواد الائمه (ع) منقول از کتابهای معتبر حدیث و تاریخ. ترجمه هر کلام بهر قدر با دقت و صحیح انجام گیرد در بسیاری از موارد نمیتواند بیان کننده اصل مطالب باشد، چون بسیاری از لغات و کلمات دارای معانی متعدد و مختلف بوده و ترجمه کننده یکی از آنها را در نظر میآورد و حال آنکه محتمل است گوینده کلام معنی دیگری به خاطر داشته باشد، بنابراین نویسنده عین عبارت منقول از معصوم را نوشته سپس به ترجمه تحت اللفظی و ظاهری آن پرداختم و شرح و توضیح آن را به وقت مناسبتری موکول نمودم. اگر خواننده محترم در ترجمه متوجه خطائی شدند اصلاح فرموده و مرا نیز از آن آگاه فرمایند که اگر دیگر باره توفیق چاپ و انتشار آن را یافتم رفع اشتباه نموده و برای همیشه از این بزرگواری سپاسگزارم. و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب [ صفحه ۹۱]
ابناء الکرام اذا تعلموا تواضعوا و ابناء اللئام اذا تعلموا تکبروا
بزرگزادگان و نجبا چون دانش فراگرفتند متواضع و فروتن میشوند و مردمان پست و فرومایه و بیاصل و نسب وقتی علمی آموختند تکبر و خودنمائی میکنند.
اثنان علیلان ابدا: ۱- صحیح محتم، ۲- و علیل مخلط
صفحه ۹۲
ابوهاشم جعفری در ضمن خبری میگوید: به حضرت جواد (ع) عرض کردم: درباره روز (خوب و بد آن) چه بگویم، حضرت فرمودند درباره آن به خوبی سخن بگو (هیچ روزی را نحس و بد مدان) زیرا که اگر خوب (یا بد) گفتی همان به تو میرسد. میگوید عرض کردم، ای آقای من (بعد از این) به همین گونه خواهم گفت و مخالف امر شما نمیکنم. حضرت فرمودند:
اذا ترشد و لا تری الاخیرا
در این صورت هدایت مییابی و نمیبینی مگر خیر و خوبی.
اذا مات ابنی علی بدا سراج بعده ثم خفی فویل للمرتاب و طوبی للغریب الفار بدینه ثم یکون بعد ذلک احداث تشیب فیها النواصی و یسیر الصم الصلاب
حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) میگوید: که شنیدم از حضرت «جواد (ع)» که فرمود: چون فرزندم علی بمیرد پس از آن چراغ روشنی ظاهر شود (حضرت امام حسن عسکری (ع) پس از آن پنهان میشود (امام غایب که از نظرها پنهان است عجل الله تعالی فرجه الشریف) پس وای بر کسی که درباره او شک کند و خوشا بر حال غریبی که دین خود را پنهان دارد. پس از آن پیشآمدهائی روی دهد که در آن پیر میکند جوانان را و مرد دلاور در آن زمان از جایگاه خود سست میشود (کنایه از سختی کارها به طوری که مومنین نیز در امر دین [ صفحه ۹۳] خود متزلزل میگردند.)
اذا نزل القضاء ضاق الفضاء
گاهی که قضای خداوندی (بر بندهای) فرود آید فضا (بر او) تنگ میشود (راه چاره بر او بسته میشود) از ضرب المثلهای فارسی است که: چون قضا آید طبیت ابله شود
اربع خصال تعین المرء علی العمل ۱- الصحه ۲- و الغنی ۳- و العلم ۴- و التوفیق
حضرت جواد (ع) از پدران بزرگوارش از حضرت امیرالمومنین (ع) نقل میفرماید: چهار خصلت است که شخص را در انجام کار یاری میدهد: ۱- تندرستی ۲- بینیازی ۳- دانائی ۴- توفیق [ صفحه ۹۴]
اربع من کن فیه استکمل الایمان ۱- من اعطی لله ۲- و منع فی الله ۳- و احب لله ۴- و ابغض فیه
چهار صفت است که اگر در کسی بود ایمانش کامل است: ۱- اگر ببخشد به خاطر خدا بدهد. ۲- و اگر نبخشد و منع کند آن نیز به خاطر خداوند باشد. ۳- هرگاه کسی را دوست دارد دوستی او به خاطر خدا باشد. ۴- و بالاخره اگر کسی را دشمن دارد این بغض و دشمنی نیز به جهت خداوند تبارک و تعالی باشد (هر چه میکند برای رضا و خشنودی حضرت حق جل و علا انجام دهد.)
ارحموا ضعفائکم و اطلبوا الرحمه من الله بالرحمه لهم
به ناتوانان و ضعفایتان رحم کنید و در برابر این رحم و مهربانی نسبت به آنان از خداوند مهربان و رئوف طلب رحمت کنید.
استصلاح الاخیار باکرامهم و الاشرار بتادیبهم
به صلاح و راه راست آوردن مردمان نیک سیرت و خوب به احترام کردن و بزرگ داشتن آنها است و نسبت به مردمان پست و شرور به ادب کردن و تنبیه نمودن آنان میباشند.
اصبر علی ما تکره فیما یلزمک الحق و اصبر عما تحب فیما یدعوک الی الهدی
در راه حق به ناملایمات صبر کن و شکیبا باش (و همچنین) از آنچه دوست داری و میل نفسانی تو در آن است و نفس اماره تو را بدان [ صفحه ۹۵] میخواند شکیبا باش.
اظهار الشیئی قبل ان یستحکم مفسده له
اظهار کردن و آشکارا ساختن مطلب و کار، قبل از آنکه آن را محکم کرده باشند موجب فساد و تباهی آن کار است.
اعلم ان اخوان الثقه ذخائر بعضهم لبعض
بدان که برادران مورد اعتماد گنجینههائی هستند برخی برای برخی دیگر.
افضل العباده الاخلاص
برترین عبادتها اخلاص و پاکدلی است
اقصد العلماء للمحجه الممسک عند الشبهه
عادلترین و میانه روترین دانشمندان از: جهت عدالت و میانه روی خویشتن دارترین آنها است در موارد شبهه (عالمی که در جای شبهه خویشتن را حفظ کند عادلتر و میانه روتر دانایان است.) هرگاه لفظ (اقصد) فعل امر باشد معنی چنین میشود: قصد حضور خدمت علماء و دانشمندان کن به جهت علم و خرد یافتن به موارد خودداری در موارد شبهات (تا موارد شبهه را بشناسد سپس از آنها اجتناب کند.) [ صفحه ۹۶]
اما هذه الدنیا فانا فیها معترفون، ولکن من کان هواه هوی صاحبه و دان بدینه فهو معه حیث کان (فاذا کان میلک و هواک الی و تحبنی کنت انت معی حیث کنت) و الاخره هی دارالقرار
حضرت جواد (ع) به یکی از دوستانش مرقوم فرمود: و اما این دنیایی است که ما (خاندان پیغمبر (ص) در آن معروف و شناخته شدهایم) و اما هر کس که میل و خواهشش همان امیال و خواهشهای دوست و مصاحبش باشد و بدین و روش او باشد هر کجا باشد (در قیامت این دوست) با او باشد: (پس زمانیکه میل و آرزو و خواهش تو به سوی من باشد. یعنی مرا دوست بداری و مطابق میل من رفتار کنی تو با من هستی هر کجا که باشم.) و آخرت و روز رستاخیر محل قرار گرفتن و آرامش است. دارالقرار یکی از اسمهای روز قیامت است. در سرور الفواد (ص ۱۸۰) جمله به این نحو شروع میشود: اما هذه الدنیا فانا مغرقون معنی چنین میشود که: اما این دنیائی است که ما در آن غرق گشته و در آن فرورفتهایم…
ان الله احتج فی الامامه بمثل ما احتج به النبوه فقال «و اتیناه الحکم صبیا»
معلی بن محمد گوید: در اوائل امر امامت حضرت جواد (ع) یعنی پس از وفات حضرت رضا (ع) به حضرت جواد (ع) و قد [ صفحه ۹۷] و اندازه آن حضرت (که کودکی هفت ساله بود نگاه میکردم تا قامت او را برای یارانمان در مصر بیان کنم). حضرت جواد (ع) (که ایستاده بودند) نشستند و فرمودند: یا معلی: ای معلی خداوند احتجاج فرمود در موضوع امامت همانگونه که احتجاج کرده بود در امر پیغمبری و فرمود: «و دادیم به او حکم پیغمبری را در حالی که او کودک بود.»
ان الله بکرمه و فضله یدخل العبد بصدق النیه و السریره الصالحه الجنه
خداوند تبارک و تعالی به کرم و فضل خود بنده را به جهت نیت خالص و راست و باطن نیکو داخل بهشت میگرداند. حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) از قول حضرت جواد الائمه (ع) از قول پدران بزرگوارش میفرماید: که حضرت امیرالمومنین (ع) فرمود:
ان انفسنا و اموالنا من مواهب الله الهنیئه و عواریه المستودعه یمنع بما متع منها فی سرور و غبطه و یاخذ ما اخذ منها فی اجر و حسبه
برای حضرت جواد (ع) از طرف دوستان آن حضرت پارچههای گرانبهائی توسط کسی فرستاده بودند. در بین راه آن اموال را پنهانی دزدیدند. آن کس که مامور رساندن بارها به حضرت بود مطلب را جهت آن حضرت نوشت حضرتش به خط مبارک در جواب نوشتند که: بدرستی که نفسها و مالهای ما از نعمتها و بخششهای خوب و [ صفحه ۹۸] گوارای خداوندی است و آنها به عنوان امانت است که برگشت داده میشود. آنچه را که از آن بهرهمند شدیم در حال شادی (خود) و حسرت (دیگران) است و آنچه را از ما میگیرند در برابر آن اجر و پاداش میبریم. (بقیه این سخن را در ضمن: «من غلب» مینویسیم.)
ان تاخیر التوبه اغترار
به درستی که عقب انداختن توبه خود فریفتن است. (هرگاه انسان مرتکب گناه شد باید فورا از آن گناه توبه کند واز خداوند طلب مغفرت و آمرزش نماید.)
ان القائم من المیعاد و الله لا یخلف المیعاد
جناب ابوهاشم داود بن قاسم جعفری میگوید: در خدمت حضرت ابیجعفر محمد بن علی الرضا (ع) بودیم صحبت از سفیانی شد که در روایات آمده است که: خروج سفیانی از حتمیات است. به حضرت عرض کردم: آیا در امور محترمه نیز ممکن است بداء حاصل شود فرمودند که: آری. گفتیم که از آن میترسیم که در امر حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز بداء حاصل شود. حضرت فرمودند: موضوع قائم آل محمد (ع) جزو اموری است که خداوند وعده فرموده است و خداوند تبارک و تعالی در وعده خود خلاف نمیکند. علامه مجلسی میفرماید: ممکن است که محتوم به چند معنی استعمال [ صفحه ۹۹] شده باشد که در برخی از آنها بداء امکان داشته باشد و آیه میعاد عبارت است از: وعد الله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الارض
ان لله عبادا یخصهم بالنعم و یقرها فیهم ما بذلوها فاذا متعوها نزعها عنهم و حولها الی غیرهم
خداوند عزوجل را بندگانی است که آنان را به انواع نعمتها مخصوص گردانیده و نعمتها را در آنها قرار داده. تا گاهی که آن را میبخشند پس گاهی که منع کردند و به فقراء و مستحقین ندادند از آنها میگیرد و به دیگران تحویل میدهد. حضرت جواد (ع) از پدران بزرگوار خود از حضرت امیرالمومنین (ع) نقل میفرماید و مرحوم سید رضی رضوان الله علیه این کلام را در جزو حکمتهای حضرت علی (ع) در نهج البلاغه (شماره ۴۱۷ ص ۱۲۷۵ شرح نهج البلاغه مرحوم فیض الاسلام) نقل نموده است.
ان للمحن غایات لابد ان ینتهی الیها فیجب علی العاقل ان ینام لها الی ادبارها فان مکایدتها بالحیله عند اقبالها زیاده فیها
بدرستی که برای محنتها و سختیها آخری هست که باید بدان برسد. لازم است که شخص خردمند در آن مواقع آسوده بخوابد تا برطرف شود زیرا حیله جهت از بین بردن آنها موجب زیادتی آنهاست. در کشف الغمه از حضرت جواد (ع) از پدران بزرگوارش از حضرت [ صفحه ۱۰۰] علی (ع) نقل میکند که: موقعی که قیس بن سعد از مصر آمده بود حضرت به او فرمودند که: یا قیس
انکم لن تسعوا الناس باموالکم فسعوهم بطلاقه الوجه و حسن اللقاء
حضرت از پدران بزرگوار خود از حضرت امیرالمومنین (ع) روایت میفرماید که فرمودند: شما قدرت آن را ندارید که به مردم به واسطه مال و ثروتتان وسعت دهید پس با خوشروئی و برخورد خوب و خوشرفتاری به آنها گشایش دهید.
اوحی الله الی بعض الانبیاء اما زهدک فی الدنیا فتعجلک الراحه اما انقطاعک الی فیعزرک بی، و لکن هل عادیت لی عدوا و والیت لی ولیا
خداوند تبارک و تعالی وحی کرد به یکی از پیغمبران (ع) اما زهد و پارسائی تو در دنیا موجب راحتی و آسایش تو است (در آخرت) و اما بریدنت از مردم، به خاطر نزدیکی به من، موجب عزت و احترام تو شد در نزد من ولیکن آیا (به خاطر رضا و خشنودی من با دشمنی، دشمنی کردی و یا با دوستی محبت و مهربانی و دوستی کردی؟) (یا دوستی و دشمنی تو با افراد [ صفحه ۱۰۱] به خاطر مال و جاه دنیا و هواهای نفسانی خودت بود.) بزرگان گفتهاند که چند دسته دشمند و چند دسته دیگر دوست، اما دشمنان عبارتند از: ۱- دشمن خود شخص ۲- دشمن دوست ۳- دوست دشمن و دوستان از این قرارند: ۱- دوست ۲- دوست دوست ۳- دشمن دشمن کسی که دوست خدا را دوست بدارد در حقیقت خدا را دوست داشته و آنکس که با دشمن خدا آشنا و دوست باشد از خدا بیگانه و با او دشمن است همانگونه که حضرت صادق (ع) فرمودند: صدیق عدوالله عدوالله یعنی: دوست دشمن خدا، دشمن خدا میباشد.
اهل المعروف الی اصطناعه احوج من اهل الحاجه الیه: لان لهم اجره و ذکره (و فخره): فمهما اصطنع الرجل من معروف فانما یبداء فیه بنفسه فلا یطلبن شکر ما صنع الی نفسه من غیره
نیکوکاران به نیکی کار خود نیازمندترند از حاجتمندان به او، زیرا که: پاداش نیکی کردن و افتخار آن و ذکر و یاد آن کار نیک برای آنهاست. [ صفحه ۱۰۲] پس وقتی کسی کار نیک انجام میدهد (مسجد میسازد، مدرسه دینی بنا میکند، بیمارستان ایجاد میکند…) پس اثر این کار خیر، اول به خود او بازمیگردد بنابراین نباید که شکر این کار نیک را از دیگران بخواهد (که آنان از روی تقدیر کنند و سپاسگزارش باشند.)
ایاک و مصاحبه الشریر فانه کالسیف المسلول یحسن منظره و یقبح آثاره (اثره ن خ)
(از معاشرت با مردم شریر بپرهیز زیرا که او همچون شمشیر پرنقش و نگار است ظاهرش نیکو مینماید و نتیجهای زشت و بد دارد (شمشیر کشیده و خارج از نیام)
الایام تهتک لک الامر عن الاسرار الکامنه
روزگار اسرار پنهانی تو را فاش میکند. روزگار از اسرار پنهانی برای تو کار را فاش میسازد (هیچ چیز ازامور پنهانی برای همیشه مخفی نمیماند و روزگار سرانجام آن را فاش میگرداند.)
الایثار زینه الزهد
ایثار و گذشت کردن پیرایه و زینت زهد است
بئس الزاد الی المعاد العدوان علی العباد
برای سفر قیامت دشمنی نسبت به بندگان خداوند، بد توشهای است. حضرت عبدالعظیم حسنی از حضرت جواد (ع) از پدران [ صفحه ۱۰۳] بزرگوارش از حضرت امیرالمومنین (ع) روایت میفرماید.
بالدعا تصرف البلیه (عنه عن آبائه عن علی)، بالراعی تصلح الرعیه (عنه عن آبائه علی)، بئس الظهیر الرای الفطیر، بذل المجهود زینه النفس،
معنی: به وسیله دعا بلا (از انسان) برمیگردد. – به وسیله توجه کردن و رعایت کردن به حال مردم کار رعیت اصلاح میشود. – کار بدون فکر کردن، بد یار و پشتیبانی است. – پیرایه نفس کوشش و بخشش است. – گشادهروئی زینت حلم و بردباری است. – گشاده روئی پیرایه قناعت و راضی به نعمت بودن است. [ صفحه ۱۰۴]
تاخیر التوبه اغترار و طول التسویف حیره و الاعتلال علی الله هلکه و الاصرار علی الذنب امن لمکر الله «و لا یامن مکر الله الا القوم الخاسرون»
عقب انداختن توبه از بیخبری و غفلت است. اهمال کاری و مماطله در کارها موجب حیرت و سرگردانی است. ایراد گرفتن و بهانه جوئی کردن (در کارها) بر خداوند تبارک و تعالی موجب هلاکت است. اصرار و پافشاری و تکرار گناه از ایمن بودن از مکر خداوند عزوجل میباشد و سپس آیه قرآن را قرائت فرمودند که: و ایمن نمیشود از مکر خدا مگر زیان کاران (سوره الاعراف – آیه ۹۷)
التحفظ علی قدر الخوف
حفظ و نگاهداری به اندازه ترس است. انسان هر قدر بیشتر از عذاب خداوند بترسد، خویشتن را بیشتر و بهتر از گناه حفظ میکند.
ترک ما لا یعنی زینه الورع
ترک کردن و رها کردن کارهای بیفایده زینت و پیرایه ورع و پاکدامنی است (شخص متقی و پرهیزکار از کارهای بیفائده اجتناب میکند. خداوند متعال در قرآن کریم در صفات مومنین میفرماید: الذین عن اللغو معرضون
ترک المن زینه المعروف
زینت و پیرایه کار نیک منت ننهادن بر آن است [ صفحه ۱۰۵]
التواضع زینه الحسب
تواضع و فروتنی کردن زینت و پیرایه حسب و شرافت است.
التقوی عز و العلم کنز و الصمت نور
تقوی و پرهیزکاری موجب عزت و بزرگواری است. علم و دانش همچون گنج است. خاموشی و سکوت نور است.
التوبه علی اربع دعائم، ندم بالقلب و استغفار باللسان و عمل بالجوارح و عزم ان لا یعود
توبه بر چهار پایه استوار است ۱- پشیمانی بدل و قلب. ۲- طلب مغفرت نمودن به زبان. ۳- عمل به جوارح و ارکان (جبران گذشته کردن در آنچه ترک شده است.) ۴- تصمیم راسخ که دیگر گرد معصیت نگردد. (این است معنی واقعی توبه نه تنها استغفار کردن و پشیمان واقعی نبودن و جبران گذشته نکردن و عزم بر ترک همیشگی گناه نداشتن.) [ صفحه ۱۰۶]
توسد الصبر و اعتق الفقر وارفض الشهوات و خالف الهوی و اعلم انک لن تخلو من عین الله فانظر کیف تکون
شخصی خدمت حضرت جواد (ع) عرض کرد: مرا وصیت فرمائید: حضرت به او فرمودند: اگر وصیت و اندرز به تو دهم قبول میکنی عرض کرد: بلی حضرت فرمودند: ۱- بر متکای صبر و شکیبائی تکیه کن. ۲ – فقر و ناداری را در آغوش بگیر. ۳- هواهای نفسانی را از خود دور کن. ۴- با خواهشهای دل خود مخالفت کن. ۵- و بدانکه هیچگاه از نظر و دید حضرت حق تعالی شانه پنهان نیستی پس ببین (که در این حال که همیشه در دیدگاه خداوند قرار داری) چگونه میباشی.
الثقه بالله ثمن لکل غال و سلم الی کل عال
اعتماد به خداوند تبارک و تعالی نمودن بهای هر چیز گرانبها و نردبام وصول به هر مقام و رتبه بلند است.
الثقه بالله حصن لا یتحصن فیه الا مومن امین
اعتماد به خداوند عزوجل نمودن دیوار محکمی است که متحصن [ صفحه ۱۰۷] نمیشود در او مکر بنده مومن و امین. در ارشاد القلوب دیلمی (ص ۱۴۷) خبر مستقیما از حضرت امیرالمومنین (ع) نقل شده و در کشف الغمه فرماید که حضرت جواد (ع) از پدران بزرگوار خود از امیرالمومنین (ع) روایت میفرماید.
ثلاث خصال تجتلب بهن المحبه، ۱- الانصاف فی المعاشره ۲- و المواساه فی الشده ۳- و الانطواء و الرجوع الی قلب سلیم
سه صفت موجب جلب محبت و دوستی (مردمان) است. ۱- انصاف داشتن در معاشرت با مردمان. ۲- برابری کردن با مردم در هنگام سختی. ۳- برگشت نمودن به قلب سلیم (بدخو و سنگدل نبودن) در سرور الفواد (ص ۱۸۶) عبارت اندکی تغییر دارد.
ثلاث من عمل الابرار ۱- اقامه الفرائض ۲- و اجتناب المحارم ۳- و احتراس من الغفله فی الدین
سه چیز از کارهای مردمان نیکوکار است: ۱- انجام دادن واجبات. ۲- دوری کردن از محرمات و کارهای حرام [ صفحه ۱۰۸] ۳- حفظ کردن خود از غفلت و بیخبری در امور دینی
ثلاث من کن فیه لم یندم ۱- ترک العجله ۲- و المشوره ۳- و التوکل عند العزم علی الله عزوجل
سه چیز است که اگر در شخصی بود پشیمان نمیشود. ۱- شتاب و عجله نکردن در کارها. ۲- مشورت نمودن (با خردمندان). ۳- چون قصد انجام کاری کند بر خدای تبارک و تعالی توکل نماید.
ثلاث یبلغن بالعبد ۱- کثره الاستغفار ۲- و خفض الجانب (و لین الجانب) ۳- و کثره الصدقه
سه چیز موجب میشود که انسان را به خوشنودی خداوند تبارک و تعالی برساند: ۱- زیاد طلب مغفرت نمودن. ۲- شکسته نفسی. (ملایمت و نرمی با مردم) ۳- زیاد صدقه دادن. [ صفحه ۱۰۹]
الجدل یورث الریاء (الشک)
جدل و ستیزهجوئی (در مباحث علمی) موجب ریا و خودنمائی است. در نسخه بدل ریا با شک و تردید نقل شده است.
الجمال فی اللسان و الکمال فی العقل
جمال و زیبائی (اشخاص) در زبان است و کمال آنها در خردمندی و عقل
حسب الانسان من کمال المروءه ان لا یلقی احدا بما یکره
شرافت و بزرگواری انسان از کمال مروت و مردانگی اوست و نشانه آن اینکه با کسی به چیزی که ناپسند او و خلاف میل اوست برخورد نکند.
حسن الادب زینه العقل
باادب بودن پیرایه و زینت خردمندی است.
حفظ الادب زینه الورع
رعایت ادب کردن پیرایه ورع و پرهیزکاری است (شخص پرهیزکار باادب است)
الحفظ زینه الروایه
نگاهداری و حفظ (مطالب همانگونه که گفته شده است) پیرایه روایت کردن و نقل مطالب است. [ صفحه ۱۱۰]
حسب المرء من کمال المروءه، ترکه ما لا یحمل به و من حیائه ان لا یلقی احدا بما یکره، و من عقله حسن رفقه، و من ادبه ان لا یترک ما لا بد له منه؛….
و من عرفانه علمه بزمانه: و من ورعه غض بصره و عفه بطنه. و من حسن خلقه کفه اذاه: و من سخائه بره بمن یجب حقه علیه و اخراجه حق الله من ماله. و من اسلامه ترکه ما لا یعنیه و تجنبه الجدال و المراء فی دینه و من کرمه ایثاره علی نفسه. و من صبره قله شکواه. و من عقله انصافه من نفسه. و من حلمه ترکه الغضب عند مخالفته. و من انصافه قبوله الحق اذا بان له. و من نصحه عمالا یرضاه لنفسه. و من حفظه جوارک ترکه توبیخک عند اساءتک مع علمه لعیوبک و من رفقه ترکه عذلک عند عضبک و بحضره من تکره و من حسن صحبته لک اسقاطه عنک مونه اذاک: و من صداقته کثره موافقته و قله مخالفته و من صلاحه شده خوفه من ذنوبه و من شکره معرفه احسان من احسن الیه. و من تواضعه معرفته بقدره. و من حکمته علمه لنفسه: و من سلامته قله حفظه لعیوب غیره و عنایته باصلاح عیوبه. [ صفحه ۱۱۱] در این کلمات حضرت ۲۴ نشانه از علائم انسان مومن را ذکر میفرماید (کشف الغمه ۱۹۳ سوم) ۱- حسب و شرافت مرد مسلمان و کمال مردانگی او، واگذاشتن چیزهائی است که موجب زینت او نیست. ۲- از نشانههای حیا و شرم او آن است که با کسی به چیزی که دوست ندارد برخورد و ملاقات نکند. ۳- از نشانه خردمندی او، حسن و خوبی دوستی و رفاقت اوست. ۴- از نشانههای دانائی و شناسائی او، وقت شناسی اوست. ۵- از نشانههای ادب او واگذاشتن چیزهای غیرضروری است. ۶- از نشانههای پاکدامنی او چشمپوشی از محارم و جلوگیری از شکم است از حرام خوردن. ۷- از نشانه خوش خلقی جلوگیری و خویشتنداری از اذیت و آزار رساندن است. ۸- از نشانههای سخاوت و گشاده دستی بخشندگی و نیکی کردن به کسی است که حقش براو واجب شده و همچنین پرداخت وجوهات الهیه (خمس و زکوه) از اموالش میباشد. ۹- از نشانههای اسلام و مسلمانی او رها کردن کارهای بیهوده و دوری کردن از جهل و خودستائی و ریا در امور دینی است. ۱۰- و از نشانههای کرم و بخشندگی او ایثار و گذشت اوست بر نفس خودش و دیگری را بر خود مقدم دارد. [ صفحه ۱۱۲] ۱۱- از نشانههای صبر و شکیبائی او کم شکوه و شکایت کردن است. ۱۲- از نشانههای خردمندی انصاف و دادگری است از نفس خود (درباره خود مانند دیگران قضاوت کند.) ۱۳- از نشانههای حلم و بردباری ترک خشم و غضب است در وقت مخالفت کردن دیگران با او. ۱۴- از نشانههای انصاف و دادگری شخص پذیرفتن حرف حق است وقتی که حقیقت بر وی ظاهر شد. ۱۵- از نشانههای پند و اندرز آن است که پند گوید بدانچه بر خود نمیپسندد. ۱۶- از نشانه همسایهداری ترک کردن سرزنش کردن به تو میباشد در موقع بدی تو، با وجودی که به بدیها و عیبهای تو آگاه است. ۱۷- از نشانههای رفاقت و دوستی ترک کردن ملامت و سرزنش کردن به تو است در هنگام خشم تو و در برابر کسی که نمیخواهی از تو عیبجوئی کنند. ۱۸- از نشانههای حسن صحبت و معاشرت او آن است که رنج و اذیتش به تو نرسد. ۱۹- و از نشانههای دوستی او موافقت کردن او و مخالفت نکردن با تو میباشد. ۲۰- و از نشانههای صلاح و نیکی او ترس و خوف و وحشت زیادش از گناهانش میباشد. ۲۱- و از نشانههای شکرگزاری و سپاسگزاری او شناختن نیکی و خوبی کسانی است که به او احسان و نیکی کردهاند. [ صفحه ۱۱۳] ۲۲- و از نشانههای تواضع و فروتنی او آن است که قدر و مرتبه خود را بشناسد. ۲۳- و از نشانههای حلم و حکمت و خردمندی او خویشتن شناسی اوست. ۲۴- و از نشانههای سلامت نفس او آن است که کمتر به عیوب مردم توجه کند و بیشتر متوجه اصلاح معایب خود باشد. الحق شایسته است که درباره هر یک از این سخنان درربار رسالهها و کتابها نوشت و آنها را به آیات و روایات مبرهن و روشن ساخت لکن بنای این کتاب بر اختصار است.
الحوائج تطلب بالرجاء و هی تنزل بالقضاء
نیازها و حاجتها در اثر امید (به خداوند تبارک و تعالی) خواسته میشود (ولی) آن به قضا و حکم الهی نازل میشود.
الخشوع زینه الصلوه
پیرایه نماز خشوع و خضوع است
خفض الجناح زینه العلم
پیرایه دانش شکسته نفسی است
الخلق اشکال فکل یعمل علی شاکلته
مردم به صورتهای گوناگونند پس هر کدام به شکل و طبیعت خود عمل میکند. در کتاب سرور الفواد به جای (الخلق) (الناس) نوشته است [ صفحه ۱۱۴]

راکب الشهوات لاتقال عثرته (لا تستقال له عثرته)
آنکس که بر مرکب شهوت و هوس سوار است لغزش و خطایش کم نمیشود (خطا و گناه شهوتران برطرف نمیگردد و او همیشه به راه خطا و در حال لغزش میباشد.) در سرور الفواد: «ساکب الشهوات» مینویسد و آن را مرتکب معنی میکند.
السکینه زینه العباده
آرامش بدن زینت و پیرایه عبادت است.
السود دلمن اتقی الله ربه
آقائی و سروری برای کسی است که از خداوند بزرگوار بپرهیزد.
شر المداراه مقاربه للمکروه
بدی و شر معاشرت و مدارا کردن (با بدان) همان برخورد با مکروهات است.
الشریف کل الشریف من شرفه علمه
بزرگواری و شرافت و تمامی شرافت کسی راست که علم و دانش او وی را [ صفحه ۱۱۵] بزرگ کرده باشد. (به واسطه علم بزرگ شده باشد نه به واسطه مال و جاه)
الشکر زینه البلاء
سپاسگزاری (از نعمتهای خداوندی) زینت و پیرایه بلا و مصیبت است (بلا یا از جمله نعمتهای خداوندی است که باید شخص مبتلا شکر آن را به جای آورد.)
الشکر زینه الغنی
شکرگزاری پیرایه و زینت ثروت و بینیازی است.
الشهوات من ضعف القلب
پیروی از شهوتها و امیال نفسانی در اثر ضعف و ناتوانی قلب است. (در این جا ظاهرا مراد از قلب ایمان است و یا ضعف نفس.)
الصبر زینه البلاء
شکیبائی (در برابر مصائب و بلایا) زینت بلیات است.
الصبر علی المصیبه مصیبه علی الشامت بها
شکیبا بودن در مصیبتها مصیبتی است بر شماتت کننده بر آن.
صلاح الاخلاق بمنافسته العقلاء
درست شدن و اصلاح اخلاق و رفتار (انسان) در اثر معاشرت و رغبت داشتن به خردمندان و عاقلان است. [ صفحه ۱۱۶]
الصمت نور
خاموشی و سکوت نور است (سبب روشنائی قلب و خرد انسان میشود.) حضرت جواد (ع) از پدران بزرگوارش از امیرالمومنین (ع) نقل میفرماید.
الطامع فی وثاق الذل
آزمند و طمع پیشه در بند خواری و ذلت است.
طول التسویف حیره
ادامه دادن و طول دادن به زمان اهمال و مماطله در کارها نتیجه حیرت و سرگردانی است (موجب حیرت و سرگردانی است)
العالم بالظلم و المعین علیه و الراضی شرکاء
آن کس که به ظلم کردن ستمگری به ستمدیدهای دانا باشد (و بتواند رفع کند و نکند) و کسی که ظالمی را در ظلم کردن کمک و یاری دهد و آن کس که به این ظلم کردن راضی و خشنود باشد هر سه در عقوبت شریک میباشند. احتمال میرود که این عبارت همان جمله بعد باشد که عالم و عامل تحریف شده باشند و العلم عبدالله تبارک و تعالی.
العافیه احسن عطاء
تندرستی و عافیت بهترین بخششهای (خداوندی) است. [ صفحه ۱۱۷]
العامل بالظلم و المعین له و الراضی به شرکاء
آن کس که ستم میکند و آنکه وی را یاری میدهد و کسی که به آن کار خشنود است همه آنها (در گناه ظلم) شریک میباشند. شیخ صدوق در خصال در باب (ثلثه) این جمله را از قول حضرت علی (ع) مینویسد.
العجب صارف عن طلب العلم و داع الی الغمط
خودپسندی (سبب) انصراف و بازداشتن از دانشجوئی است و (صاحب او را) میکشاند و میخواند به سوی نادانی و تیرهبختی (شخص خودپسند به تصور آنکه دانا میباشد از تحصیل علم غفلت میورزد و در نتیجه نادان و بدبخت میماند.)
عز المومن من غناه عن الناس
عزت و بزرگواری شخص با ایمان، در بینیازی او از مردم است.
العفاف زینه الفقر
پاکدامنی زینت و فقر تهیدستی است (اگر فقر با عفت توام شد موجب آراستگی شخص فقیر است)
العدل زینه الایمان
عدالت و دادگری موجب زینت ایمان است.
العلماء غربا لکثره الجهال بینهم
دانشمندان به علت زیادی مردم نادان در بین آنها (که جهت درک مسائل بانان مراجعه نمیکنند همچون) غریبان میباشند. [ صفحه ۱۱۸]
العلم علمان، مطبوع و مسموع، و لا ینفع مسموع اذا لم یکن مطبوع
علم و دانش بر دو گونه است: ۱- مطبوع و (که در خاطر نقش بسته باشد.) ۲- مسموع (شنیده باشد). و علم مسموع که فقط به شنیدن باشد (نه فهمیدن و به کار بستن آن) تا زمانی که آن را مورد استفاده قرار ندهند سودمند نیست.
علیکم بطلب العلم فان طلبه فریضه و البحث عنه نافله و هو صله بین الاخوان و دلیل علی المروه و تحفه فی المجالس و صاحب فی السفر و انس فی الغربه (و انیس)
بر شما باد به علم آموختن و طلب آن زیرا که: ۱- علم آموزی واجب است. (طلب علم دین و احکام واجب است.) ۲- و بحث در مورد ان مستحب (غیر واجب) ۳- و او (یعنی علم) موجب پیوند بین برادران است. ۴- و نشانه مروت و مردانگی ۵- و تحفه و هدیه در مجالس ۶- یار و مصاحب است در سفر ۷- و انیس و مونس است در غربت و تنهائی [ صفحه ۱۱۹]
عنوان صحیفه السعید حسن الثناء
سرلوحه و نشانه نامه شخص سعادتمند و خوشبخت ستایش و خوب گوئی از اوست (مردم او را به خوبی یاد کنند.)
غایه الزهد الورع
نهایت درجه و بالاترین حد زهد پرهیز و پارسائی است.
فساد الاخلاق بمعاشره السفهاء
فساد اخلاق در اثر معاشرت با نادانان است. با بدان کم نشین که صحبت بد گر چه پاکی تو را پلید کند
الفصاحه زینه الکلام
شیوائی در سخن موجب زینت در کلام است. [ صفحه ۱۲۰]
الفضائل اربعه اجناس احدها، الحکمه و قوامها فی الفکره و الثانی، العفه و قوامها فی الشهوه و الثالث، القوه و قوامها فی الغضب و الرابع، العدل و قوامه فی اعتدال قوی النفس
فضائل بر چهار نوع است: ۱- حکمت و قوام و پایداری آن در اثر اندیشیدن است. ۲- پاکدامنی و قوام آن در (حفظ) شهوت است. ۳- نیرو و قوت است و قوام آن در غضب است (که انسان بتواند غصب خود را مهار کند) ۴- عدالت و دادگری است و علت قوام آن در اعتدال قوای نفسانی است.
الفقه ثمن لکل غال و سلم الی کل عال
دانائی بها و قیمت هر چیز گرانبها و نردبان وصول به مقامات عالیه و درجات رفیعه است. قبلا نوشتیم که در کشف الغمه این جمله بدینگونه نقل شده است: الثقه بالله ثمن…
قد عاداک من ستر عنک الرشد اتباعا لما یهواه
آنکس که راه رشد و رستگاری را به خواهش نفسانی و میل دل خود به تو ننماید به حقیقت با تو دشمنی کرده است. [ صفحه ۱۲۱]
القصد الی الله بالقلوب ابلغ من اتعاب الجوارح بالاعمال
توجه به خداوند تبارک و تعالی بدل کردن از رنج بردن اعضاء و جوارح بر اثر اعمال نزدیکتر و رساتر میباشد. (نیت برای خدا باید باشد و قصد خالص و الا عمل بدون توجه به ذات مقدس حضرت حق جل و علا و رضایت او مفید فایده نمیباشد.)
کثره البکاء زینه الخوف و التقلل زینه القناعه
زیاد گریستن از ترس خدا زینت و پیرایه خوف و بیم (از خداوند متعال است.) (ترس از خداوند از نشانههای علم و از صفات علماء میباشد، قرآن مجید میفرماید: انما یخشی الله، من عباده العلماء فقط دانشمندان و خداشناسان از حق تعالی میترسند.) کم طلبی و به کم ساختن زینت و آرایش قناعت است.
الکریم کل الکریم من اکرم عن ذل النار وجهه
کریم و بزرگوار و حقیقت و تمامی بزرگواری برای کسی است که خویشتن را از ذلت و خواری آتش دوزخ نگاهدارد.
کفر النعمه داعیه المقت و من جازاک بالشکر فقد اعطاک اکثر مما اخذ منک
کفران نعمت موجب دشمنی است و آن کس که در برابر نعمت تو شکر و [ صفحه ۱۲۲] سپاس به جا میآورد بیشتر از آنچه از تو گرفته است به تو عطا نموده است.
کفی بالاجل حرزا
مرگ پناهگاه کافی است.
کفی بالمرء خیانه ان یکون امینا للخونه
برای مرد همین خیانت و نادرستی کافی است که وی امین و مورد اعتماد مردمان خیانتکار باشد.
کیف یضیع من الله کافله و کیف ینجو من الله طالبه
چگونه ضایع میشود کسی که خداوند کفیل (کارهای) اوست. و چگونه نجات مییابد آن کس که خداوند طالب و خواهان اوست (طلبکار اوست)
لا اذنب ذنبا فعلم ان الله مطلع علیه ان شاء عذبه و ان شاء غفر له، الا غفر الله له قبل ان یستغفره
بندهی مومن که میداند خداوند تبارک و تعالی از کارهای او آگاه است و اگر خواهد به گناه او وی را عذاب میکند و اگر بخواهد وی را میآمرزد. مرتکب گناهی نشود مگر آنکه خداوند تبارک و تعالی پیش از آنکه طلب آمرزش کند وی را میآمرزد. [ صفحه ۱۲۳]
لا افسد للرجال من الطمع
هیچ چیز از برای مردمان تباهتر و فاسدتر (و بدتر) از طمع و آزمندی نیست. حضرت جواد (ع) از پدران بزرگوار خود از امیرالمومنین (ع) نقل میفرماید: در غرر الحکم (ص ۸۳۵) مینویسد: لا یفسد الدین کالطمع یعنی هیچ چیز دین را مانند طمع از بین نمیبرد.
لا تسبن الابلیس فی العلانیه و انت صدیقه فی السر
شیطان را به ظاهر و آشکار العن مکن و دشنام مده (در صورتی که) در پنهانی دوست و رفیق او هستی (و به دستوراتش عمل میکنی) این سخن از حضرت امیرالمومنین (ع) نیز روایت شده است:
لا تعادین احدا حتی تعرف الذی بینه و بین الله فان کان محسنا فلا تعاده و ان کان مسیئا فان علمک به یکفیک فلا تعاده
با هیچ کس دشمنی و عداوت منما تا وقتی که بشناسی (بدانی) آنچه بین او و حضرت حق جل و علا میباشد را (پس از شناسائی کامل). اگر آن کس نیکوکاراست با او دشمنی و مخالفت مکن (که دشمنی با خوبان و نیکان شایسته نیست) و اگر بد است نیز با او دشمنی مکن زیرا همین که میدانی و دانستی او بد است [ صفحه ۱۲۴] (و قابل معاشرت نیست) برای تو (در زندگانی) کافی است.
لا یطولن علیکم الامل فتقسوا قلوبکم
آرزوهای دراز و امال زیاد نداشته باشید زیرا که آرزوی دراز موجب قساوت دلهای شما میشود. در کشف الغمه به جای: «الامل (الامد)» نوشته است به معنی مدت زمان.
لا تعاجلوا الامر قبل بلوغه فتندموا
در کارها شتاب نکنید (هر کاری را به وقت خودش انجام دهید) زیرا که اگر قبل از رسیدن موقع انجام آن، اقدام کردید پشیمان میشوید.
لا تکن ولی الله فی العلانیه و انت عدوه فی السر
به ظاهر دوست خدا و در باطن دشمن خداوند مباش (ریاکار و منافق مباش)
لا یزال العقل و الحمق یتغالبان علی الرجل الی ثمانیه عشر سنه فاذا بلغها غلب علیه اکثر هما فیه
پیوسته عقل و جهل بر شخص غلبه میکنند (گاهی مغلوب جهل شده و زمانی عقل بر آن چیره میشود) تا وقتی که به سن هیجده سالگی [ صفحه ۱۲۵] رسید (سن رشد و بلوغ کامل در انسانها) در این موقع هر کدام از آن دو، در او بیشتر بود همان پیروز میشود.
لا یزال الناس بخیر ما تفاوتوا فاذا استو و اهلکوا
حضرت جواد (ع) از پدران بزرگوار خود از امیرالمومنین (ع) روایت میفرماید که آن حضرت فرمودند: تا زمانی که در بین مردم اختلاف طبقاتی هست مردم در خیر و خوشی بسر میبرند و زمانی که اختلاف برطرف شد و همه در یک درجه قرار گرفتند (فرقی بین عالم و جاهل – کارگر و کارفرما رئیس و مرئوس… و غیره نبود) هلاک میشوند.
لا یزیل الوقار مثل الطمع
هیچ چیزی وقار و متانت شخص را همچون طمع و آز برطرف و نابود نمیکند.
لا یضرک سخط من رضاه الجور
ضرر و زیان نرساند به تو خشم و غضب کسی که بیدادگری و ستم مورد رضا و خشنودی اوست.
لا یفسدک الظن علی صدیق و قد اصلحک الیقین له
گمان بد درباره دوستی که دوستی و محبت او مورد یقین [ صفحه ۱۲۶] تو میباشد، یقین تو را تباه و فاسد نگرداند. خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید: یا ایها الذین آمنوا اجتنبوا کثیرا من الظن ان بعض الضن اثم. (سوره الحجرات آیه ۱۲) حضرت حق تعالی و تقدس خطاب به مومنین میفرماید: ای کسانی که ایمان آوردید از بسیاری از گمانها دوری کنید زیرا که برخی از این گمانها گناه است. در سرور الفواد جمله اندکی اختلاف دارد.
لا یونسنک الا الحق و لا یوحشنک الا الباطل
مانوس نمیگرداند تو را چیزی مگر حق و حقیقت و به وحشت نمیاندازد تو را مگر باطل و غیر حق.
لا ینقطع المزید من الله حتی ینقطع انشکر من العباد
روایت شده است که شترداری حضرت را از مدینه به کوفه میبرد و درباره اجرتش با آن حضرت سخن میگفت و حضرت چهارصد دینار اجرت به او مرحمت فرموده بود. حضرت به آن شخص شتردار فرمود: پاک و منزه است خداوند آیا نمیدانی که خداوند: نعمت و بخشش خود را نسبت به بندگان نمیبرد و قطع نمیکند تا موقعی که آنان شکر نعمتهای او را قطع [ صفحه ۱۲۷] کنند (تا وقتی مردم شکرگزار نعمتهای اویند خداوند نعمتهایش را بر آنان بیفزاید و چون کفران نعمت کردند از آنان سلب کند و محرومشان گرداند.) سعدی گوید: شکر نعمت نعمتت افزون کند کفر نعمت از کفت بیرون کند
لن یستکمل العبد حقیقه الایمان حتی یوثر دینه علی شهوته و لن یهلک حتی یوثر شهوته علی دینه
هرگز بنده کامل نمیگرداند حقیقت ایمان را تا آنکه: ۱- اختیار کند، دینش را بر شهوتش و هرگز هلاک نشود تا وقتی که اختیار کند شهوتش را بر دینش. (مومن کسی است که به خاطر دین خود پشت پا به هواهای نفس زند و اگر خواهشهای نفسانی بر دین او غلبه کرد حقیقت ایمان را درک ننموده است.)
لو تکا شفتم ما تدافنتم
حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) از حضرت جواد (ع) روایت میکند که آن حضرت از پدران بزرگوارش از امیرالمومنین (ع) ضمن فرمایشاتی فرمود که آن حضرت فرمودند: اگر عیب و نقصهای شما بر همدیگر آشکار شود و از باطن یکدیگر آگاه شوید همدیگر را دفن نخواهید کرد. [ صفحه ۱۲۸] از قول معصوم نقل شده است که فرمودند: لو علم سلمان ما فی قلب ابیذر لکفره، اگر سلمان فارسی از ما فی الضمیر ابیذر غفاری آگاه میشد او را تکفیر مینمود.
لو سکت الجاهل ما اختلف الناس
اگر جاهل و نادان خاموش بود (و در کارها اظهارنظر نمیکرد) مردم اختلاف پیدا نمیکردند. سعدی میگوید: دو عاقل را نباشد کین و پیکار نه عاقل میستیزد با سبکبار اگر از هر دو جانب جاهلانند اگر زنجیر باشد بگسلانند
ما انعم الله نعمه علی عبد فعلم انها من الله الا کتب الله (علی الله) شکرها له قبل ان یحمده علیها. و لا اذنب عبد دنبا فعلم ان الله مطلع علیه ان شاء عذبه و ان شاء عفا عنه الا غفر له قبل ان یستغفره
خداوند متعال نعمتی به بندهای عطا نمیفرماید که آن بنده میداند که آن نعمت از جانب حضرت حق جل و جلا بدو رسیده است خداوند (از روی کمال لطف و مرحمت) شکران نعمت را قبل از آنکه آن بنده شکرگزاری کند در نامه عمل او ثبت میفرماید. و بندهای گناهی مرتکب نمیشود در حالی که میداند خداوند [ صفحه ۱۲۹] به حال او آگاه و خبیر و بصیر و دانا میباشد، اگر خواهد او را (بدان گناه) عذاب میکند و اگر خواهد وی را میآمرزد و از گناهانش میگذرد (در این حال) قبل از آنکه توبه کند خداوند وی را میبخشد و میآمرزد.
ما حار من استخار و لا ندم من استشار یا علی: علیک بالدلجه فان الارض تطوی باللیل ما لا تطوی بالنهار یا علی اغد باسم الله فان الله تبارک و تعالی بارک لامتی فی بکورها
علی بن عیسی اربلی در کشف الغمه (ص ۱۹۰ سوم) مینویسد: از جمله اخباری که حضرت جواد (ع) از پدران بزرگوار خود از حضرت علی (ع) نقل میکند که: حضرت امیرالمومنین (ع) فرمود: رسول اکرم (ص) مرا به یمن فرستاد و به من سفارش و اندرز فرمود که: آنکس که در کارها طلب خیر از خدا کند حیران نماند. و کسی که مشورت کرد پشیمان نگردید. بر تو باد به سیر و حرکت در شب زیرا که زمین در شب طی و پیچیده میشود به قدری که در روز نمیشود. در هنگام صبح با نام خدا شروع کن به کارها زیرا خداوند بامداد را [ صفحه ۱۳۰] جهت امت من مبارک گردانیده است.
ما عظمت نعمه الله علی عبد الا عظمت علیه مونه الناس، من لم یحتمل تلک المونه فقد عرض النعمه للزوال
نعمتهای خداوند تبارک و تعالی بر بندهای عظیم و زیاد نمیشود مگر آنکه رنج و زحمت مردم بر او زیاد میگردد. آن کس که زیربار این زحمت (تحمل بار مشقت مردم و اجتماع) را نکند نعمت خود را در معرض زوال و نیستی قرار میدهد. در سرور الفواد عبارت اندکی تفاوت دارد.
ما هدم الدین مثل البدع
هیچ چیزی مانند بدعتها باعث خرابی دین نمیشود (خراب نکرد دین را چیزی مانند بدعتها)
مجالسه الاشرار تورث سوء الظن بالاخیار
همنشینی با بدان سبب بدگمانی نسبت به نیکان است. حضرت عبدالعظیم حسنی از حضرت جواد (ع) از پدران بزرگوارش از امیرالمومنین (ع) روایت میکند.
مقتل الرجل بین لحیتیه و الرای مع الاناه
کشتن گاه مرد بین دو طرف صورت اوست (زبان که در دهان [ صفحه ۱۳۱] او قرار گرفته است.) و اندیشه با سستی توام است (تعجیل در کارها نباید کرد). در برخی از نسخهها: «بین فکیه» نوشته شده است و معنی چنین میشود که: قتلگاه مرد بین دو فک اوست یعنی زبانش که گفتهاند: زبان سرخ سرسبز میدهد بر باد.
من احب البقاء فلیعد للبلاء قلبا صبورا
آنکس که هستی و بقای (در دنیا را) دوست دارد پس باید که قلبی شکیبا و صبور در برابر بلاها مصیبتها (جهت خود) آماده گرداند. در سرور الفواد این سخن: من طلب البقاء…. نوشته شده است.
من اخطا وجوه المطالب خذلته الحیل
کسی که پیشآمدها او را به اشتباه و خطا بیندازد حیلهها وی را پست و خوار گرداند (کسی که مرتکب اشتباهی شد برای نجات از آن به حیله و مکر متوسل میشود و همین حیلهها موجب رسوائی و خواری او میگردد.
من استحسن قبیحا کان شریکا فیه
کسی که کار زشتی را خوب و نیکو شمارد (و از آن تعریف کند و یا از آن خوشش آید.) در (گناه آن کار) شریک میباشد. [ صفحه ۱۳۲]
من استغنی بالله افتقر الناس الیه و من اتقی الله احبه الناس و ان کرهوا
کسی که طلب غنا و ثروت و بینیازی از خداوند، کند مردم به او نیازمند گردند. و آن کس که از خدای بپرهیزد مردم او را دوست دارند اگر چه (قلبا دوستی او را مایل نباشند.)
من استفاد اخا فی الله فقد استفاد بیتا فی الجنه
آنکس که فائدهای بدهد به برادری در راه خدا به درستی که استفاده نموده خانهای در بهشت. استفاده به معنی: فائده بردن و فائده دادن و فائده خواستن است بنابراین معنی فرمایش امام (ع) چنین است که: هر کس به خاطر خدا به برادری فائده برساند خود در بهشت خانهای به فائده برده است. از وصایای رسول اکرم به حضرت امیر (ع). [ صفحه ۱۳۳]
من اصغی الی ناطق فقد عبده فان کان الناطق عن الله فقد عبدالله و ان کان الناطق ینطق عن لسان ابلیس فقد عبد ابلیس
کسی که به سخن گویندهای گوش میدهد به تحقیق وی را عبادت و بندگی کرده است. اگر سخنگو از خداوند تبارک و تعالی سخن گوید شنونده عبادت خدا کرده است و اگر گوینده از زبان شیطان حرف بزند این کس عبادت شیطان نموده است. در سرور الفواد (ص ۴۹) از کتاب بحارالانوار (ص ۳۳۲ هفتم) به روایت ابراهیم ابن ابی محمود این جمله را از فرمایشات حضرت رضا (ع) نقل میکند. در هر حال مفهوم این کلام آن است که به سخن هر گویندای نباید گوش داد چه بسا که شیطانی باشد به صورت انسان مصور گشته و بخواهد با سخنان دلفریب و گیرا و ظاهرا صحیح خود مردم را گمراه کند که گفتهاند: ای بسا ابلیس آدم رو که هست پس بهر دستی نباید داد دست این کلام از رسول اکرم و از امام ششم نیز روایت شده است.
من اطاع هواه اعطی عدوه مناه
آنکس که از هوای نفس خود اطاعت و فرمانبرداری نمود آرزوی دشمن خود را به او داده است (به آرزوی دل دشمن خود عمل کرده است) زیرا که اطاعت نفس موجب بدبختی و سیه روزی است و دشمن نیز همین را میخواهد. [ صفحه ۱۳۴]
من امل انسانا فقد هابه و من جهل شیئا عابه
کسی که انسانی را امیدوار کرد به تحقیق او را ترسانیده است. کسی که چیزی را نمیداند آن چیز را عیب میگذارد
و الفرصه خلسه
وقت و فرصت از دست رفتنی است
و من کثر همه سقم جسمه
آنکس که هم و غمش زیاد شد جسمش بیمار گشت
و المومن لا یشتفی غیظه
خشم و غضب مومن هرگز تسکین نمیپذیرد
و عنوان صحیفه المومن حسن خلقه
نشانه و علامت نامه مومن اخلاق پسندیده اوست
من امل فاجرا کان ادنی عقوبته الحرمان
کسی که به فاسق و بدکاری امیدوار باشد، کمترین عقوبت او ناامیدی است.
من انقاد الی الطمانینه قبل الخبره فقد عرض نفسه للهلکه و العاقبه للمعتبه
آنکس که قبل از خبر گرفتن و آگاه شدن از کاری بدان مطمئن شد و یقین حاصل نمود خویشتن را در معرض هلاک و نیستی قرار داده است و سرانجام کارها به سرزنش شدن منتهی میشود. [ صفحه ۱۳۵]
من انقطع الی غیر الله و کله الله الیه
کسی که امید به غیر خدا داشته باشد خدا آن کس را بر او وکیل گرداند (باید کارها را به خدا واگذاشت و امید از غیر او هر کس و هر چه باشد برید که همه محتاج اویند. و امید به غیر خدا داشتن یکی از مظاهر شرک خفی است.)
من تهور اصیب و من شتم اجیب
آنکس که متهور و بیباک بود گرفتار مصیبت و بلا میشود و کسی که دشنام داد جواب دشنام میشنود.
من رفق رجل باخیه ترک توبیخه بحضره من یکره
از نشانههای دوستی و رفاقت مرد نسبت به برادر (مومنش) سرزنش نکردن اوست در حضور کسی که از او کراهت دارد (نمیخواهد در برابر او وی را سرزنش کنند)
من رکب مرکب الصبر اهتدی الی مضمار النصر
آنکس که بر مرکب صبر و شکیبائی سوار شد (صبر کرد) به میدان پیروزی و موفقیت راهنمائی میشود. صبر و ظفر هر دو دوستان قدیمند در اثر صبر نوبت ظفر آید [ صفحه ۱۳۶]
من شهد امرا فکرهه کان لمن غاب عنه و من غاب عن امر فرضیه کان لمن شهده
کسی که کار (بدی) را ببیند از آن بدش آید مانند کسی است که آن را ندیده است (چون توجه به آن نکرده است) و کسی که کار زشتی را ندیده اما به آن شاد و خشنود بوده همچون کسی است که آن را دیده است (زیرا درباره آن کار و جزئیاتش تحقیق کرده است)
من عتب علی الزمان طالت معتبته
کسی که بر دنیا و زمانه (در اثر پیشآمدهای ناموافق) خشم گیرد (و ناراحت شود) این ناراحتیها بر او ادامه خواهد یافت (در برابر حوادث و اتفاقات ناملایم روزگار باید صبر کرد و از خداوند تبارک و تعالی فرج و گشایش خواست و دانست که اظهار نارضایتی خود مصیبتی است اضافه بر مصیبت و بلیه اولیه) حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) از حضرت جواد (ع) و آن حضرت از پدران خود از حضرت امیرالمومنین (ع) روایت فرمودند. [ صفحه ۱۳۷]
من عرف الحکمه لم یصبر علی الازیاد منها
کسی که حکمت را شناخت، در زیاد کردن آن شکیبائی روا نمیدارد، (دانشمندان از دانشجوئی دقیقهای آرام نمیگیرند.)
من عمل علی غیر علم کان ما یفسد اکثر مما یصلح
کسی که بدون علم کاری را انجام دهد فساد آن کار بیشتر از آن چیزی است که اصلاح میکند (فساد و بدی کار بدون علم از نتیجه مطلوبه او بیشتر است.) (در کشف الغمه عبارت اندکی اختلاف دارد.)
من غرس اشجار التقی اجتنی ثمار امنی
آنکس که درخت تقوی و پرهیزکاری کشت نمود میوههای آرزو چید (در اثر تقوای نفس به مراد و آرزوی خود رسید.) [ صفحه ۱۳۸]
من غلب جزعه علی صبره حبط اجره و نعوذ بالله من ذلک
آنکس که بیتابی و جزع او (در مصیبت) بر شکیبائی و صبر او چیره شود. اجر و پاداش او (در آن مصیبت) از بین میرود و پناه میبریم به خداوند تبارک و تعالی از این (یعنی از بین رفتن اجر مصیبت) شرح و مقدمه این سخن را در جمله (ان نفسنا) به طور اختصار بیان کردیم.
من لم یرضی من اخیه بحسن النیه لم یرض بالعطیه
کسی که از بردارش به نیت خوب راضی نمیشود به بخشش و عطا نیز خشنود نمیگردد.
من وثق بالله و توکل علیه نجاه الله من کل سوء و حرزا من کل عدولو کانت السموات رتقا علی عبد ثم اتق الله لجعل له مخرجا منها
کسی که در کارهایش اعتماد به خداوند تبارک و تعالی نمود (و به او امیدوار گشت) خداوند او را از هر بدی و سختی نجات میدهد و از هر دشمنی در پناه خود میگیرد (که به او گزندی نرسد) اگر آسمانها بر بندهای بسته شود سپس آن بنده از خدا بپرهیزد (و مرتکب گناه نشود) خداوند برای او راه نجاتی از آن مهالک قرار میدهد. [ صفحه ۱۳۹] خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید: آیه و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب
من وعظ اخاه سرا فقد زانه و من وعظه علانیه فقد شانه
آنکس که برادر (مومن) اش را در پنهان پند و نصیحت کرد او را در حقیقت زینت کرده و پیراسته است و آنکس که وی را آشکارا (و در نزد مردمان) نصیحت نمود و اندرز داد وی را خوار و سبک ساخته است.
من لم یعرف المصادر اعیته الموارد
آنکس که اصل و مبداء چیزی را نشناخت زحمات وارد و خارج شدن بدان کار وی را خسته میگرداند.
موت الانسان بالذنوب اکثر من موته بالاجل و حیاته بالبر اکثر من حیاته بالعمر
مرگ انسان در اثر گناه و گناهکاری از مرگش در اثر اجل بیشتر است (و همچنین) زندگانیش در اثر نیکی کردن زیادتر از زندگی او در اثر عمر (خدادادی) اوست (گناه موجب تعجیل در مرگ [ صفحه ۱۴۰] و نیکی به ارحام و مسلمین و غیره موجب تاخیر در مرگ میباشد همچنان که در اخبار از بزرگان دین رسیده است که صله رحم موجب طول عمر و صدقه سبب رفع بلا میباشد.) در سرور الفواد به جای اکثر «اکبر» نوشته شده است به معنی بیشتر.
الموده قرابه مستفاده
دوستی خویشاوندی به دست آمدهای است. (دوستی و محبت مانند خویشی و قومیت است.)
المومن برکه علی المومن و حجه علی الکافر
مومن برای مومن موجب برکت است و برای کافر دلیل و راهنماست. (و در قیامت حجت خداوند است بر کافر که هیچگونه عذر و بهانهای نداشته باشد. در قرآن کریم میفرماید: و لله الحجه البالغه یکی از این حجتهای بالغه خداوندی مومنین میباشند. [ صفحه ۱۴۱]
المومن یحتاج الی ثلث خصال توفیق من الله؛ و واعظه من نفسه؛ و قبول ممن ینصحه
شخص مومن به سه صفت نیازمند است: اول: توفیق از طرف حضرت حق جل و علا. دوم: پند دهندهای از نفس خودش (عقل، وجدان، دین، نفس لوامه) سوم: پذیرفتن پند و نصیحت از کسی که او را اندرز میدهد. در تحف العقول (ص ۴۵۷) جمله: (ثلث خصال) را ندارد.
الناس اخوان فمن کانت اخوته فی غیر ذات الله فانها تحور (تعود) عداوه و ذلک قوله تعالی: «الاخلاء یومئذ بعضهم لبعض عدو الا المتقین»
مردم (همچون) برادران میباشند پس کسی که برادریش برای غیر ذات مقدس حضرت حق جل و علا باشد (به خاطر امور دنیوی با دیگری اظهار محبت و دوستی و برادری کند.) پس او (در حقیقت با او) دشمنی کرده است دوستی آنان به دشمنی برمیگردد و این است معنی فرمایش خداوند تبارک و تعالی که میفرماید: دوستان در این روز (یعنی روز رستاخیز) برخی از آنان دشمن عدهای دیگر میباشند مگر مردمان پرهیزکار (که اینان در قیامت [ صفحه ۱۴۲] دشمن یکدیگر نیستند.)
الناس اشکال و کل یعمل علی شاکلته
مردم به صورتها و طبیعتهای گوناگون میباشند هر کدام به طبیعت و سرشت خود عمل میکنند. مه فشاند نور و سگ عوعو کند هر کسی بر طینت خود میتند
نعمه لا تشکر کسیئه لا تغفر
نعمتی را که شکر آن به جای آورده نشود همچون گناهی است که آمرزیده نشود.
و الله لا وصل الی حقیقه معرفتنا الا من من الله علیه و ارتضاه لنا ولیا
عسکر، غلام حضرت جواد (ع) ضمن داستانی میگوید: حضرت مرا مخاطب ساخته و فرمودند: به خدا قسم به کنه و حقیقت معرفت ما نمیرسد مگر کسی که خداوند تبارک و تعالی بر او منت نهاده و خواسته است که از دوستان ما باشد. [ صفحه ۱۴۳]
یکون للصاحب الامر غیبه فی بعض هذه الشعاب (و اوما بیده الی ناحیه ذی طوی)
محمد بن اسماعیل بن بزیع و اسماعیل بن جابر نقل میکنند که حضرت جواد (ع) فرمود: از برای حضرت صاحب الامر غبتی در برخی از شکافهای اینجا میباشد و با دست مبارک اشاره فرمود به ناحیه ذی طوی. نویسنده گوید: شیعیان و منتظرین ظهور آن بزرگوار هر روز جمعه با گریه و انابه دعای شریف ندبه را میخوانند و میگویند: ابرضوی او غیرها ام ذی طوی یعنی: ای امام زمان آیا در کوه رضوی و یا در ذی طوی و یا جائی غیر از آن میباشی.
یوم العدل علی الظالم اشد من یوم الجور علی المظلوم
روزی که درباره ستمگر دادگری شود سختتر است از آن روزی که (او) بر مظلوم و ستمدیده ظلم روا داشته است. [ صفحه ۱۴۴]
استدراک
اشاره
قبلا برخی از جملات کوتاه و سخنان پرمغز و آبدار منسوب به حضرت جواد (ع) را منقول از کتب مختلف نقل کردیم. اینک جهت مزید فایدت و بهرهمندی بیشتر خوانندگان عزیز به نقل چندین جمله دیگر مبادرت میشود. قبل از شروع مناسب است که حدیثی از امام ششم (ع) نوشته شود. ابوبصیر گوید از حضرت ابی عبدالله (ع) شنیدم که میفرمود: رحم الله عبدا حببنا الی الناس و لم یبضضنا الیهم: اما و الله لو یردون محاسن کلامنا لکانوا به اعز و استطاع احد ان یتعلق علیهم بشئی ولکن احدهم یسمع الکلمه فیحط الیها عشرا. خداوند رحمت کند بندهای را که ما رادر نزد مردم محبوب و گرامی گرداند [ صفحه ۱۴۵] و نزد آنان مورد خشم و غضب نسازد: قسم به خدا اگر سخنان شیوای ما را (همانگونه که میشنیدند نقل میکردند (و چیزی به آن نمیافزودند) بهتر و شایستهتر بود و احدی (از مخالفین) نمیتوانست بر آن دست زند (و آن را عوض کرده و یا کم و زیاد نماید) اما یکی از آنها کلمهای میشنود و(از پیش خود) ده کلمه بر آن میافزاید یا کم میکند (بعدا آن را به ما نسبت میدهد). (ص ۴۲ جلد دوم روضه کافی حدیث ۲۹۳)
ابتدء نصب او تکد
کار را شروع کن یا به نتیجه مطلوب میرسی و یا زحمت آن بر تو میماند (در هر حال باید کار را شروع کرد و در انجام کار سستی و اهمال ننمود).
ان ابن آدم اشبه شیئی بالعیار اما راجح بعلم (بعقل) او ناقص بجهل
حضرت جواد (ع) میفرماید: در کتاب حضرت علی (ع) وارد شده است که: به درستی که فرزند آدم شبیهترین چیز است به سنگ محک با برتری و امتیازش به جهت علم و دانش (خرد و عقل) اوست و یا سبب نقص او نادانی او میباشد.
ان الاسلام قد قید الفتک
اسحق انباری گوید: حضرت جواد (ع) ابن ابی الرزقاء و ابو السمهری را لعن فرموده و خون آنها را هدر گردانید. اسحق پرسید آیا [ صفحه ۱۴۶] خون آنها را هدر کردی و کشتن آنان را مباح گردانیدی؟ در جواب فرمودند: اسلام برای خونریزی حد و قیدی معین کرده است.
ان الله عزوجل یقی بالتقوی عن العبد ما عزب عنه عقله
بدرستی که خداوند تبارک و تعالی به واسطه تقوی و پرهیزکاری بنده را از (پیشآمدها و صدمات و مکروهات چنان) حفظ میکند که عقلش بدان نمیرسد (و راه چاره آن را نمیداند).
احسن من العجب بالقول ان لا یقول
نیکوتر از عجب و شگفتی در اثر گفتار آن است که گفته نشود.
تعرف عن الشیئی اذ صنعته لقله صحبته اذا اعطیته التنفل زینه القناعه خاطر بنفسه من استغنی
جناب عبدالعظیم حسنی از حضرت جواد (ع) و آن حضرت از پدران بزرگوارش از امیرالمومنین (ع) روایت میکند که فرمود: آن کس که خود را بینیاز (از پند و نصیحت) دانست خویشتن را به خطر و هلاک افکند.
الدین عز
دینداری موجب عزت است [ صفحه ۱۴۷]
السنه سنتان: سنه فی فریضه، الاخذ بها هدی و ترکها ضلاله و سنه فی غیر فریضه الاخذ بها فضیله و ترکها الی غیرها خطیئه
حضرت جواد (ع) از پدران بزرگوار خود از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم روایت میکند که آن حضرت فرمودند: سنت بر دو نوع است: ۱- سنت در واجبات یاد گرفتن و عمل به آنها موجب هدایت و رستگاری و ترکش سبب گمراهی است. ۲- سنتی در غیر واجبات یاد گرفتن آنها فضیلت و امتیاز است و ترک آنها بدون جهت خطا و اشتباه است.
سوء العاده کمین لا یومن
عادت زشت و نکوهیده کمینگاه ناامنی است.
صن نفسک عن عار العاجله و نار الاجله
شخصی خدمت حضرت جواد (ع) عرض کرد: مرا در جمله کوتاهی پندی و اندرزی بفرمائید: حضرتش به او فرمودند: خود را از ننگ و عار در دنیا و آتش دوزخ نگاهداری کن.
ضمنت لمن زار ابی بطوس عارفا بحقه الجنه علی الله تعالی
حضرت عبدالعظیم حسنی از حضرت جواد (ع) روایت میکند که آن حضرت فرمودند: ضمانت میکنم برای کسی که پدرم را در طوس زیارت میکند در حالی که [ صفحه ۱۴۸] حق او را بشناسد (یعنی او را امام واجب الاطاعه بداند و به اوامر و نواهی او عمل کند) در نزد خداوند تبارک و تعالی بهشت را (من ضامن او هستم که خدا او را به بهشت ببرد.)
الطمع علی قدر السبیل
حرص و آز به اندازه طول راه است انسان باید اندیشه کند که چند سال در دنیا خواهد ماند و طول زندگانی او چقدر است به آن اندازه در تهیه مال و ثروت دنیا کوشش کند که رفع نیاز عمر کوتاه او را بکند نه بیشتر. سعدی میگوید: آن شنید ستم که در صحرای غور بار سالاری بیفتاد از ستور گفت چشم تنک دنیا دار را یا قناعت پر کند یا خاک گور
عجبت لمن ایقن بالموت کیف یفرح و من یری الدنیا و تغیرها باهلها کیف یرکن البها و ینبغی لمن غفل عن الله ان لا یستبطئی الله فی رزقه و لا یتهمه فی قضائه
احمد بن عمر حلبی گوید: در منی خدمت حضرت رضا (ع) مشرف شدم پس از شرحی که نقل میکند گوید: حضرت جواد (ع) فرمود در قرآن میفرماید: و کان تحته کنزلها این گنج لوحی از طلا بود که بر آن نوشته شده بود. تعجب میکنم از کسی که یقین به مرگ دارد چگونه اظهار شادی و خرسندی میکند و دنیا را با دگرگونیهایش به اهل آن میبیند چگونه به آن اعتماد میکند و شایسته است برای کسی که از یاد خدا غافل و بیخبر میشود اینکه روزی را به سختی و کندی برساند و در این کار نباید خدا را متهم گرداند (که چرا روزی مرا تنگ و سخت قرار داده است). [ صفحه ۱۴۹]
عقوق الوالدین من الکبائر لان الله عزوجل جعل العاق عصیا شقیا
حضرت جواد (ع) از پدر بزرگوارش از جدش روایت میکند که فرمود: نافرمانی از دستورات پدر و مادر از گناهان کبیره است زیرا خداوند تبارک و تعالی نافرمان امر پدر و مادر را گناهکار و بدبخت معرفی فرموده است.
العلماء فی انفسهم خانه ان کتموا النصیحه ان را و انائها ضالا لا یهدونه او میتا لا یحبونه
از نامه حضرت به سعد الخیر دانشمندان در حقیقت خیانتکارند اگر از پند و اندرز گوئی خودداری کنند و حقایق را (به خاطر امور واهی) پنهان دارند اگر گمراهی را دیدند و هدایتش نکردند یا مردهای (جاهل و نادان) را دیدند و او را به نور علم و معرفت زنده نکردند.
کل امه قد رفع الله عنهم علم الکتاب حین نبذوه و ولاهم عدوهم حین تولوه
از نامه حضرت به سعد الخیر هرامت و ملتی که کتاب خدای را کنار گذارند (و به دستوراتش از امر و نهی عمل نکنند) خداوند قادر متعال علم به کتاب و فهم و درک معانی (قرآن) آن را از آنان سلب و رفع کند و دشمن خود وآنان را بر آنها حکومت و ولایت دهد.
لئن ظننتم انا لا نراکم و لا نسمع کلامکم لبئس ما ظننتم
اگر گمان کنید که ما شما را نمیبینیم و صدای شما را نمیشنویم بد فکر میکنید. [ صفحه ۱۵۰] خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید: و قل اعملوا فسیری الله عملکم و رسوله و المومنون… (سوره التوبه قسمتی از آیه ۱۰۵). خداوند متعال خطاب به مومنین میفرماید: ای پیغمبر به آنان بگو: عمل کنید زود است که خدا و پیغمبرش و مومنین عمل شما را ببینند. در تفاسیر مومنون در این آیه شریفه به ائمه اطهار (ع) تفسیر شده است طالبین مراجعه کنند.
لا هدم للدین مثل البدع
هیچ چیز مانند بدعتها و خودآوردیهای در دین موجب انهدام و خرابی دین نمیشود.
ما شکر الله عبد علی نعمه انمعها علیه الا استجب بذلک المزید قبل ان یظهر علی لسانه
شکرگزاری ننمود بندهای بر نعمتی که خداوند متعال به او انعام و اکرام فرموده است مگر آنکه خداوند قادر متعال از لطف و کرم و بزرگواری خود در برابر این شکرگزاری نعمت او را زیاد میکند پیش از آنکه او شکر را بر زبان آرد. [ صفحه ۱۵۱]
ما من عمل افضل یوم النحر من دم مسفوک او مشی فر بر الوالد او ذی رحم قاطع یاخذ علیه بالفضل و یبتدا بالسلام او رجل اطعم من صالح نسکه و دعا الی بقیتها جیرانه من الیتامی و اهل المسکنه و المملوک و تعاهدا لاسراء
در روز عید قربان هیچ کاری بهتر و بالاتر از این پنج کار نمیباشد: ۱- قربانی کردن ۲- به دیدار پدر و مادر رفتن و با آنها نیکی نمودن ۳- به ملاقات خویشانی که با آنها قطع کرده است رفتن و ابتداء به سلام کردن به آنها و مازاد هزینه خود را بدانها دادن. ۴- از قربانی خود بخورد و با زیادی آن همسایگان یتیم و فقیر و بیچاره خود را میهمانی کند و به آنان بخوراند. ۵- دلجوئی و رسیدگی به حال اسیران و گرفتاران در بند.
من الشکر معرفه المرء بقدره
یکی از وسیلهها و راههای شکرگزاری بنده نعمتهای خداوند تبارک و تعالی را خویشتن شناسی است (شناختن انسان قدر و منزلت خود را موجب شکرگزاری اوست و از شکر او محسوب میشود).
من عتب من غیر ارتیاب اعتب من غیر استعتاب
کسی که تحمل رنج و زحمتی کند بدون آنکه در نتیجه آن شک نماید شادی و خوشی به او میرسد بدون آنکه انتظار آن را داشته باشد (برای آن زحمت کشیده باشد).
من وثق بالله اراه السرور و من توکل علی الله کفاه الامور
آنکس که بر خداوند تبارک و تعالی اعتماد کرد خدا او را شاد و خرم میگرداند و آنکس که کارهایش را به او واگذاشت خداوند امور او را کفایت فرماید. [ صفحه ۱۵۲]
من هجر المداراه قاربه المکروه
آنکس که از ملایمت و مدارا کردن با مردم دوری کند (تندخو و خشن باشد) چیزهای نامطلوب و مخالف میل به او نزدیک شود (بدی به او برسد) قبلا نوشتیم که در برخی از کتابها این جمله: شر المداره نقل شده است (جمله ۶۳). [ صفحه ۱۵۳]
الحمد الله و له الشکر
سپاس ذات اقدس حضرت حق را که به این بنده خود توفیق عنایت فرمود که مختصری از شرح حال حضرت تاسع الائمه المعصومین و نخبهای از فرمایشات درربار آن بزرگوار را جمعآوری نموده و هدیه محضر مبارک سومین فرزند آن امام معصوم یعنی حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا فداه نمایم. مطالب گفتنی درباره آن حضرت بسیار است و به علت کمی وقت از نقل تمامی آنها صرفنظر شد. همچنین کلمات و سخنان آن حضرت نیز زیاد وبه اندکی قناعت گردید. و السلام خیر ختام
ارزش کار فکری و عقیدتی
الاحتجاج – به سندش، از امام حسین علیه السلام -: هر کس عهده دار یتیمی از ما شود که محنتِ غیبت ما، او را از ما جدا کرده است و از علوم ما که به دستش رسیده، به او سهمی دهد تا ارشاد و هدایتش کند، خداوند به او میفرماید: «ای بنده بزرگوار شریک کننده برادرش! من در کَرَم کردن، از تو سزاوارترم. فرشتگان من! برای او در بهشت، به عدد هر حرفی که یاد داده است، هزار هزار، کاخ قرار دهید و از دیگر نعمتها، آنچه را که لایق اوست، به آنها ضمیمه کنید».
التفسیر المنسوب إلی الإمام العسکری علیه السلام: امام حسین علیه السلام به مردی فرمود: «کدام یک را دوستتر میداری: مردی اراده کشتن بینوایی ضعیف را دارد و تو او را از دستش میرَهانی، یا مردی ناصبی اراده گمراه کردن مومنی بینوا و ضعیف از پیروان ما را دارد، امّا تو دریچهای [از علم] را بر او میگشایی که آن بینوا، خود را بِدان، نگاه میدارد و با حجّتهای خدای متعال، خصم خویش را ساکت میسازد و او را میشکند؟».
[سپس] فرمود: «حتماً رهاندن این مومن بینوا از دست آن ناصبی. بیگمان، خدای متعال میفرماید: «و هر که او را زنده کند، گویی همه مردم را زنده کرده است»؛ یعنی هر که او را زنده کند و از کفر به ایمان، ارشاد کند، گویی همه مردم را زنده کرده است، پیش از آن که آنان را با شمشیرهای تیز بکشد».
مسند زید: امام حسین علیه السلام فرمود: «هر کس انسانی را از گمراهی به معرفت حق، فرا بخواند و او اجابت کند، اجری مانند آزاد کردن بنده دارد».

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *